میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

کشورهای عضو میثاق (به رنگ سبز)

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مشتمل بر یک مقدمه و پنجاه و سه ماده است که در تاریخ 16 دسامبر 1966 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیده و از طرف نماینده مختار دولت ایران 4 آوریل 1968 در نیویورک امضا شد و پس از تصویب مجلس شورای ملی در جلسه روز سه شنبه 23 آبان ماه 1351، در جلسه روز 4شنبه هفدهم اردیبهشت ماه 1354 شمسی به تصویب مجلس سنا رسید.

دولت ايران در تاريخ 15/1/1347 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي را امضا کرده و در ارديبهشت 1354 از تصويب گذرانده است و به اين ترتيب به آن اعتبار قانوني بخشيده و خود را به آن متعهد ساخته است.

بعد از انقلاب نيز جمهوري اسلامي ايران نه تنها ميثاق را رد نكرده و خروج از عضويتش را اعلام ننموده بلكه سياست كلي‌اش مبني بر همكاري با كميته حقوق بشر بوده است.

در بخش سوم از این میثاق نامه، ماده ی ششم- بند 5، به مسئله ی اعدام کودکان زیر 18 سال پرداخته می شود:

«حکم اعدام در مورد جرایم ارتکابی اشخاص کمتر از 18 سال صادر نمی شود و در مورد زنان باردار قابل اجرا نیست.»

متن کامل میثاق نامه را از اینجا بخوانید: میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی

پ.ن.۱ منبع و مطالعه بیشتر

پ.ن.۲ کشورهای عضو میثاق در تصویر به رنگ سبز نمایش داده شده اند.

گزارش همایش تاسوعا (از دید خودمون)

طبق معمول صبح وارد سالن شدیم. قبل از ما بچه های جمعیت کرمانشاه به اتفاق جعفر دم در معطل بودند. هماهنگی لازم انجام شد و وارد سالن شدیم. صندلی ها چیده شده بود. طبق معمول جو اون سالن بزرگ آدم را می گرفت. از همون اول آماده سازی سالن را شروع کردیم. بعد کم کم بقیه اضافه شدند. بقیه هم کم استرس نداشتند چون تبلیغاتمون خیلی ضربتی بود. کلا ۲- ۳ روز.

نزدیک ظهر بود که یک آقای معمم به همراه چند نفر اومد که گویا از روی کنجکاوی یا هر چیز دیگه می خواست بدونه ما فعالیتمون سیاسی هست یا نه. خلاصه ی کلام این که بهش گفتیم سیاست بی ارزش تر از این حرف هاست. خیالش راحت شد و رفت.

قسمت قسمت با محمد شایسته کنداکتور را می چیدیم. حسام برای مجری گری هماهنگ می شد. آیدین داشت کلیپ را حاضر می کرد. بچه های روابط عمومی و تدارکات میز را می چیدند و انتظامات هم آخرین هماهنگی ها را انجام می داد. البته برخی مسئولین کانون بی اجازه تو کنداکتور ما دست بردند که باعث کسل کنندگی برنامه شد که می دونم ضرر زد.

موقع نهار تنهایی پشت توری ها نشسته بودم. یه جورایی تو خودم. داشتم به صحبت هایی که می خوام بکنم فکر می کردم. کمی هم می خواستم آرمش ذهنی پیدا کنم چون می دونستم تا ۵ ساعت بعدی یک لحظه هم نخواهم نشست، مثل ۴ ساعت گذشته. البته این دلیل نمی شد که نفهمم که بچه ها مدام داشتند از صحنه ی نشستن من پشت تور زمین و نهار خوردن تنهایی فیلم و عکس می گرفتند. به ما هم بدهند ممنون می شیم.

ساعت یک ربع به ۳ شد. دیدم سالن خالیه. داشتم افسرده می شدم. مدام داشتم صحنه ی خالی بودن را تجسم می کردم. بد بود. من استرس نداشتم تا قبلش.

ساعت ۳:۳۰ شد. سالن پر پر بود. محمد بهم گفت شروع کن. ولی گروه سرود نیومده بود. خودم شخصا رفتم دنبالشون. می دونستم کسی را بفرستم دیر می شه. همون موقع فهمیدیم تیم صوتی سرود ملی نداره. به زور گیر اومد. سیستم پخش نداشت. روی لبتاپ میکروفن گرفتیم. یادمون باشه بگیم این تیم صوتی را دیگه نمی خوایم.

کندکاتور طولانی شد و از صحبت های خودم زدم. می دونم به هم ریخته شد.

شارمین که اومد خیلی کوبنده حرف زد. و خیلی هم سطح بالا. دیگه دوره سطحی صحبت کردن تو طفلان گذشته. مرد و مردونه محکم تو دهنی زد ...

مددجوها با بابک اومدند بالا. تجربه اول بابک بود. منم که مدام تمرکزش را می ریختم به هم.

این حقیقت تلخ جامعه است که جرم های مظلومانه کمتر شده. ولی باید بالاخره سعی کرد. چون می دونیم تو کانون بی گناه کم نیست. از خدا می خوایم کمکمون کنه از دستمون در نرن.

...

سالن پر بود. جا کم اومد. کار به جایی کشید که به بچه های انتظامات گفتیم بقیه را روی سکوها راهنمایی کنند. این از اون جمله هاست که آدم دوست داره بگه.

...

علی که دو سال پیش آزاد شده بود کارت محل کارش را بهم داد. خوشحال شدم. محمد اومد سر زد. از کارش حرف زد. خسرو آزاد شده. یعنی همونی که قرار بود پارسال دار بخوره. فرامرز سرحال بیرون بود. به شوخی بهش گفتم دیدی بیرون چقدر زندگی سخته؟! تایید کرد.  مصطفی پیش خانواده و ...

فکر کنم فرهاد و حسین آزاد بشن. پولشون که اوکی شد اونجا. البته بیشتر زبانی. مشکل مهران حل شد. پول را بهش دادیم. مهران دیگه نمی ره بزرگسال. برای حمید یک ساله که داریم پیگیری می کنیم. دعا کنید حل می شه ...

اگر همه چیز اوکی بشه شاید پول جمع شده به ۳۰ میلیون تومن برسه. دقیقش معلوم نشده. حدود ۱۵ تومنش خارج از مراسم یعنی قبل از شروع جمع شد. خرده ریز ها زیاد شد. البته یک رقمی. پول هدف همایش نیست ولی به هر حال وسیله است. آزادی این بچه ها هم هدف صرف ما نیست. ما می خواهیم بچه زندانی اصلا نباشه که بخوایم آزادش کنیم.

ما همه حرفمون را تو بیانیه زدیم.

شارمین هم حرف همه ما ها را زد.

بیایید همه با هم کاری کنیم که اربعین فوق العاده بشه. همایش ثانویه در اربعین.

هر سال یا تاسوعا یا اربعین معجزه دیدم ...

سال اول مصطفی و یوسف و بچه های بی تجربه طفلان و نجات یک اعدامی (تاسوعا ۸۵)

سال دوم آقای آزادانی و میثم و آزادی میثم بعد از سه سال حبس اون هم اون طور غافلگیر کننده (اربعین ۸۶)

سال سوم آویشه و اهداء گردنبندش و اون موج عظیم. اهداء حلقه ی خانمی که شوهرش دست نداشت و ... (اربعین ۸۷)

و فکر کنم باید دیگه با سالن سینمای ۲۰۰ نفره ی کانون که ۶ بار تا به حال پذیرای ما بوده خداحافظی کنیم (تاسوعا و اربعین ۸۵و ۸۶ و تاسوعا و ۲۰اسفند ۸۷). دیگه افراد جمعیت زیاد شدند. دیگه دغدغه ی پر کردن سالن کمتر شده. این کار طفلان و تیمش نیست صرفا. حاصل حرکت همه ی بچه ها در همه ی طرح هاست.

لطفا هر کس نظرش را برای بهتر شدن همایش اربعین بگه.

از همه کسانی که کمک کردند هم به نوبه ی خودم تشکر می کنم.

همایش اول طفلان مسلم

زمان: شنبه، ۵ دی ماه ۱۳۸۸ (تاسوعا)، ساعت ۱۵

مکان : شهرزیبا، خ کانون، کانون اصلاح و تربیت

آدرس سایت طفلان مسلم

امسال محرم هم رسید و  طرح طفلان مسلم. باز هم کانون اصلاح و تربیت و کودکانی که حاصل غفلت جامعه اند ...

...

مادر، بهنام را برای خرید به مغازه فرستاده است. بهنام با عجله هنگام برگشت به خانه، پیاده با دختری 13 ساله برخورد کرده و سر دختر به لبه جدول برخورد می‌کند. جمجمه دختر دچار شکستگی شده و ضربه مغزی می‌شود. خرج عمل دختر 500 هزار تومان شده که خانواده مددجو پرداخت کرده‌است. مبلغ دیه نزدیک به 7 میلیون می‌باشد. مادر می‌گوید که نهایتا می‌تواند با کمک فامیل 2 میلیون تومان تهیه کند. در حال حاضر دختر سالم می‌باشد.

 ...

 مجید به همراه برادر و دو پسر دایی در ماشین بوده اند که صدای ضبط زیاد بوده و پلیس دنبال آنها میکند. برادر پشت فرمان بوده و از ترس گیر افتادن و فرار میکنند که سر پیچ سرعت ماشین زیاد بوده و با ستون برق برخورد میکنند و دو پسر دایی فوت می‌کنند. برادر با دیدن این صحنه می‌ترسد و فرار میکند و مجید بعد از رسیدن پلیس و در پرس و جوی پلیس خود را صاحب ماشین معرفی میکند که برادر دستگیر نشود. یکی از پسر دایی ها 1 سال و هشت ماهه ودیگری 17 ساله بوده است.

 ...

 حادثه حدود دو ماه پیش اتفاق افتاده است. عباس با موتور یکی از اقوام برای دور زدن بیرون رفته است. موتور سر یک پیچ زمین خورده و به سمت یک خانم پرت می‌شود. در این حادثه پای مصدوم آسیب می‌بیند. شاکی گفته که اگر پایش خوب شود رضایت می‌دهد و در غیراینصورت دیه‌ای را که قانون مشخص کرده دریافت می‌کند.

 ...

مبلغ دیه هنوز مشخص نشده است. اما پدر مصدوم گفته که 10 میلیون تومان را دریافت می‌کند.

...

خواهرزاده مصدوم دوست عباس است و در زمان حادثه با عباس بوده است.

...

حادثه 2 سال پیش اتفاق افتاده است. با سه نفر از دوستانش در زمین فوتبال دعوا کرده است. پدر از قول امین می‌گوید که در کلانتری وی را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند تا او اعتراف کند که مقتول را کشته. امین ادعا می‌کند که کسی را نکشته است. امین مدعی است که صادق که دوست او می‌باشد مقتول را با چاقو کشته. پدر مدعی است که رئیس آگاهی وی را دشنام داده است.

...

 پدر و نا مادری حمید درگیر معاینه فنی ماشین بودند که خواهر زاده آقای ارفعی تماس گرفته و گزارش می دهد که حمید را به خاطر سرقت موتور بازداشت کرده اند. بنا به گفته نا مادری حمید به عنوان راننده و دوستانش سوار بر موتور بودند که به علت سرقت موبایل دستگیر می شوند.

...

نا مادری به دلیل شرایط خانوادگی و وضعیت همسرش اطلاعات زیادی از ماجرا نداشته و همه اظهارات بر پایه حدس و گمان ایشان و به صورت تقریبی می باشد.

...

 تاریخ 18 آبان فرد مددجو سوار بر موتور با داشتن یک همراه (بدون گواهینامه) در خیابان صوراسرافیل ناصرخسرو با یک دستگاه خودرو پژو تصادف کرده و بر اثر پرتاب شدن موتور، موتور به یک خانم اصابت کرده و فرد مذکور دچار جراحت شکستگی پا شده، به گفته مادر مددجو راننده پژو از صحنه حادثه گریخته و خود مددجو نیز مدعی است که موتور به خانم آسیب دیده برخورد نکرده و خودروی پژو به هر دو اصابت کرده، کارشناسان قضایی در صحنه حاضر شده و کروکی تصادف نیز توسط پلیس کشیده شده است. به دلیل نداشتن گواهینامه بیمه از ارائه خدمات اجتناب نموده و مددجو به صورت موقت از کانون اصلاح و تربیت آزاد شده، بنا به گفته مقامات قضایی دادگاه پس از درمان کامل فرد آسیب دیده تشکیل خواهد شد که پزشکان طول درمان کامل را 4 ماه تخمین زده اند.

...

 بنا به گفته پدر: عادل و برادر 21 ساله اش بر سر دوستان عادل جدل داشته و یک روز که برادر حریف برادر نمی شود که که ارتباطش را با دوستانش قطع کند موهای وی را طوری کوتاه می کند که عادل نتواند مدتی بیرون برود. بد از ظهر همان روز عادل از روی لج در حالی که بر اثر مصرف قرص روانگردان تعادل روحی نداشته به کلانتری رفته و اظهار داشته که در سرقت موتو با دوستانش همدست است. به گفته برادر دوستان عادل به بی گناهی عادل اعتراف کردند اما بازپرس قبول نکرده و همچنان عادل در کانون به سر می برد.

...

محکومیت وی حبس یا 20 میلیون وثیقه می باشد.

...

 بعد از مرخصی رفتن پدر مددجو، احسان و دوست و فامیلش فرهاد تصمیم به گشتن داخل شهر را می گیرند که شب موقع برگشت به منزل در تاکسی با فردی تقریبا 40 ساله به نام حسین که مدعی می شود از اهالی میدان خراسان است آشنا می شوند، حسین از آن ها درخواست می کند که شب را مدتی در منزل آن ها بگذراند و اعتماد احسان و فرهاد را جلب می نماید، فرد مذکور پس از ترک منزل یک ساک دستی در خانه جا می گذارد، صبح روز بعد مامورین نیروی انتظامی به خانه وارد شده و ساک دستی را برداشته و متوجه 50 گرم ماده مخدر کرک درون آن می شوند، گفتنی است که احسان و فرهاد به دلیل حس امانت داری در طول شب از باز کردن ساک خودداری کرده بودند.

...

متاسفانه این دو نفر به جرم حمل مواد مخدر فعلا در کانون اصلاح و تربیت به سر می برند و مقامات قضایی بالاخص قاضی پرونده حاضر به پاسخگویی صحیح به خانواده این دو نفر نبوده و خانواده از راهنمایی قضایی، مشاوره و دانستن حق و حقوق خود محروم مانده اند. حتی به دستور قاضی اجازه حضور در بعضی از جلسات دادگاه را نیز ندارند.

...

 شخص شاکی که چاقو خورده است با 2تاازهمشهری های خودش نزدیک پارک فدک دعوا می کنند که محمد برای جداکردن دعوا وارد می شود ومحمد را فقط بخاطراینکه تودعوا بوده دستگیرمی کنند .شخص شاکی مست بوده است .

محمد حدوددوماه هم درکانون بوده است وبا وثیقه ای که پدرش می گذارد آزاد می شود وبعد ازاینکه دادگاه تشکیل می شود مجرم شناخته می شود درحال حاضردرکانون هست.خودش جرم را به گردن گرفته است ولی پدرش می گوید که اورا مجبورکرده‌اند !!!!!

...

حتی 4 نفرشاهد هم دردادگاه اظهارداشتند که محمد را دردعوا ندیده اند.

...

شاکی دونفرهمشهری های خودش را آزاد کرده است وفقط محمد درزندان است چون ادعا دارند که محمد چاقو زده است .

...

  3 ماه پیش جهت کار به تهران مهاجرت می کند. در محل کار با همکارش درگیر می شود و با مشت به صورت شاکی می زند

...

 از زبان خود مددجو: تو پارک با یکی (پسر) چشم تو چشم شدم. چک زد بهم. خوابوندمش زمین. یک ماه بعد آمدند سراغم.

شاکی ادعا می کند که مددجو با قمه زده است (به دست مضروب)

...

 با موتور با یک عابر پیاده تصادف می کند و بعد از تصادف درگیر می شوند. ولی آسیب، ناشی از نصادف از ناحیه بینی بوده و در حال حاضر شاکی دارد.

...

شرح مختصر رفتار بزهکارانه فعلی (مشکل از دید مددجو): سابقه دزدی کلان داشته با یکی از دوستانش بعد از سرقت موبایل در هنگام دزدی موبایل، ماشین به نامبرده زده و ماموران او را دستگیر کردند.

...

 کار فرمای وی مدعی است مددجو به مبلغ 8 میلیون تومان وجه نقد و طلا از گاو صندوق وی به سرقت برده است، در صورتی که مددجو اظهار می کند مرتکب هیچ گونه سرقتی نشده است.

...

 مددجو در زمین فوتبال با یکی از بازیکنان دعوا می کند و با شیشه نوشابه وی را مصدوم می کند.

...

 در سر ساختمانی که کار می­کرد با کسی که از آشنایان مادرش هم بوده به علت فحاشی درگیر می­شود، برای تلافی چاقویی را می­گیرد که به تهدید آن فرد بپردازد، چاقو را به سینه­ی رو می­زند و فرد فوت می­شود.

...

 در یکی از روزهای ماه رمضان با پسرخاله اش (مقتول) در ساختمانی که مشغول کار بود، به شوخی می­پردازد و با چوب به او می­زند. روز بعد کلانتری او را دستگیر می­کند و به او می­گویند که پسرخاله­اش به دلیل خون ریزی مغزی مرده است.

...

 به گفته خود مددجو در منزل یکی از دوستانش بوده که به علت وجود مواد مخدر تحت تحقیب بودند، به جرم هم­دستی بازداشت شده است.

...

 مددجو در ماه رمضان برای خريد از منزل خارج می شود و به دليل سرعت با يک دختر بچه بر خورد می کند و سر دختر بچه به لب جوی برخورد می کند و دچار شکستگی می شود.مددجو دختربچه را به بيمارستان می رساند و در آنجا 500 هزار تومان نيز خرج کرده است.

...

 بر اثر تصادف بوسيله موتور منجر به آسيب يک عابر پياده( يک زن) ميشود که از ناحيه پا آسيب می بيند و در حال حاضر شاکی می باشد.

...

با ماشين پدر (پرشيا 81) به همراه برادر که راننده بوده و 3 تا از پسر دايی هايش در خيابان می رفتند. صدای ضبط بلند بوده و تحت تعقيب پليس قرار می گيرند. چون برادر مدارک همراهش نبوده می ترسند و فرار می کنند که در اين حين پليس جلوی آنها می پيچد و منحرف می شوند و به يک تير برخورد می کنند. 2 تا از پسر دايی ها که عقب نشسه بودند فوت می کنند. برادرش فرار کرده و حين پر کردن فرم فکر می کنند مجيد راننده بوده است و دايی شاکی است.

...

 مددجو با 4-5 نفر از دوستان و رفقا در منزل نشسته و مشغول قليان کشيدن بودند. مددجو با برادر رفيقش دعوا می کند . زير گوشش می زند و با چاقوی ميوه خوری سه ضربه به گردن و .. مقتول می زند. پدر و مادر مددجو در منزل بودند.

...

 

همایش اول طفلان مسلم

زمان: شنبه، ۵ دی ماه ۱۳۸۸ (تاسوعا)، ساعت ۱۵

مکان : شهرزیبا، خ کانون، کانون اصلاح و تربیت

ورود برای عموم آزاد است

آدرس سایت طفلان مسلم

همایش اول طفلان مسلم

زمان: شنبه، ۵ دی ماه ۱۳۸۸ (تاسوعا)، ساعت ۱۵

مکان : شهرزیبا، خ کانون، کانون اصلاح و تربیت

آدرس سایت طفلان مسلم

 

 

گرد و غباری سخت بر فضای صحرا حاکم شده بود.. کاروان وارد شده٬ سردار علقمه همچنان بر پیکره کاروان خاندان رسول الله همچون درب خیبری است که پدرش یکتنه از جا کند تا نشان دهد علی آسمانی است... فرزندان رسول الله خبر دارند که روز موعود نزدیک است... آب جیره بندی است و صحرای کربلا امروز صحنه ورود نماینده خدا روی زمین است... از کوفه خبر هایی می آید.. طفلان مسلم در کوچه های تاریک کوفه به دنبال سر پناهی هستند... می ترسند که دشمن آسیبی به پیکره نحیفشان بزند

دشمن نامرد است.. کوچه ها تاریک ...انسان های گرگ صفت در همه جای این تاریخ خاک گرفته بشر هستند و این را خوب می دانند... ولی تنهایند... تنها

در این سو می گویند ندایی را یک نصرانی شنیده..کیست مرا یاری کند.... پیشگویان می گویند قرار است خورشید به دو نیم شود... این روزها در عالم چه خبر است... محرم آمده... خیابان ها سیاه شده اند و آماده ایم... می خواهیم به استقبال برویم.. هزار و اندی گذشته... نگاهی بینداز... طفلان مسلم زمانه ما هنوز در خیابان ها به دنبال سرپناهی هستند... طفلانی از نداری می میرند و طفلانی در پشت میله های زندان ندامت به فکر آزادی از دست رفته  و غیر قابل باورند...

آری زنی تنها در این شهر ضجه می زند به یاد ضجه های غریب زینب... پسری به فکر آزادی است مثل طفلان مسلم ... اکنون کربلا اینجاست... بین الحرمین همین جاست ... یاد حسین(ع) زنده نگه داشتن مرد می خواهد در این زمانه زشت و بی پناه... زمانه ای که شکم پرستی و هزینه های هنگفت برایش امام حسین شده و هدف را گم کرده اند در این زنگار بی مهری... انسانی که از تعفن به دنیا آمد و با تعفن از دنیا می میرد واقعا رسم کربلا مداری است که به فکر طفلان و زنان این زمانه نباشد... اعتیاد .. فقر.. گشنگی... دیه ... این دیار لیاقت حسین دارد؟؟؟

قیمه محرم ٬ علم چهل تیغه ٬ سیر کردن آدم های سیر  ٬ سیاستی مخلوط محرم ٬ بی نمازی ٬ هزاران مورد شده محرم ما ......

نمی خواهم نمادین  بر سینه ام بزنم و لبانم را به دروغ بر نام حسین مزین کنم

نمی خواهم این محرم بی تفاوت بگذرم از جامعه بی وجدانم

نمی خواهم کسی را در پشت میله های ندامت ببینم

نمی خواهم دختر فراری را ببینم که به خاطر سر ما تن  فروشی می کند

نمی خواهم معتادی را ببینم که از روی نداری دخترش را می فروشد

 این روزها محرم هم با ما قهر کرده....

بوی قیمه از هیئت می آید... افراد علم های میلیونی را برای تظاهر آماده می کنند... آن هیئت علمش طلا است و دیگری را در اصفهان ساخته اند... چهار  کوچه بالاتر  به دختر و زن بی سر پناهی تجاوز می شود ... کودکی با شکمی گشنه و با هزاران آرزو می خوابد ... پسری از پشت پنجره باران زده کانون به فکر آزادی است تا این خزان آخرین خزان او باشد در زندان ندامت زندگی اش....

نویسنده: محمد محسن دولتشاهی

 

جهت آشنایی بیشتر با طرح طفلان مسلم (فاز اجرایی) خصوصا در زمینه کودکان در بند، فایل مربوطه را از لینک زیر دانلود کنید.

پروپوزال طرح طفلان مسلم

 

چارت اجرایی طرح طفلان مسلم سال 1388

اینجا ایران است

اینجا ایران است ، سرزمین من و تو ، سرزمینی مانند تمام سرزمینهای دیگر ، اینجا ایران است ، نه مدینه فاضله است ، نه شهر سوخته ، نه بهشت برین ، نه جهنم افروخته ، اینجا ایران است فقط ایران.

میخواهم از نقطه ای از این ایران صحبت کنم که شاید به فراموشی سپرده شده باشد !

این نقطه پر است از انسانهایی که میتوانستند آینده سازان این ایران باشند ، میتوانستند ابن سینا ، زکریای رازی ، امیر کبیر و یا پوریای ولی باشند ، میتوانستند برافرازنده پرچم ایران باشند ، میتوانستند افتخار ایران و ایرانی باشند ، اما...

اما اکنون در این نقطه از این ایران گرد هم جمع شده اند و نه به اقتضای سن و گناه کبیره اشان که به دلیل غفلت و کم کاری منو تو تقاص شرایطشان را میدهند.

تقاص منو تو که وقتی میتوانستیم جلوی مواد مخدر را بگیریم ، نگرفتیم.

تقاص گناه منو تو که وقتی میتوانستیم آنها را غرق محبت کنیم ، نکردیم.

تقاص گناه منو تو که وقتی میتوانستیم کمکشان کنیم تا مجبور نباشند با سن کمشان کار کنند ، نکردیم.

تقاص گناه منو تو که وقتی میتوانستیم، غرق دنیای کوچک خودمان بودیم و آنها را فراموش کردیم.

حال این کودکان معصوم زیر 18 سال در این نقطه از این ایران یعنی کانون اصلاح و تربیت تقاص کم کاری منو تو را میدهند.

منو تو کم کار بودیم و غافل چون من، من بودم و تو، تو.

اما اکنون وقت آن رسیده که بدور از تمام منیت ها و دنیازدگی ها دست در دست هم نهیم ، ما شویم  و  دست این کودکان را به گرمی دست رهاشده از منیت بفشاریم.

وعده ما  ظهر تاسوعا و اربعین  کانون اصلاح و تربیت

جلسه رابطین دانشگاه ها

ا سلام

بدينوسيله اعلام مي گردد كه روز شنبه جلسه فعالين در دانشگاه ها به منظور تبليغات در دانشگاه ها با حضور كليه رابطين دانشگاه ها و افراد علاقه مند در دانشگاه تهران برگزار مي گردد.

در اين جلسه تبليغات در خصوص طرح هاي طفلان مسلم، شام عياران و فاطيما آگاهي رساني مي شود و برنامه منسجمي براي اين كار به رابطين و فعالين داده خواهد شد.

از كليه اعضاي اصلي طرح، رابطين دانشگاه ها و افراد علاقه مند به فعاليت دعوت مي شود تا حتما در اين جلسه حضور فعال به هم برسانند.

مكان: دانشگاه تهران، دانشكده قديم داروسازي، كلاس عابدبني، از درب پورسينا تقاطع 16 آذر و پورسينا

زمان: شنبه 21/آذرماه/1388 ساعت 16

شناسایی مددجویان در کانون

شناسایی مددجویان در داخل کانون به پایان رسید. طی پنج هفته مراجعه به کانون اصلاح  و تربیت، موفق شدیم تا پرونده حدود 50 مددجو که از طرف مسوولین کانون معرفی شده بودند را مطالعه کرده و با آنها مصاحبه داشته باشیم.

آمار جرائم در میان این تعداد از مددجویان به شرح زیر می‌باشد:
  - سرقت 19 مورد
  - ایراد ضرب و جرح 11 مورد
  - تصادف 10 مورد
  - قتل 7 مورد
  - حمل مواد 3 مورد
  - زورگیری 3 مورد

8 مورد از موارد بالا، طی همین مدت از کانون آزاد شدند.

برنامه‌ای که برای ادامه کار خواهیم داشت به این صورت است که ابتدا مددجوها براساس نوع جرم و اینکه چه میزان استحقاق آزادسازی را دارند، اولویت بندی شده و خانواده‌های آنها شناسایی می‌شوند. مددجوهای شناسایی شده را می‌توان به دو گروه تقسیم‌بندی کرد.

الف) کسانی که شرایط لازم برای آزادسازی را دارند؛ مانند موارد تصادفی، و یا مواردی مانند درگیری و دعوای منجر به جرح یا قتل که فرد در اثر ناآگاهی از عاقبت رفتار ناهنجار خود و بدون نیت مجرمانه و یا برنامه‌ریزی قبلی و یا مواردی از سرقت که فرد از روی ناچاری و قرار گرفتن در شرایط معیشتی ناگوار، مرتکب جرم شده است.
ب) کسانی که مرتکب جرایم عمدی و با برنامه‌ریزی قبلی شده‌اند و باید کیفر تعیین شده را تحمل کنند. مانند موارد سرقت، زورگیری، حمل مواد ...

کسانی که در گروه الف قرار می‌گیرند، با توجه به میزان مشارکت خیرین و توانایی جمعیت و اولویت در ضرورت آزادی، برای آزادسازی و پس از آن مراقبت و حمایت‌های پس از خروج، انتخاب می‌شوند.
در مورد کسانی که در گروه ب قرار می‌گیرند، جمعیت برنامه‌ای برای آزادسازی ندارد. اما این دسته از افراد پس از تحمل کیفر تعیین شده و آزادی، نیاز به حمایت و مراقبت‌های لازم دارند تا از بازگشت مجدد آنان به سوی بزه و در نهایت زندان جلوگیری شود.

لازم به تذکر است که توانایی جمعیت در آزادسازی و مراقبت‌های پس از خروج مددجویان، وابسته به میزان مشارکت و همکاری اعضای جمعیت و خیرین محترم می‌باشد.

سابقه تاریخی وضع و اجرای قوانین درباره ی بزهکاران جوان در دنیا

بحث ما در اینجا درباره ی این است که آیا در جوامع گوناگون انسانی و در فلسفه ها و عقاید مختلف، بزهکار جوان را به کیفر رسانده یا او را درمان کرده اند. این نکته که به عنوان سابقه ی تاریخی بزهکاری جوانان مورد بحث قرار می گیرد شامل دو مبحث است.

اول- از قدیم تا آغاز قرن بیستم.

دوم- قرن بیستم و دو جنگ جهانی و مسائل نو.

برگرفته از کتاب بزهکاران جوان- تالیف دکتر رضا علومی- انتشارات امیرکبیر- 1348

ادامه نوشته

اعدام کودکان در دنیا و یک بررسی فقهی

 
 
 
اعدام، مجازاتي‌ است‌ که‌ تا کنون در مورد آن‌ بحث‌هاي‌ فراواني‌ شده‌ و نگاه کشورها در مورد قانوني‌ دانستن‌ آن‌ متفاوت‌ است .براساس آمار در 94 کشور،اعدام‌ قانوني‌ است و 15‌ کشور نيز آن را در مورد جرايم‌ خاص،‌ قانوني‌ مي‌دانند.
در همين حال بررسي هاي کارشناسي نشان مي دهد که 28 کشور جهان آن‌ را قانوني‌ مي‌دانند، اما به‌ آن‌ کمتر عمل‌ مي‌کنند . در مجموع‌ در 57 کشور مختلف جهان نيز مجازات‌ اعدام وجود ندارد. اما آمريکا از جمله کشورهايي‌ است‌ که‌ در آن‌ اعدام قانوني‌ محسوب مي شود.
در اين بررسي اعدام کودکان زير سن 18 سال در برخي کشورهاي مختلف جهان مورد بررسي قرار گرفته است...
ادامه مطلب


 

عمادالدين باقي
 
نظريه يي که اساس تحقيق را تشکيل مي دهد همان است که آيت الله مطهري در عبارتي کوتاه خلاصه کرده است؛ «عدل مقياس دين است نه دين مقياس عدل»(مطهري، 1403، ص14) يعني آنچه عدل است دين مي گويد، نه آنچه دين مي گويد عدل است. اين نظريه اساس تفکر کلامي، فلسفي و فقهي معتزله و شيعه است (هر چند در اين تحقيق به مناسبت از آراي پيشوايان و علماي اهل سنت نيز بهره گرفته ايم) با فرض اصالت حقوق بشر و در نتيجه منع اعدام کودکان، هدف اين تحقيق را مي توان کشف اصول و قواعد شرعي در توجيه منع اعدام هاي زير 18 سال دانست و نيز تلطيف و تصحيح اين نگرش سنتي که منع اعدام و قصاص را براي کودکان نابالغ (به معناي دختران زير 9 سال و پسران زير 13 سال يا زير 15 سال) روا مي شمرد نه بيش از آن سنين...
 
ادامه مطلب

بررسی آماری علل بزهكاری جوانان و نوجوانان

روزنامه همشهری : پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۵/ بهرام پیراسته

بزه ، اولین  پدیده ای  است كه  با تجمع  افراد به  دور یكدیگر و شكل  گرفتن  جامعه ، تظاهر می كند، زیرا گرد هم  آمدن  افراد موجب  سرپیچی  از برخوردهای  گوناگونی  بین  آنها شده و به  همین  دلیل  دستورات  و مقرراتی  پدید می آید تا قدری  آزادی  افراد را به  سود جامعه  مقید گرداند و حدود هر یك  از افراد جامعه  را مشخص  شود. بررسی های  جرم  شناسی  نشان  می دهد كه  هر معلولی ، علتی  دارد و هیچ  چیز به خودی  خود به  وجود نمی آید بنابراین  هر جرمی  هم  دارای  علل  سازنده ای  است  كه  بر روی  فرد اثر می گذارد و او را بسوی  ناسازگاری  و نابهنجاری  سوق  می دهد.
بزهكاری  اصولاً از مجموعه ای  از جرایمی  به  وجود می آید كه  در یك  زمان  و مكان  معین  به  وقوع  می پیوندد و به  همین  جهت  زمانی  كه  مورد بررسی  قرار می گیرند، در حقیقت  كلیه  پدیده های  اقتصادی  ،فرهنگی ، بهداشتی ، سیاسی ، مذهبی ، خانوادگی  و... یك  جامعه  عمیقاً مورد مطالعه  واقع  می شوند. در وهله  اول  بزهكاران  از جهات  مختلف ، سن ، میزان  تحصیلات ، جرم ، مشكلات  خانوادگی  و... تقسیم  بندی  می شوند و بدنبال  آن  علل  و عوامل  مؤثر بزهكاری  اطفال  و نوجوانان  و پیشگیری  از این  عامل  مورد بررسی قرار می گیرد...

مطالعه ادامه ی مطلب

دو نگاه به قوانین موجود در مورد اعدام کودکان

 

 بخشنامه رئيس قوه قضائيه در خصوص منع اعدام افراد زير ۱۸ سال تمام
سال ۱۳۸۷

 
مساله اعدام افراد زير ۱۸ سال يكي از بحثهاي چالشي موجود در حقوق ايران است كه بازتابي بين المللي نيز داشته و اتهام نقض حقوق بشر را نيز مدتهاست كه در اين زمينه متوجه دستگاه قضايي ايران نموده است.

پيوستن ايران در سال ۱۳۷۳ به كنوانسيون حقوق كودك و متعاقباً لازم الاجراء شدن مفاد اين كنوانسيون در حقوق ايران را شايد بتوان نقطه عطف وقوع اين چالش در حقوق ايران محسوب نمود...

ادامه ی مطلب را از اینجا بخوانید.



ایران بیشترین آمار اعدام کودکان را دارد.

قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران در اکثر قریب به اتفاق در اینگونه موارد حکم قصاص را پیش از رسیدن این کودکان به سن قانونی صادر می‌کند؛ اما در مواردی که بازماندگان مقتول از خونخواهی چشم پوشی نکنند، حکم قصاص را پس از رسیدن مجرم به سن ۱۸ سال اجرا می‌کند.

اما موردی چون محمد حسن‌زاده متولد سال ۱۳۷۰ هم هست که در ۱۵ سالگی در روستایی از توابع شهرستان کامیاران مرتکب قتل شده بود و خبر اعدام او در خرداد ماه امسال در آستانه ۱۷ سالگی در سنندج، مخالفان اجرای مجارات اعدام برای کودکان را در ایران وجهان غافلگیر کرد و اعتراض آنان را برانگیخت...
ادامه ی مطلب را از اینجا بخوانید.

گریه برای کسی که دادخواه گریه کنندگان شد!؟

من اصلا نمی فهمم عزاداری برای چی، برای کی؟! مگه نه این که حسین برای اینکه گریه مردمش رو نبینه قیام کرد و با سپاه جهل و دروغ و ریاکاری زمان خودش جنگید و جونش رو توی این راه گذاشت تا به ما بفهمونه که یک انسان چی کار باید توی این دنیا بکنه؟ مگه نه اینکه حسین شهید شد و الآن توی بهترین اعلاعلییین پیش خدا روزی میخوره؟! پس باید گفت مرحبا به حسین، باید به حال خود جاهل مون گریه کنیم که توی مرداب جامعه متعفن ما بوی تعفن فقر، اعتیاد و تجاوز به دختر فراری و پاتوق فروش دختربچه و پسربچه بیداد می کنه...

همین امروز صبح توی یک محله پایین شهر رد می شدم دیدم ماشااله یک علم 70 من گذاشته بودند وسط کوچه؟! آخه که چی؟ مگه حسین علم بلند می کرد، عباس علم بلند می کرد؟ به ما گفتند عباس علم دار ولی هیچ کس فکر نکرده که اگه عباس یک همچین علمی رو بلند می کرد دیگه مگه می تونست برای بچه های تشنه آب بیاره. اصلا کی اون بنده واقعی خدا علم بلند می کرده تا خودش و زورش رو نشون بده. نه جونم عباس علم دار، علم انسانیت و عیاری و جوانمردی رو بلند کرده بود نه علم بی غیرتی و بت پرستی رو...

آسيب شناسي عزاداري محرم

کورها، لال ها و فلج ها در شهرها بی سرپرست مانده اند و شما نه رحمی بر آنان می کنید و نه عملی را که در خور شأن خودتان باشد، در مورد آنان انجام می دهید؛ و یا قصد انجام آن را دارید. فقط با چاپلوسی و تملق، پیش ستمگران رفاه و آسایش خویش را می جوئید.
هر ساله دهها ميليون نفر از مردم ايران و نيز نيز دهها ميليون نفر از ساير كشورهاي جهان حتي در بين ملل غير مسلمان ميلياردها تومان وميلياردها ساعت وقت خود را به اين امر مقدس اختصاصا مي دهند.متاسفانه عزاداري ها با همه اهميت و جايگاه مهمي كه در فرهنگ اسلامي دارند،در طول زمان دچار آفت ،خطرات و انحرافاتي شده است كه نقش اين وسيله مهم را تا حدودي كمرنگ كرده است.

اين آفات موجب شده است تا عزاداري ها و اساساً بزرگداشت ها ،نتوانند همه كاركردهاي وتوانايي هاي خود را بروز  وظهور دهند به عبارت ديگر برگزار كنندگان اين مجالس نتوانسته اند از همه آثار مقدس و مهمي كه در مورد توجه و مقصود خداوند و اولياي دين در سفارش حكيمانه واكيدشان به برپايي چنين مجالسي بوده است ،بهره برداري لازم و كافي را برده اند.

اگر همه عزادارن به درستي منطق و مفهوم اهداف قيام امام حسين(ع) را به درستي درك مي كردند اين همه مشكلات و معضلات اعم از شيوه هاي مختلف:نوحه سرايي وعزاداري به وجود نمي آمدواگر پيام امام حسين(ع) جدي گرفته مي شد شاهد اين همه مظاهر زشت و تاسف برنگيز فساد،فقر،تبعيض وعقب ماندگي نبوديم.

و اگر در سوگواري كربلا توجه مي شد و اين همه بودجه و امكانات كشور  به درستي و با هدف هدايت مي شد و صرف خريد علامت ها،طبل ها،قيمه پلوها و.... نمي شد در عوض صرف از بين بردن فقر،فساد،جلوگيري از كار كودكان،مبارزه با مواد مخدر و.... مي شد دچار اين معضلات نبوديم.

ودر آخر.....

هيچ دين و ملتي در جهان چنين وسيله قدرتمندي را براي پيشرفت و سعادت در دست ندارد،افسوس كه جامعه ما به خوبي و درستي از اين ابزار ارزشمند استفاده نمي كند.

به اميد روزي كه  همه با هم بتوانيم در جهت اعتلاي فرهنگ ونهضت امام حسين(ع) گامي موثر برداريم.

مساجد و هئیت ها

یکی از اهداف طرح طفلان مسلم، رساندن صدای کودکان معضل دار جامعه به نمازگزاران مساجد و رهروان امام حسین (ع) درهیئت ها است تا با پیروی از سیره ی عملی پیشوایشان، هرچه عمیق تر ارزش و ماندگاری خون پیشوایشان را در زمان فریاد کنند. 

در طول ایام محرم هزاران تکیه و هئیت در گوشه و کنار شهر و در سراسر کشور برپا می شوند. اگر هر یک از آنها تنها دعوت نیازمندان کوچه های اطرافش را نه فقط برای یک وعده غذا بلکه برای احیای زندگی آنها لبیک گوید، آن وقت دیگر لازم نیست فریاد کوچه ها را در روزمرگی های  گوش ها زمزمه کرد: باز چه خبر از فقر؟ خبری از آزادگی؟

به امید آزادی و آزادگی، امسال بخش مساجد و هئیت ها در کنار دیگر بخش های طرح طفلان مسلم کار خود را هرچه قوی تر آغاز می کند، به امید آنکه طعم زودگذر یک وعده غذای نذری، جای خود را به ماندگاری شیرین آزادی یک انسان دهد. آزادی از فقر، جهل و درخود ماندگی در کنار آزادی یک کودک از زندان، از بی توجهی و ...

به امید روزی که کسی در بند نباشد...

برای همکاری با گروه هیئت ها و مساجد با شماره ی 09194012609 (علیرضا آمیزطبع) تماس بگیرید. لطفا پیشنهادات و نظرات خودتان را برای روند بهتر کار با گروه در میان بگذارید.

امام حسين(ع)از ديد انديشمندان ومورخان

تاثيري كه حادثه كربلا وقيام امام حسين (ع)بر انديشه مردم و جهان ،حتي غير مسلمانان داشته،عظمت قيام و اوج فداكاري و ويژگي هاي ديگر امام  ويارانش سبب شده كه اظهار نظرهاي بسياري درباره اين نهضت و حماسه افرينان عاشورا داشته باشند. نقل سخنان همه آن كسان كتاب قطوري مي شود. به ويژه كه برخي از نويسندگان غيرمسامان مستقلا كتاب درباره اين حادثه نوشته اند.در اينجا تنها تعدادي اندك از اين نظرها (از مسلمانان و غيرمسلمانان) آورده مي شود:

مهاتما گاندي(رهبراستقلال هند)

من زندگي امام حسين آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه كافي  به صفحات كربلا نموده ام وبرمن روشن شده است كه اگر بخوهد يك كشور پيروز گردد.بايستي از سرمشق امام حسين پيروي كند.

محمد علي جناح(قاعد اعظم پاكستان)

هيچ نمونه اي از شجاعت ،بهتر از آنكه امام حسين از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد در عالم پيدا نمي شود.به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود كه خد را در در سرزمين عراق قرباني كرد پيروي نمايند.

چارلز ديكنز(نويسنده انگليسي)

اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواسته هاي دنيايي بود،من نمي فهمم چرا خواهران و زنان واطفالش به همراه او بودند؟پس عقل چنين حكم مي نمايد كه او فقط به خاطر اسلام ،فداكاري خويش را انجام داد.

توماس كارلايل(فيلسوف و مورخ انگليسي)

بهترين درسي كه از تراژدي كربلا ميگيريم اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند.آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل رو به رو مي شود اهميت ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليتي كه داشت باعث شگفتي من است.

واشنگتن ايرونيگ(مورخ آمريكايي)

براي امام حسين ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن به اراده يزيد نجات بخشد،ليكن مسئوليت پيشوايي مسلمانان اجازه نمي داد كه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد .او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي  وفشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت.در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك ودر روي ريگ هاي تفتيده عربستان.روح حسين فناناپذير است.اي پهلوان و اي نمونه شجاعت  واي شهسوار من ،اي حسين!

موريس دو كبري(انديشمند فرانسوي)

حسين(ع) براي شرف وناموس مردم وبزرگي مقام ومرتبه اسلام از جان و مال و فرزندانگذشت و زيربار استعمار وماجراجويي يزيد نرفت، پس بياييد ماهم شيوه او را سرمشق قرار داده از زير دستي يزيديان نوعي خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم.زيرا مرگ با عزت و شرافت بهتر از زندگي با ذلت است.

پروفسور ماربين(فيلسوف وخاورشناس آلماني)

من معتقدم كه رمز بقا وپيشرفت اسلام وتكامل مسلمانان به خاطر شهيد  شدن حسين(ع) وآن رويدادهاي غم انگيز مي باشد ويقين دارم كه سياست عاقلانه مسلمانان و اجراي برنامه هاي زندگي ساز آن به واسطه عزاداري حسيني بوده است.مادامي كه اين روش و خصلت در ميان مسلمانان وجود دارد هرگز انها تن به خواري نمي دهند و تحت اسارت كسي نمي روند.

جرج جرداق(دانشمند واديب مسيحي)

وقتي يزيد،مردم را تشويق به قتل حسين و مامور خونريزي مي كرد،به آنها مي گفتند:"چه مبلغي مي دهي؟" اما انصار حسين به او گفتند: ما با تو هستيم.اگر هفتاد بار كشته شويم،باز مي خواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.

عباس محمود عقاد(نويسنده واديب مصري)

جنبش حسين يكي از بي نظيرترين  جنبش هاي تاريخي است كه تاكنون در زمينه دعوت هاي ديني يا نهضت هاي سياسي پديدار گشته است.... دولت اموي پس از اين جنبش ،به قدر عمر يك انسان طبيعي دوام نكرد و از شهادت حسين تا نقراض آنان بيش از شصت و اندي سال نگذشت.

امشب داشتم فیلم می دیدم که تلویزیون زیر نویس کرد کسانی که می خوان به ساخت ضریح حرم امام حسین کمک کنند به فلان شماره حساب پول واریز کنند!

من هم بودم روحم آزرده می شد که بی نوایی هست و پیروانم به فکر ضریح فلزی ای هستند که در زمان حیاتم در زمین فانی برایم از پست ترین چیزها هم بی ارزش تر بود.

اندکی فکر ...

بعضی وقت ها نوشتن خیلی سخت می شود ،مخصوصا وقتی در مورد چیزی می نویسی که خود طعم آن را نچشیده ای. من که نه مقتول بوده ام ، نه قاتل نه اولیاء دم . به تحقیق می دانم که باید برای نبودن هر سه تلاش کرد . مقتول که می رود ، اولیاء دم می مانند و دو عذاب ، یکی قبول مرگ فرزندشان، دومی قبول مرگ قاتل فرزندشان . اما قاتل می ماند و یک عذاب و آن هم تمام روزهای پیش رو تا وقت اجرای حکم . آنچه در زیر می نویسم حاصل لحظاتی است که تمام فکرم را بدون ذره ای ترحم متمرکز احساسات قاتل و اولیاء دم کردم .

ادامه نوشته

گزارشی از شناسایی داخل کانون - طفلان 1388

امروز پنج نفری برای دومین بار، رفتیم کانون اصلاح و تربیت تهران. برای کسانی که با طرح آشنا نیستند، لازم است بگویم که برنامه طرح طفلان مسلم به این صورت اجرا می‌شود که ابتدا طی چند بار مراجعه به کانون، مطالعه پرونده مددجویان و مصاحبه با آنها شناسایی اولیه صورت می‌گیرد. مرحله بعد، شناسایی خانواده‌ها می‌باشد. خانواده تمام مددجویانی که درکانون مصاحبه می‌شوند توسط تیم شناسایی خانواده‌ها، شناسایی شده و آنهایی که دارای شرایط باشند، برای آزادسازی و مراقبت‌های پس از خروج، انتخاب می‌شوند.
طبق همین روال، هفته گذشته و امروز مراجعه‌ای به کانون اصلاح و تربیت داشتیم. در این فرصت موفق شدیم که تعداد 17 پرونده را مطالعه کنیم و با 10 نفر از مددجویان مصاحبه داشته باشیم. از لیست اسامی که مددکارهای کانون در اختیارمان قرار دادند، متوجه شدیم که متاسفانه آمار سرقت نسبت به سال گذشته افزایش داشته است. این حقیقتی بود که مسوول مددکاری کانون نیز به آن اعتراف کرد.
در مراجعه امروز، سری هم به گروه ویژه زدیم. لازم است توضیح دهم که مددجویان کانون، براساس سن و جثه به 6 گروه تقسیم می‌شوند. گروه اول، گروه ویژه است که کوکان مجرم زیر 15 سال، در آن نگهداری می‌شوند. کودکانی که قطعا به خاطر شرایط خانوادگی و محیطی بسیار نامناسب، پایشان به این مکان باز شده است. گروه ویژه جای این کودکان است: کودکان بی‌سرپرست یا بدسرپرست، کودکان کار، کودکانی که مورد سواستفاده‌های مختلف قرار گرفته‌اند، کودکان پدر و مادرهای کودک‌آزار، کودک بی‌خانمان، وحشتناک‌تر از همه کودکان معتاد و خلاصه یک کودک ایرانی مسلمان که هنوز طعم زندگی را نچشیده باید طعم زندان را بچشد. زندانی که ما همگی باهم - چیزی شبیه به یک همبستگی ملی - با جهل خودمان برای آنها ساخته‌ایم. نمی‌دانم خبری که امروز از گروه ویژه بدست آوردیم را باید مسرت‌‌بخش نامید یا ناراحت کننده. امروز یکی از بچه‌های گروه ویژه به نام محمد آزاد شد. دو نفر دیگر هم که یک ماه پیش از گروه ویژه به گروه 1 منتقل شده بودند، فردا آزاد می‌شوند. اما آزادی از کانون، به کجا؟ به سمت بهزیستی. نمی‌دانم وضعیت آنها چه خواهد شد. خروج این بچه‌ها از کانون چند حالت مشخص دارد: 1- بازگشت به دامان خانواده‌ای که آنها را تا رسیدن به کانون اصلاح و تربیت، هدایت کرده است؛ خانه فساد، خانه اعتیاد، خانه سو استفاده از کودکان، خانه کودک‌آزاری. 2- آوارگی در خیابان. 3- ورود به بهزیستی: ورود به بهزیستی به این معنی است که اگر کودک در آنجا ماندگار شود، انواع جرایم را از همسالان خود خواهد آموخت و در سن 18 سالگی، از بهزیستی اخراج خواهد شد. اگر هم فرار کند، یعنی آوارگی در خیابان، کارتن‌خوابی، سرمای زمستان... 4- بهترین گزینه و غیرممکن‌ترین گزینه یعنی برعهده گرفتن سرپرستی این کودکان توسط مردم، که تقریبا می‌توان گفت هیچکس حاضر به نگهداری از کودکی ناهنجار در خانه خود نخواهد بود.
هر حالتی را که در نظر می‌گیریم به این نتیجه می‌رسیم که در این کشور بزرگ و پهناور، کشور فرزندان تمدن آریایی، کشور فرزندان کوروش کبیر، کشور مسلمان، کشور شیعیان علی (ع)، کشور نفت‌خیز، کشور چهارفصل و هرآنچه که به آن زیاد افتخار می‌کنیم، یک جا برای این بچه‌های بی‌پناه پیدا نمی‌شود. گویی آنها فرزندان این مرز و بوم نیستند. اما من معتدم که ما فرزندان این مرز و بوم نبوده‌ایم.

به همین دلیل است که ما در تلاشیم تا برای آنها کاری بکنیم و از دوستان جمعیتی یک یا حسین می‌خواهیم تا حرکتی کنیم و به این هموطنان، به این همسایگان بی‌صدا و غریب، طعم زندگی کردن را بچشانیم، طوری که حتی بازگشت این کودکان به کانون اصلاح و تربیت و در سال‌های آینده به دلیل جرایم بزرگتر به زندان بزرگسال، به خواب هیچ ایرانی مسلمانی نیاید.

در صورتی که تمایل دارید در بخش مراقبت‌های پس از آزادی همکاری نمایید، با تلفن 09128172910 تماس بگیرید.

وای بر تکذیب کنندگان

ویل للمکذبین

وای بر تکذیب کنندگان

و ما تکذیب کردیم،

نگاه ملتمسانه دخترک سه ساله را موقع فروخته شدن،

فنا شدن و شکستن دختر فراری را موقع مورد تجاوز قرار گرفتن،

ناله های آدم های بی خانمان را در سرمای زمستان،

اندوه چشمان کودکان بی کتاب را در سر چهار راه فروش گل و فال و مرد عنکبوتی،

و ترس و هزاران حرف ناگفته طفلان مسلم امروز را...

وای بر تکذیب کنندگان...

مریم محجوب

سایت

با سلام

سایت اصلی طرح طفلان مسلم با ساختار جدید

راه اندازی شد.

آدرس:

http://www.teflane-moslem.com/

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را ارائه نمایید.

مصطفی، حمید، خسرو ...

امروز صبح رفتم کانون اصلاح و تربیت تا احتمالا برای آخرین بار مصطفی را تو کانون ببینم. وقت رسیدم تو اتاق مددکاری دیدم مصطفی و برادرش،علی، و خواهرش و همین طور مادرش دور هم نشسته اند. من هم مثل یه مهمون خودمونی که انگار رفته پیش خانواده خودش رفتم بینشون و شدیم پنج نفر. دو تا داداش کوچیکم، مصطفی و علی، و مادر مصطفی که جای مادر همه امون بود تو این سه چهار سال. البته اون قدر بنده خدا برای آزادی بچه اش دوندگی کرد که بیشتر جای مادر بزرگمه. خیلی به ما لطف داره. ما هم خیلی چیز ازش یاد گرفتیم. با مصطفی و علی گل می گفتیم و گل می شنیدیم. مادر مصطفی از دونه دونه مسئولین کانون با چشم پر از اشک تشکر می کرد. من اولش باورم نمی شد. به یکی اشون گفتم "یعنی واقعا مصطفی آزاد می شه؟!" که مصطفی خندید گفت"خدا باورش شده، خلق خدا باورش نشده". البته مصطفی را هم به اندازه کافی تو این مدت نصیحت کرده ایم. دیگه مرد شده و اومده بیرون. وقتی رفت تو کانون بچه بود. چقدر خاطره باهاش دارم. چقدر چیز الان جلو چشمام رد شد که مال همین لحظه است و دلی ه و گفتن نداره. کلی هم با علی سر سربازی گپ زدیم. بنده خدا ترجیح می داد اگر قراره یکی اشون معافی بگیره، داداش بزرگش مصطفی باشه، چون ۶ سال تو کانون عمرش رفت. همه زحمت کشیدند. از مسئولین کانون هم باید تشکر کرد. البته مسئولین کانون هم مدام از ما تعریف می کردند. "ان جی او ایی که ادعا و تبلیغ کاذب نداره ...". مصطفی در سال ۱۳۸۵ از بالای دار اومد پایین. و الان با گرفتن رضایت از شاکی که طعم بخشش را چشید و نعمت صبر نصیبش شد از کانون بیرون می آد. به شوخی به علی می گفتم که "... تو اول مصطفی را آماده کن که سنگک دونه ۵۰ تومن شده ۵۰۰ تومن !"

به حمید غلامی هم سر زدم. می خواست رک و پوست کنده و با التماس ازم اوکی بگیره که کارش درست می شه. ولی من عادت ندارم قبل از آزادی، امیدواری بدم. بهش از آخرین کمک جمعیت برای تعویض خونه به خانواده اش گفتم. از یک سالی که جمعیت کامل با خانواده اش در تماس ه و حمایتش می کنه.  به هر حال امید به آزادی اش داریم. برای آزادی حمید هم خیلی دوندگی داشتیم. آخرش هم فعلا قول یک وام را گرفته ایم تا چقدر بشه امید داشت.

به خسرو هم سر زدم. کسی که سال پیش از بالای دار اومد پایین. چقدر بچه های جمعیت و مسئولین کانون تا اندیمشک رفتند و اومدند تا شاکی از حق خودش بگذره. چقدر پول جمع شد. چقدر آدم دعا کرد.

امسال هم کلی کار داریم. البته خیلی نمی تونم بالاسر بچه ها باشم. به خاطر سربازی.

***

یه نکته راجع به پست قبل بگم. می دونید اگر به جای سهیلا، پدر بچه مرتکب چنین کاری می شد حکم چه بود؟ پدر حکم قیم داره و قانون برای قتل فرزند مجازاتش نمی کنه!!! سهیلا که خدا می دونه گیر چند نفر بدذات افتاد. خدا می دونه اون بچه چی از آب در اومد یا می اومد! خدا می دونه چه جنون یا هر چیزی بهش رو آورد! ولی آیا در این کشور تنها راه چاره آویختن سهیلا بود؟ آیا با این کار مشکلی از مشکلات امثال سهیلا حل شد؟!

اون موقعي كه هزار مدل بلا سرش اومد كجا بودند كه الان موقع دار زدن همه هستند؟!

امروز آمار یک خانم جوان دیگر را که اعدامش نزدیک است را بهم دادند. ببینیم می شه بچه ها برن برایش کاری کنند یا نه.

برای سهیلا، بی پناه ترین ایرانی

برای سهیلا، بی پناه ترین ایرانی

پنجشنبه،
۳۰ مهر، ۱۳۸۸

سهیلا با داشتن 10 میلیون و 500 هزار تومان امکان آن را داشت تا اتاقی را اجاره کند، کار شرافتمندانه یی را بیابد و شب ها از گرسنگی و زمستان ها از سرما به خود نلرزد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------
 

سهیلا قدیری تنهاترین و بی پناه ترین ایرانی که زندان های کشور تاکنون به خود دیده، دیروز اعدام شد.

 

نه کسی را داشت که برای اعدام نشدنش به دادستان التماس کند و نه حتی بیرون در زندان اوین کسی منتظر بود تا انجام اعدام را به اطلاعش برسانند. کسی بدن بی جان او را تحویل نمی گیرد و هیچ ختمی به خاطر او برگزار نمی شود. از همه درآمدهای نفتی کشور فقط چند متر طناب نصیب گردن او شد و از 70 میلیون جمعیت ایران تنها کسی که به او محبت کرد، سربازی بود که دلش آمد صندلی را از زیر پای سهیلا بکشد و به 16 سال بی پناهی و فقر و آوارگی او پایان دهد و او را روانه آن دنیا کرد که مامن زجرکشیدگان و بی پناهان و راه به جایی نبردگان است.
 

سهیلا 16 سال پیش از خانواده یی که هیچ سرمایه مادی و فرهنگی نداشت تا خوب و بد را به او بیاموزد، فرار کرد و میهمان پارک های میدان تجریش شد. حال او یک دختر شهرستانی یا دهاتی با لهجه کردی و لباس هایی بود که به سادگی می شد دریافت به شمال تهران تعلق ندارد و از اینجا بود که میهمان ثابت گرسنگی و سرمای زمستان و گرمای تابستان و نگاه کثیف و هرزه رهگذران شد.پس از سال ها آوارگی در حالی که فرزند ناخواسته یی را حمل می کرد، از سوی پلیس دستگیر شد و برای اولین بار در زیر سقف بازداشتگاه احساس خانه و مامن داشتن را تجربه کرد. به گفته خودش کودک پنج روزه اش را کشت چون تحمل سختی و گرسنگی و آوارگی کشیدن فرزند دلبندش را نداشت.
 

وقتی وکیل در جلسه دادگاه از او می خواهد که بگوید «دچار جنون شده بودم فرزندم را کشتم»، زیر بار نرفت و باز تاکید کرد من عاشق کودکم بودم زیرا به غیر از او کسی را نداشتم ولی نمی خواستم فرزند یک مرد معتاد و یک زن ولگرد بی پناه به روزگار من دچار شود. منطق زن فقیری که در دادگاه تکرار می کرد من روی سنگفرش های خیابان و زیر باران بزرگ شده ام، آن کودک بی پناه تر از مادرش را به کام مرگ کشاند و پس از دو سال مادرش نیز به سرنوشت مشابهی دچار شد.
 

اعدام بی پناه ترین ایرانی این سوال را مطرح می کند که گناه ولگردی و هرزگی یک انسان فقیر و بی پناه و راه گم کرده بزرگ تر است یا گناه جامعه ثروتمندی که برای فنا نشدن امثال سهیلا اقدامی نمی کند. قبح فسق و فجور سهیلا زشت تر است یا اینکه کسی در مناطق شمال تهران از شدت گرسنگی به تن فروشی روی آورد. و در نهایت وجود امثال سهیلای ولگرد و قاتل برای یک جامعه پرادعا و پر از مراسم پرریخت و پاش زشت تر است یا بی تفاوتی نسبت به اینکه در لابه لای کوچه پس کوچه های حوالی میدان تجریش، انسانی در اثر سرمای دی و بهمن چنان به خود بلرزد که برای نمردن از سرما و گرم شدن، هر شب را در خانه یی سپری کند. حال که از فقر و بی پناهی و به تعبیر برخی، استضعاف امثال سهیلا احساس گناه نکردیم، از گرسنه ماندن او در خیابان های پر از رستوران تجریش شرمنده نشدیم، و از اینکه جایی را نداشته تا شب های زمستان را در آن سپری کند. فرجام سهیلا قدیری و کودک پنج روزه اش ثمره یک بی عدالتی و یک ظلم غدار اجتماعی است که برای سر و سامان و پناه دادن به امثال سهیلا چاره یی نیندیشیده. اگر نگاه سنتی خشن و بی عاطفه سیاه و سفید جامعه خود را به تجربه دیگر جوامع متوجه کنیم، درمی یابیم بسیاری از کشورها راه حل هایی را تجربه کرده اند. کشورهای اروپایی مراکزی را دایر کرده اند که هدف از سازماندهی آن پناه دادن به کسانی است که برای مدت کوتاهی یا اساساً سرپناهی ندارند و بدون سرپناه فنا می شوند. حتی در کشور ثروتمندی همچون سوئد یا انگلیس زنانی که در اثر اختلاف خانوادگی از خانه فراری می شوند به مکان های تعریف شده یی هدایت می شوند تا آرامش بیابند و به زندگی عادی بازگردند
 

.برای جامعه یی که مفتخر است هرساله در مراسم و مناسبت ها تعداد دیگ های بار گذاشته شده صدتا صدتا اضافه می شود و بسیاری از نهادها با یکدیگر رقابت می کنند، تامین زندگی دو هزار یا پنج هزار نفر امثال سهیلا هزینه و سازماندهی کمرشکنی محسوب نمی شود.اعدام امثال سهیلا به عنوان نماینده فقیرترین اقشار آسیب پذیر که از یکی از دورافتاده ترین شهرهای غرب کشور به تهران پرتاب شده، کدام حس عدالت طلبی کجای نظام قضایی ما را اقناع می کند و پاسخ می گوید. آیا سهیلا قدیری شهروند دارنده شناسنامه کشور ایران به خاطر محرومیت و فلاکتی که کشید و نقل آن، اشک همگان را در دادگاه درآورد باید غرامت دریافت می کرد یا حکم اعدام. یک هفتادمیلیونیوم درآمدهای نفتی ایران که بالغ بر 735 میلیارد دلار می شود معادل 10 هزار و پانصد دلار یا 10 میلیون و 500 هزار تومان می شود. سهم سهیلا به عنوان عضوی از جامعه 70 میلیونی ایران با یک حساب سرانگشتی 10500 دلار یا 10 میلیون و 500 هزار تومان می شود. در شرایطی که بسیاری از اقشار جامعه ایران با تحصیل در آموزش و پرورش و تحصیلات دانشگاهی مجانی و با دریافت یارانه های بهداشتی، غذایی و دارویی بسیار بیشتر از 10500 دلار از سهم درآمد نفتی تسهیلات دریافت کرده اند، سهیلا به عنوان شهروند جامعه ایران هیچ گاه امکان بهره مندی از هیچ تسهیلات دولتی و ملی را نداشت. به همین لحاظ سهیلا به عنوان کسی که نتوانست از هیچ امکاناتی بهره مند شود، باید حداقل 10 میلیون و 500 هزار تومان سهم خود را از درآمدهای نفتی 30 سال گذشته دریافت می کرد. و نیز به خاطر محرومیت هایی که به آن دچار شد و عقب ماندگی و عقب افتادگی مضاعفی را بر او تحمیل کرد، مبالغ دیگری را نیز باید به عنوان خسارت دریافت می کرد. به این ترتیب سهیلا با داشتن 10 میلیون و 500 هزار تومان امکان آن را داشت تا اتاقی را اجاره کند، کار شرافتمندانه یی را بیابد و شب ها از گرسنگی و زمستان ها از سرما به خود نلرزد. شاید او می توانست خانواده یی تشکیل دهد و لذت مادر شدن و همسر بودن را تجربه می کرد و نیز فرصت می یافت به جای کشتن فرزند دلبندش با شیرین زبانی و شیطنت های کودکانه او آرامش یابد. اما سهیلا به جای آرامش خانواده و همسر و فرزند، در فشار حلقه طناب دار آرام گرفت. حداقل او دیگر گرسنگی نمی کشد، از سرما به خود نمی لرزد و نگاه های هرزه را تحمل نمی کند. بی تردید در رحمت و غفران خداوند رحمان و رحیم آرامش یافته است.
 

روزنامه اعتماد

تيتر را اصلاح كنيد: براي سهيلا يكي از بي‌پناهان ايراني

نویسنده فرزانه روستایی


طفلان مسلم سال ۱۳۸۶ بود. روی سن بودم. هدفمون آزاد کردن میثم بود. دوست صمیمی مصطفی. نمی خوام حاشیه برم ...

...

یه آقای خیری بهم گفت اون پسر (میثم) چقدر پول لازم داره که آزاد بشه؟ گفتم ۱۰ تومن. گفت قول می دید مواظبش باشید؟ گفتم حتما.

...

رفتم روی سن. در گوش مصطفی قضیه را گفتم. پام را نذاشته بودم پایین که سالن از صدای کف زدن ترکید. مصطفی با اشک و گریه اعلام کرد که میثم تبریک می گم. آزاد شدی. هیچ وقت اون صحنه را یادم نمی ره که مصطفی میثم را تو بغلش گرفت و بعد در حالی که عین ابر بهاری گریه می کرد رفت نشست. مادر مصطفی به میثم تبریک گفت ...

مصطفی سه ساله که دیه اش پرداخت شده ولی هنوز آزاد نشده.

امروز عصر خبر رسید که ...

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد؟

گفتا مگوی با کس. تا وقت آن در آید.

با عرض تبریک به تمام دوستان جمعیت، به لطف و رمحمت خدا و تلاش دوستان رای مصطفی.ن رضایت اولیای دم پس از ۵/۳ سال با رافت ایشان اخذ گردید.

 

مصطفی داداش کوچیکه منه انگار. چه روزهایی که تو کانون با هم گپ نمی زدیم. می گفت. می خندید. گریه می کرد مثل ابر بهاری. اون قدر قدم می زدیم که هنوز هم از پا درد شبش می گه ...

زنگ زدم به مادر مصطفی و تبریک گفتم. بنده خدا خیلی دوندگی کرد. ۵ سال دوید و دوید. هنوز می ترسه خوشحال باشه. تا پای پسرش نرسه بیرون خوشحال نیست. از طرفی اون یکی داداش (علی) را هم باید مواظبت کنه. علی مردیه برای خودش. نزدیک خونه ما بود مغازه ای که کار می کرد. سر می زدم گاهی بهش.

مادر مصطفی گفت ولتون نمی کنم شما ها را. منم گفتم معلومه. ما هم شما ها را ول نمی کنیم. به مصطفی بگید اومد بیرون یه زنگ به من بزنه.

همین چند روز پیش بود که دیدمش. امیدوار بود. یادش بخیر. روزهای نا امیدی اش را هم دیده بودیم.

مصطفی در سال ۱۳۸۵ در آستانه اعدام بود. با پرداخت دیه که بخش عمده اش را جمعیت امام علی (ع) در قالب طرح طفلان مسلم تقبل کرد، اعدامش منتفی شد. در این سه سال مدام با خانواده اش در تماس بودیم. رفت آمد داشتیم. مادرش مثل مادر ما بود. با شاکی هم گهگاهی حرف می زدیم. پارسال دعا کردیم که طعم بخشش را بچشه و نعمت صبر نصیبش بشه.

بی صبرانه منتظر یه پیاده روی اساسی با مصطفی ام.

***

فرامرز هم از قدیمی ها بود. بلافاصله بعد از اس ام اس مصطفی خبر نهایی رسید که فرامرز هم امروز رای آزادی اش صادر شد. شاکی فرامرز آدم بزرگیه. خیلی راحت گذشت کرد. با فرامرز بیشتر کل کل داشتم. چه شود!!!

***

امروز قرار بود یه نفر (صفر انگوتی) اعدام بشه. چند تا از بچه ها به اتفاق مسئولین جمعیت و طرح طفلان و دوستان خیر شبانه رفتند نظر آباد تا بلکه با شاکی صحبت کنند.

...

امروز اعدام ۱ ماه عقب افتاد. این یعنی ۱ ماه وقت داره. ۱ ماه وقت داریم.

از دیشب دارم وبلاگ آقای مصطفایی را چک می کنم.

این هم گزارش امروز صبح

"امروز هم روز خیلی سختی بود. جمعیت زیادی در جلوی درب زندان اوین جمع شده بودند تا شاید بتوانند رضایت اولیاءدم مقتولین را بگیرند اولیاءدم صفر انگوتی یک ماه مهلت داد تا رضایتشان اخذ گردد. ولی دیگر محکومین به اعدام از جمله سهیلا غدیری به دار آویخته شدند. جزئیات ماجرا را متعاقبا به نظر گرامیتان خواهم رساند. ولی حیف که سهیلا و دیگران اعدام شدند و ای کاش اولیاءدم مقتولین تاملی کرده و از خون خواهی عدول می کردند و می بخشیدند."

 

بالاخره خضر(ع) می آید ....

این نوشته  براساس اظهارات سعید.غ از مددجویان کانون اصلاح وتربیت تنظیم گشته و کاملا مستند است .

قبل از همه حرف هایم ، اول این را بگویم، این سه سال که همه اش می گویم ، سه سال من است . تو که کانون نبوده ای . فکر می کنی که سه سال مثل سه روز کار است و خب البته برای کسی که اصلا در عمرش کار نکرده سه روز هم خیلی شاق است .
یک چیز دیگر را تا یادم نرفته ، بگویم : من سعید هستم .

ادامه نوشته

درد ما این است...

درد ما این است که تمام اندوخته ها و ارزش های متعالی الهی را که تنها روزنه امید نجات ماست ، و تمام رهبران و پیشوایان و ائمه معصوم ما شیعه ، که "یاد" و "خاطره" هر کدام از آنها می تواند آموزنده بزرگ ترین درس انسانیت و آزادگی برای همه زمان و زمین باشد بصورتی مسخ کرده و به شکلی در آورده اند که عامل اسارت ما گردیده اند ...
مساله این است که ائمه ما را در لباس محبت و ولایت و ارادت و طرفداری و تجلیل ، جیره خوار خلفا معرفی می کنند...
مساله این است که اینگونه معرفی ها و نوشته ها و کتاب ها را در همه جا طرح و تبلیغ می کنند ...
مساله این است که برای سرور شهیدان عالم که تا لحظه شهادت زنده میرا بود و بعد از شهادت زنده جاوید است ، وحی حاضر همه زمان ها و زمین ها ، عده ای مرده متحرک عزاداری می کنند و نمی فهمند که اینگونه عزاداری برای "مرده ذلیلی" چون خود او – است ، نه برای زنده جاویدی چون حسین !
اختلاف بر سر این است که کار حسین ، برای آنستکه با گریه بر مرگش ، لش بودن خود را جبران کنیم و ثوابی نثار ارواحمان ؟ یا ، با پیروی از او ، لش بودن را در خود بمیرانیم و روح حیات را بر کالبد مرده های متحرکمان بدمیم؟ آخر ، کجای این دو گونه معرفی شهادت ، "اختلاف نظر علمی" است تا به نقد علمی و آرام و مودبانه ...بنشینیم  ؟
دکتر علی شریعتی / شیعه/حسینیه ارشاد(1357)

قانون اشتباه

تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز...

هدف روشن است، آرمان مشخص است

می خواهم ابرام وار بت بشکنم، بت های بدون کاربرد، بت های ضررده، بت های آسیب زن به اجتماع مان

و گاه یک قانون غلط، یک بت شده است، کوچک یا بزرگ، مهم نیست

بت بت است و باید شکسته شود و گرنه مرزهای دین با کفر قاطی خواهد شد

پس همان گونه که ابراهیم بت های بی ارزش و مضر را شکست

امروز باید قدم در راه ابراهیم گذاشت و قانون اشتباه را از کتاب قانون پاک کرد

این یک رسالت است، رسالت من، جمعیت من، امتداد رسالت ابراهیم...

همچون ابراهیم قانون غلط را از کتاب قانون پاک می کنم و آنگاه با همان زیرکی ابراهیم، پاک کن را در کف دست قانون گذار خواهم گذاشت و خواهم گفت: او قانون را پاک کرده!

حقوق کودکان

بر اساس تعریف سازمان ملل، کلمه کودک به هر انسانی اطلاق می شود که دارای سن کمتر از هجده سال باشد، تا پیش از این سن نمی توان قوانین بزرگسالان را بر کودکان جاری کرد و می گوییم کودک هنوز به سن قانونی نرسیده است. بنا بر نظر دانشگاه کرنل آمریکا، این در حالی است که کودک از همه جنبه های دیگر، بجز جاری شدن قوانین، یک انسان کامل است نه بخشی از انسان و کلیه حقوق انسان را باید داشته باشد.

کودکان کار

کودکان کار به کودکان کارگری گفته می‌شود که به صورت مداوم و پایدار به خدمت گرفته می‌شوند. کار کودک نزد بسیاری از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی فعالیتی استثماری تلقی می‌شود. در بسیاری از کشورهای جهان، کار کودکان بسیار معمول است و می‌تواند شامل کار در کارخانه، معدن، روسپی‌گری، کشاورزی، کمک در کسب و کار والدین، داشتن کسب و کار شخصی (مانند فروش غذا) و یا کارهای نامتعارف مانند بنایی باشد. ناپذیرفتنی‌ترین شکل‌های کار کودکان، استفاده نظامی از آنان در جنگ، تن‌فروشی و استفاده از کودکان در تجارت مواد مخدر است.

فرزاد 25/مهرماه/1388

ستاد طرح طفلان مسلم

در هفته گذشته طی رای زنی ها تیم اصلی طفلان تعیین شد. بخش های مختلف طرح تعریف شد که توضیحاتی ارائه می گردد.

بخش IT

این بخش مدیریت وبلاگ و سایت طفلان و نیز کلیه تبلیغات اینترنتی را بر عهده دارد. بخش مذکور هم اکنون در حال طراحی سایت می باشد.

بخش کانون

شناسایی و اتخاب مددجو و در مجموع کلیه فعالیت ها در محیط کانون اصلاح و تربیت بر عهده بخش مذکور می باشد.

بخش شناسایی

بخش شناسایی وظیفه شناسایی خانواده ی مددجویان بررسی شده در کانون را دارد.

بخش پی گیری بعد از خروج

این بخش وضعیت هر مددجو بعد از آزادی را پی گیری می نماید.

بخش رسانه و تحریریه

در این بخش گزارشات طفلان جهت چاپ در نشریات مختلف و رسانه ها با هماهنگی با مسئولین طرح تهیه و تنظیم می شود.

بخش حقوقی

کلیه پی گیری های حقوقی و قضایی مددجویان از طریق این بخش صورت می گیرد.

بخش طراحی و چاپ

مسئولیت اجرای کلیه طرح ها و چاپ اقلام تبلیغاتی را بر عهده دارد.

بخش روابط عمومی

بخش مذکور ضمن تماس و هماهنگی با کلیه خیرین و و افراد مرتبط، به عضو گیری برای طرح طفلان و نیز اجرای تبلیغات میدانی در فرهنسگرا ها و اماکن عمومی می پردازد. ضمن این که بخش مهمی از اطلاع رسانی را بر عهده دارد.

بخش بازار و اصناف

در قالب این بخش سعی می شود که با اهالی بازار و کسبه و اصناف و معتمدین از این دست صحبت شده و آن ها را به همکاری دعوت نماییم.

بخش شرکت ها

در قالب این بخش سعی می شود که با صاحبان شرکت ها و اسپانسر ها و مدیران صحبت شده و آن ها را به همکاری دعوت نماییم.

بخش دانشگاه ها

کلیه فعالیت های مرتبط و مورد اجرا در سطح دانشگاه نظیر تبلیغات، برگزاری سمینار و ... بر عهده این بخش می باشد.

بخش هیئت ها و مساجد

این بخش که بیشتر بار فرهنگی را بر دوش خود دارد به تبلیغ اندیشه های فرهنگی طرح در سطح هیئت ها و مساجد و نیز دعوت به همکاری از آنان می پردازد.

***

- همچنین گروه ها های تحقیقاتی نیز در کنار کادر مذکور تشکیل خواهد شد.

- کلیه تیم ها فعالیت خود را رسما از همین هفته آغاز خواهند کرد.

- کلیه دوستانی که مایل به همکاری در طرح طفلان مسلم هستند می توانند به افراد هر بخش مراجعه نمایند.

- کلیه فعالیت ها با مسئولین طرح هماهنگ می شود.

جهت اطلاعات بیشتر دعوت می شود به جلسه همگانی این طرح تشریف بیاورید.

زمان : جمعه، 24 مهر 1388، ساعت 15:00

مکان : خ.مولوی، نرسیده به خ.وحدت، ک.قاسمی، پ.84 قدیم، خانه ایرانی

تلفن : 55154165

 

سرآغاز 88

به نام خدای عشق و زیبایی

زیبا سلام ، زیبا سلام ، زیبا هوای حوصله ابری است ، زیبا چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا ، زیبا ، کنار حوصله ام بنشین، بنشین مرا به شط غزل بنشان ، بنشان مرا به منظره عشق، بنشان مرا به منظره باران،بنشان مرا به منظره رویش ، من سبز می شوم... زیبا تمام حرف دلم این است ،من عشق را به نام تو آغاز کرده ام ، در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا، آغاز کن مرا...

در آغازین راه تمسک می جوییم به وجود مولا و سرور حقیقت جویان جهان، سبط علی مرتضی، بنده برگزیده خدا حسین(ع) این مایه فخر تاریخ  آزادی و آزادگی و بدینوسیله آغاز رسمی آئین طفلان مسلم را اعلام می کنیم، و پیمان می بندیم که به عهدی که با خدای جل جلاله بسته ایم وفادار باشیم و از هیچ تلاشی برای نهادینه شدن فرهنگ نوعدوستی، این ارثیه مبارک خوبان و نیکان و صالحان، دریغ ننمائیم.

باشد که هیچ کس داغدار و هیچ کس در انتظار نباشد...

(هر نظر به منزله یک لبیک خواهد بود)


 

گزارشی از وضعیت سه تن از مددجوها

  • محمد: محمد بعد از آزادی، توسط یکی از مددکارهای کانون اصلاح و تربیت به یک ساندویچی معرفی شده و الان مشغول کاره و شبها هم همونجا می‌خوابه. پدر محمد نگهبانه و شبها را هم در همان محل نگهبانی سپری می‌کنه. محمد رابطه خوبی با پدر نداره. من فکر می‌کنم چیزی که محمد الان خیلی نیاز داره، یه دوسته. یکی که زبونش رو بفهمه و بتونه با دنیای یه پسر 17-18 ساله که غرورش پشت میله‌های زندان شکسته شده، کنار بیاد. پسری که به نظر می‌رسه خیلی احساس تنهایی می‌کنه.
  • فرشاد: فرشاد، توسط یکی از خیرین قدیمی جمعیت، توی یه طلاسازی مشغول کار شده. خیلی به زندگی امیدواره و احساس می‌کنه که این موقعیت جدید یعنی آشنایی با جمعیت، پیگیری پرونده قضاییش با اون حکم مسخره و کار توی یه طلاسازی، شروع یک زندگی دوباره و شاید دریچه‌ای به سمت آینده‌ای متفاوت باشه. یکی از خیرین جمعیت هم وکالتش رو قبول کرده و قراره که حکمش توی دادگاه تجدید نظر بررسی بشه. به اعتقاد وکیل فرشاد، حکمی که برای اون صادر شده ناعادلانه است و امید این هست که بشه حکم رو تغییر داد.
  • حسین: حسین اندکی بعد از مصاحبه بچه‌های جمعیت در کانون، به زندان بزرگسال منتقل شد. اون مدتی رو در مشهد و تهران کارتون خواب و مدتی هم در تهران در بهزیستی بوده. جرم اون، قتل عمده. روانشناس زندان بزرگسال می‌گه که حسین هوش زیر متوسط داره. زمانی هم که در کانون بوده، روانشناس کانون باهاش مصاحبه‌ای داشته و در گزارش خودش نوشته که با کمک و راهنمایی قادر به پاسخگویی به تست هوش ریون نیست. یک بار هم که ما توی زندان باهاش صحبت می‌کردیم، آخرش نتونستیم بفهمیم که قد مقتول تا زیر شونه‌های امیر زارعان بوده یا کمی بالاتر از سرش. اون مدتی هم در بیمارستان روانپزشکی رازی بستری بوده. حسین تا کنون سه بار رفته کانون. بار اول به خاطر سرقت یک کیف زنانه. بار دوم به خاطر درگیری منجر به جرح که به دلیل بی‌سرپرست بودن، ستاد دیه، دیه‌اش رو پرداخت کرده و آزاد شده؛ و بار سوم، به خاطر قتل عمد. حسین قبل از جریان قتل، مدتی رو در یک انبار، نزد یک پیرمرد سپری می‌کرده که دست بر قضا پیرمرد همجنس‌باز از آب دراومده و تا جایی که تونسته از هوش پایین این بچه، استفاده کرده و در نهایت توسط حسین به قتل رسیده. به عبارت دیگه، شرایط بد زندگی و رها شدن در خیابانها و بی‌سرپرست بودن، پله پله حسین رو تا ملاقات چوبه دار، همراهی کرده. الان جمعیت در حال پیگیری سابقه حسین و وضعیت اون در بهزیستیه. جالبه بدونید که بیش از 2 ماهه که داریم نامه‌نگاری و پیگیری می‌کنیم تا بتونیم پرونده بهزیستی حسین که قطعا 4 خط مطلب بیشتر نداره و مطمئنا چیز به درد بخوری هم توش پیدا نمی‌شه رو از بهزیستی بگیریم.

ای کاش نهادها و سازمانهای دولتی که وظیفه‌شون حمایت از اقشار آسیب دیده است، همونقدر که در خارج کردن این افراد از دایره حمایتیشون و کاهش زوری جمعیت تحت پوشش‌شون، سرعت عمل دارن، در کمک کردن به نهادها و خیریه‌های مردمی که به دوش کشیدن بخشی از بار وظایف این سازمانها رو تقبل کردن، هم سرعت عمل داشتن. ای کاش همونطور که ما دستشون رو گرفتیم و با جدیت هرچه تمام‌تر، قدم به قدم اونها رو از پله‌های بدبختی بالا بردیم و تا پای چوبه دار کشوندیم، همونطور هم در پایین آوردنشون از این پله‌ها جدی می‌بودیم و در راه پایین اومدن، هی براشون "جفت‌پا" نمی‌گرفتیم.