اميد

امروز مراسم دعا داشتيم. خونه اميد كه هنوز تو كانونه. من خودم باهاش حرف نزدم. ولي بچه ها در موردش بهم گفته بودند. اميد درس را رها مي كنه تا با كار كردن خرج خانواده را در بياره. تو محله آبرو دار و مثبته. از هيئت محل هم يك تقدير نامه گرفته. متاسفانه اميد سر يك دعوا كه منجر به آسيب رسوندن به طرفش شد الان مجرمه و بايد ديه جور كنه.

امروز فهميدم كه بچه ها با خانواده كامل در ارتباطند. به تعمير خونه كمك كردند. هيئت محل را خبر دار كردند و اون هيئت بالاخره به وظيفه اصلي خودش كه وظيفه تربيتي ه تا حدودي عمل كرد و تونست از شاكي با مبلغ پايين تر رضايت بگيره كه جور كردن مبلغ مي افته گردن بچه هاي جمعيت و خيرين.

فهميدم برادر دومي هم با كار كردن به مخارج خانواده كمك مي كنه. برادر سومي هم درس مي خونه و قهرمان كشتي استان شده. تو اتاق تقديرنامه ها و مدال هاش بود. برادر آخر كلاس دوم راهنمايي ه و بايد درسش را بهتر بخونه. يك خواهر هم دارند كه فكر كنم محصله.

و خب فهميدم كه متاسفانه پدرش معتاده. به طرز بدجوري. وقتي وارد خونه شديم با ما خوش و بش كرد. ولي معلوم بود كه ممكنه صبرش كم باشه. كم كم حوصله اش سر رفت و رفت بيرون. رفتم باهاش گپ بزنم كه شارمين رسيد خونه. با شارمين پدر را برديم تو كوچه قدم زديم. خيلي صحبت كرد باهاش. حرف هاي مهمي زده شد. بايد ترك كنه.

شارمين تو خونه موقع خوندن زيارت عاشورا قرآن باز كرد. آيه ي خوبي اومد. بوي بركت مي داد. با پسرها گپ زديم. قرار شد كه بچه ها تو درس كمكشون كنن. پدر را هم ببرن براي ترك. شارمين خوب باهاش ارتباط برقرار كرد. كار ما نبود. آخرش قول داد اگر خودش را جمع و جور كرد يه سفر بفرستيمشون كربلا.

يكي از بچه ها زنگ زد و گفت كه داره همزمان با شاكي صحبت مي كنه. وقتي رسيدم خونه خبر رسيد كه با ۱۰ ميليون تومن مي شه رضايت گرفت. اميد را مي شه از كانون آورد خونه. بچه ها را كمك مي شه كرد كه درس بخونن. ولي مهم پدر است كه بايد همه كمكش كنن. بيشتر از همه خودش.

برنامه خوبي بود. خوب شد رفتيم خونشون. دست بچه هايي كه با اميد و خانوده اش در ارتباطند به خصوص بابك و بنيامين و علي و محمد و خانم قبادي درد نكنه.

 

طفلان مسلم در كرمانشاه

بالاخره انتظار براي همه ما ها از جمله بچه هاي كرمانشاه به نتيجه نشست و بعد از مشورت هاي فراوان و تلاش بچه هاي خوب و زحمت كش و دلسوز جمعيت در كرمانشاه، طرح طفلان مسلم در اين شهر نيز راه اندازي شد و در اربعين اولين همايش خود را برگزار خواهد نمود.

اين هم وبلاگ طفلان مسلم كرمانشاه

طرح طفلان مسلم كرمانشاه

اين پيشرفت را به همه اعضاء جمعيت امام علي به خصوص بچه هاي كرمانشاه تبريك مي گوييم.

 

نگرانی از ورود مواد مخدر به کانون اصلاح و تربیت

تیترهای خبری
مدیر کانون اصلاح و تربیت، از ورود معدود مواد مخدر به کانون اصلاح و تربیت خبر داد و گفت: کانون اصلاح و تربیت نیز همچون زندانها از این معضل در امان نمانده است.

در گفتگو با مهر عنوان شد:
نگرانی از ورود مواد مخدر به کانون اصلاح و تربیت
مدیر کانون اصلاح و تربیت، از ورود معدود مواد مخدر به کانون اصلاح و تربیت خبر داد و گفت: کانون اصلاح و تربیت نیز همچون زندانها از این معضل در امان نمانده است.
لطف اله محسنی در گفتگو با خبرنگار مهر، افزود: ورود مواد مخدر در کانون های اصلاح و تربیت و زندانها را نمی توان انکار کرد و این معضلی است که اغلب کشورها با آن مواجه هستند.

وی تصریح کرد: در هر مکانی که داوطلب استفاده از مواد مخدر وجود داشته باشد به طور حتم مواد مخدر ورود پیدا خواهد کرد اما آنچه مهم است ، کنترل و ممانعت از ورود این مواد در مکان هایی خاص همچون زندانها و کانون های اصلاح و تربیت است.

مدیر کانون اصلاح و تربیت خاطر نشان کرد: به طور حتم ، جلوگیری از ورود مواد مخدر به کانون اصلاح و تربیت که دارای حساسیت بسیار بالایی است نیازمند اقدامات اصولی و ریشه ای است و با شعار و هشدار نمی توان راه به جایی برد.

محسنی ، همچنین از شناسایی تعدادی از خانواده ها که قصد وارد کردن مواد به داخل کانون را داشته اند اشاره کرد و افزود: همواره به صورت محدود در قسمت بازرسی کانون ، مقداری مواد مخدر از بستگان و خانواده های نوجوانان بزهکار کشف می شود.

منبع

 

مدير كانون اصلاح و تربيت:45 درصد كودكان بزهكار، خانواده هاي نابسامان دارند



مدير كانون اصلاح و تربيت گفت: 45 درصد كودكان بزهكار كانون داراي خانواده هاي نابسامان هستند. محسني در گفتگو با مهر، تصريح كرد: 20 درصد از كودكان و نوجوانان بزهكار نگهداري شده در كانون اصلاح و تربيت نيز فاقد سرپرست هستند.وي افزود: از بين نوجوانان بزهكار اين كانون، 28 درصد داراي تجربه سوء رفتار در خانواده، 25 درصد داراي خانواده هاي درگير با جرائم و 23 درصد داراي خانواده هايي با سابقه زندان هستند كه اين آمار با يكديگر همپوشاني نيز دارد. مدير كانون اصلاح و تربيت در ادامه اظهار داشت: جدايي والدين و همچنين ناهنجاري در ميان اعضاي خانواده هاي كودكان باعث شده تا درصدي از نوجوانان بزهكار نگهداري شده در كانون از توجه و محبت والدين خود محروم باشند. محسني، تعيين والدين معنوي براي كودكان بزهكار فاقد سرپرست را از جمله برنامه هاي كانون اصلاح و تربيت عنوان كرد و افزود: به طور حتم وجود كاستي هايي در جامعه باعث شده كه اين نوجوانان مرتكب جرم شوند. بنابراين بايد به فكر اين قشر باشيم تا بتوانيم از طريق اجراي طرح هايي همچون نذر فرهنگي و تعيين والدين معنوي، باعث برگشت اين قشر به جامعه شويم. وي با اشاره به نگهداري 300 كودك و نوجوان بزهكار نگهداري شده در كانون اصلاح و تربيت گفت: اغلب كودكان و نوجوانان كانون اصلاح و تربيت پسران هستند و فقط 30 دختر بزهكار در اين كانون نگهداري مي شوند. به گفته محسني، سرقت، ضرب و جرح و مواد مخدر همچنان جزء بيشترين جرايم كودكان و نوجوانان بزهكار است.

منبع

 

دست خالی،  پشت خالی، دل بی پناه خالی

گزارش طفلان- 40چراغ

 

گزارش هفته نامه چلچراغ از همایش تاسوعای طفلان مسلم ۱۳۸۸ 

 

 صفحه اول

 صفحه دوم

 

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

کشورهای عضو میثاق (به رنگ سبز)

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مشتمل بر یک مقدمه و پنجاه و سه ماده است که در تاریخ 16 دسامبر 1966 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیده و از طرف نماینده مختار دولت ایران 4 آوریل 1968 در نیویورک امضا شد و پس از تصویب مجلس شورای ملی در جلسه روز سه شنبه 23 آبان ماه 1351، در جلسه روز 4شنبه هفدهم اردیبهشت ماه 1354 شمسی به تصویب مجلس سنا رسید.

دولت ايران در تاريخ 15/1/1347 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي را امضا کرده و در ارديبهشت 1354 از تصويب گذرانده است و به اين ترتيب به آن اعتبار قانوني بخشيده و خود را به آن متعهد ساخته است.

بعد از انقلاب نيز جمهوري اسلامي ايران نه تنها ميثاق را رد نكرده و خروج از عضويتش را اعلام ننموده بلكه سياست كلي‌اش مبني بر همكاري با كميته حقوق بشر بوده است.

در بخش سوم از این میثاق نامه، ماده ی ششم- بند 5، به مسئله ی اعدام کودکان زیر 18 سال پرداخته می شود:

«حکم اعدام در مورد جرایم ارتکابی اشخاص کمتر از 18 سال صادر نمی شود و در مورد زنان باردار قابل اجرا نیست.»

متن کامل میثاق نامه را از اینجا بخوانید: میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی

پ.ن.۱ منبع و مطالعه بیشتر

پ.ن.۲ کشورهای عضو میثاق در تصویر به رنگ سبز نمایش داده شده اند.

گزارش همایش تاسوعا (از دید خودمون)

طبق معمول صبح وارد سالن شدیم. قبل از ما بچه های جمعیت کرمانشاه به اتفاق جعفر دم در معطل بودند. هماهنگی لازم انجام شد و وارد سالن شدیم. صندلی ها چیده شده بود. طبق معمول جو اون سالن بزرگ آدم را می گرفت. از همون اول آماده سازی سالن را شروع کردیم. بعد کم کم بقیه اضافه شدند. بقیه هم کم استرس نداشتند چون تبلیغاتمون خیلی ضربتی بود. کلا ۲- ۳ روز.

نزدیک ظهر بود که یک آقای معمم به همراه چند نفر اومد که گویا از روی کنجکاوی یا هر چیز دیگه می خواست بدونه ما فعالیتمون سیاسی هست یا نه. خلاصه ی کلام این که بهش گفتیم سیاست بی ارزش تر از این حرف هاست. خیالش راحت شد و رفت.

قسمت قسمت با محمد شایسته کنداکتور را می چیدیم. حسام برای مجری گری هماهنگ می شد. آیدین داشت کلیپ را حاضر می کرد. بچه های روابط عمومی و تدارکات میز را می چیدند و انتظامات هم آخرین هماهنگی ها را انجام می داد. البته برخی مسئولین کانون بی اجازه تو کنداکتور ما دست بردند که باعث کسل کنندگی برنامه شد که می دونم ضرر زد.

موقع نهار تنهایی پشت توری ها نشسته بودم. یه جورایی تو خودم. داشتم به صحبت هایی که می خوام بکنم فکر می کردم. کمی هم می خواستم آرمش ذهنی پیدا کنم چون می دونستم تا ۵ ساعت بعدی یک لحظه هم نخواهم نشست، مثل ۴ ساعت گذشته. البته این دلیل نمی شد که نفهمم که بچه ها مدام داشتند از صحنه ی نشستن من پشت تور زمین و نهار خوردن تنهایی فیلم و عکس می گرفتند. به ما هم بدهند ممنون می شیم.

ساعت یک ربع به ۳ شد. دیدم سالن خالیه. داشتم افسرده می شدم. مدام داشتم صحنه ی خالی بودن را تجسم می کردم. بد بود. من استرس نداشتم تا قبلش.

ساعت ۳:۳۰ شد. سالن پر پر بود. محمد بهم گفت شروع کن. ولی گروه سرود نیومده بود. خودم شخصا رفتم دنبالشون. می دونستم کسی را بفرستم دیر می شه. همون موقع فهمیدیم تیم صوتی سرود ملی نداره. به زور گیر اومد. سیستم پخش نداشت. روی لبتاپ میکروفن گرفتیم. یادمون باشه بگیم این تیم صوتی را دیگه نمی خوایم.

کندکاتور طولانی شد و از صحبت های خودم زدم. می دونم به هم ریخته شد.

شارمین که اومد خیلی کوبنده حرف زد. و خیلی هم سطح بالا. دیگه دوره سطحی صحبت کردن تو طفلان گذشته. مرد و مردونه محکم تو دهنی زد ...

مددجوها با بابک اومدند بالا. تجربه اول بابک بود. منم که مدام تمرکزش را می ریختم به هم.

این حقیقت تلخ جامعه است که جرم های مظلومانه کمتر شده. ولی باید بالاخره سعی کرد. چون می دونیم تو کانون بی گناه کم نیست. از خدا می خوایم کمکمون کنه از دستمون در نرن.

...

سالن پر بود. جا کم اومد. کار به جایی کشید که به بچه های انتظامات گفتیم بقیه را روی سکوها راهنمایی کنند. این از اون جمله هاست که آدم دوست داره بگه.

...

علی که دو سال پیش آزاد شده بود کارت محل کارش را بهم داد. خوشحال شدم. محمد اومد سر زد. از کارش حرف زد. خسرو آزاد شده. یعنی همونی که قرار بود پارسال دار بخوره. فرامرز سرحال بیرون بود. به شوخی بهش گفتم دیدی بیرون چقدر زندگی سخته؟! تایید کرد.  مصطفی پیش خانواده و ...

فکر کنم فرهاد و حسین آزاد بشن. پولشون که اوکی شد اونجا. البته بیشتر زبانی. مشکل مهران حل شد. پول را بهش دادیم. مهران دیگه نمی ره بزرگسال. برای حمید یک ساله که داریم پیگیری می کنیم. دعا کنید حل می شه ...

اگر همه چیز اوکی بشه شاید پول جمع شده به ۳۰ میلیون تومن برسه. دقیقش معلوم نشده. حدود ۱۵ تومنش خارج از مراسم یعنی قبل از شروع جمع شد. خرده ریز ها زیاد شد. البته یک رقمی. پول هدف همایش نیست ولی به هر حال وسیله است. آزادی این بچه ها هم هدف صرف ما نیست. ما می خواهیم بچه زندانی اصلا نباشه که بخوایم آزادش کنیم.

ما همه حرفمون را تو بیانیه زدیم.

شارمین هم حرف همه ما ها را زد.

بیایید همه با هم کاری کنیم که اربعین فوق العاده بشه. همایش ثانویه در اربعین.

هر سال یا تاسوعا یا اربعین معجزه دیدم ...

سال اول مصطفی و یوسف و بچه های بی تجربه طفلان و نجات یک اعدامی (تاسوعا ۸۵)

سال دوم آقای آزادانی و میثم و آزادی میثم بعد از سه سال حبس اون هم اون طور غافلگیر کننده (اربعین ۸۶)

سال سوم آویشه و اهداء گردنبندش و اون موج عظیم. اهداء حلقه ی خانمی که شوهرش دست نداشت و ... (اربعین ۸۷)

و فکر کنم باید دیگه با سالن سینمای ۲۰۰ نفره ی کانون که ۶ بار تا به حال پذیرای ما بوده خداحافظی کنیم (تاسوعا و اربعین ۸۵و ۸۶ و تاسوعا و ۲۰اسفند ۸۷). دیگه افراد جمعیت زیاد شدند. دیگه دغدغه ی پر کردن سالن کمتر شده. این کار طفلان و تیمش نیست صرفا. حاصل حرکت همه ی بچه ها در همه ی طرح هاست.

لطفا هر کس نظرش را برای بهتر شدن همایش اربعین بگه.

از همه کسانی که کمک کردند هم به نوبه ی خودم تشکر می کنم.

همایش اول طفلان مسلم

زمان: شنبه، ۵ دی ماه ۱۳۸۸ (تاسوعا)، ساعت ۱۵

مکان : شهرزیبا، خ کانون، کانون اصلاح و تربیت

آدرس سایت طفلان مسلم

امسال محرم هم رسید و  طرح طفلان مسلم. باز هم کانون اصلاح و تربیت و کودکانی که حاصل غفلت جامعه اند ...

...

مادر، بهنام را برای خرید به مغازه فرستاده است. بهنام با عجله هنگام برگشت به خانه، پیاده با دختری 13 ساله برخورد کرده و سر دختر به لبه جدول برخورد می‌کند. جمجمه دختر دچار شکستگی شده و ضربه مغزی می‌شود. خرج عمل دختر 500 هزار تومان شده که خانواده مددجو پرداخت کرده‌است. مبلغ دیه نزدیک به 7 میلیون می‌باشد. مادر می‌گوید که نهایتا می‌تواند با کمک فامیل 2 میلیون تومان تهیه کند. در حال حاضر دختر سالم می‌باشد.

 ...

 مجید به همراه برادر و دو پسر دایی در ماشین بوده اند که صدای ضبط زیاد بوده و پلیس دنبال آنها میکند. برادر پشت فرمان بوده و از ترس گیر افتادن و فرار میکنند که سر پیچ سرعت ماشین زیاد بوده و با ستون برق برخورد میکنند و دو پسر دایی فوت می‌کنند. برادر با دیدن این صحنه می‌ترسد و فرار میکند و مجید بعد از رسیدن پلیس و در پرس و جوی پلیس خود را صاحب ماشین معرفی میکند که برادر دستگیر نشود. یکی از پسر دایی ها 1 سال و هشت ماهه ودیگری 17 ساله بوده است.

 ...

 حادثه حدود دو ماه پیش اتفاق افتاده است. عباس با موتور یکی از اقوام برای دور زدن بیرون رفته است. موتور سر یک پیچ زمین خورده و به سمت یک خانم پرت می‌شود. در این حادثه پای مصدوم آسیب می‌بیند. شاکی گفته که اگر پایش خوب شود رضایت می‌دهد و در غیراینصورت دیه‌ای را که قانون مشخص کرده دریافت می‌کند.

 ...

مبلغ دیه هنوز مشخص نشده است. اما پدر مصدوم گفته که 10 میلیون تومان را دریافت می‌کند.

...

خواهرزاده مصدوم دوست عباس است و در زمان حادثه با عباس بوده است.

...

حادثه 2 سال پیش اتفاق افتاده است. با سه نفر از دوستانش در زمین فوتبال دعوا کرده است. پدر از قول امین می‌گوید که در کلانتری وی را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند تا او اعتراف کند که مقتول را کشته. امین ادعا می‌کند که کسی را نکشته است. امین مدعی است که صادق که دوست او می‌باشد مقتول را با چاقو کشته. پدر مدعی است که رئیس آگاهی وی را دشنام داده است.

...

 پدر و نا مادری حمید درگیر معاینه فنی ماشین بودند که خواهر زاده آقای ارفعی تماس گرفته و گزارش می دهد که حمید را به خاطر سرقت موتور بازداشت کرده اند. بنا به گفته نا مادری حمید به عنوان راننده و دوستانش سوار بر موتور بودند که به علت سرقت موبایل دستگیر می شوند.

...

نا مادری به دلیل شرایط خانوادگی و وضعیت همسرش اطلاعات زیادی از ماجرا نداشته و همه اظهارات بر پایه حدس و گمان ایشان و به صورت تقریبی می باشد.

...

 تاریخ 18 آبان فرد مددجو سوار بر موتور با داشتن یک همراه (بدون گواهینامه) در خیابان صوراسرافیل ناصرخسرو با یک دستگاه خودرو پژو تصادف کرده و بر اثر پرتاب شدن موتور، موتور به یک خانم اصابت کرده و فرد مذکور دچار جراحت شکستگی پا شده، به گفته مادر مددجو راننده پژو از صحنه حادثه گریخته و خود مددجو نیز مدعی است که موتور به خانم آسیب دیده برخورد نکرده و خودروی پژو به هر دو اصابت کرده، کارشناسان قضایی در صحنه حاضر شده و کروکی تصادف نیز توسط پلیس کشیده شده است. به دلیل نداشتن گواهینامه بیمه از ارائه خدمات اجتناب نموده و مددجو به صورت موقت از کانون اصلاح و تربیت آزاد شده، بنا به گفته مقامات قضایی دادگاه پس از درمان کامل فرد آسیب دیده تشکیل خواهد شد که پزشکان طول درمان کامل را 4 ماه تخمین زده اند.

...

 بنا به گفته پدر: عادل و برادر 21 ساله اش بر سر دوستان عادل جدل داشته و یک روز که برادر حریف برادر نمی شود که که ارتباطش را با دوستانش قطع کند موهای وی را طوری کوتاه می کند که عادل نتواند مدتی بیرون برود. بد از ظهر همان روز عادل از روی لج در حالی که بر اثر مصرف قرص روانگردان تعادل روحی نداشته به کلانتری رفته و اظهار داشته که در سرقت موتو با دوستانش همدست است. به گفته برادر دوستان عادل به بی گناهی عادل اعتراف کردند اما بازپرس قبول نکرده و همچنان عادل در کانون به سر می برد.

...

محکومیت وی حبس یا 20 میلیون وثیقه می باشد.

...

 بعد از مرخصی رفتن پدر مددجو، احسان و دوست و فامیلش فرهاد تصمیم به گشتن داخل شهر را می گیرند که شب موقع برگشت به منزل در تاکسی با فردی تقریبا 40 ساله به نام حسین که مدعی می شود از اهالی میدان خراسان است آشنا می شوند، حسین از آن ها درخواست می کند که شب را مدتی در منزل آن ها بگذراند و اعتماد احسان و فرهاد را جلب می نماید، فرد مذکور پس از ترک منزل یک ساک دستی در خانه جا می گذارد، صبح روز بعد مامورین نیروی انتظامی به خانه وارد شده و ساک دستی را برداشته و متوجه 50 گرم ماده مخدر کرک درون آن می شوند، گفتنی است که احسان و فرهاد به دلیل حس امانت داری در طول شب از باز کردن ساک خودداری کرده بودند.

...

متاسفانه این دو نفر به جرم حمل مواد مخدر فعلا در کانون اصلاح و تربیت به سر می برند و مقامات قضایی بالاخص قاضی پرونده حاضر به پاسخگویی صحیح به خانواده این دو نفر نبوده و خانواده از راهنمایی قضایی، مشاوره و دانستن حق و حقوق خود محروم مانده اند. حتی به دستور قاضی اجازه حضور در بعضی از جلسات دادگاه را نیز ندارند.

...

 شخص شاکی که چاقو خورده است با 2تاازهمشهری های خودش نزدیک پارک فدک دعوا می کنند که محمد برای جداکردن دعوا وارد می شود ومحمد را فقط بخاطراینکه تودعوا بوده دستگیرمی کنند .شخص شاکی مست بوده است .

محمد حدوددوماه هم درکانون بوده است وبا وثیقه ای که پدرش می گذارد آزاد می شود وبعد ازاینکه دادگاه تشکیل می شود مجرم شناخته می شود درحال حاضردرکانون هست.خودش جرم را به گردن گرفته است ولی پدرش می گوید که اورا مجبورکرده‌اند !!!!!

...

حتی 4 نفرشاهد هم دردادگاه اظهارداشتند که محمد را دردعوا ندیده اند.

...

شاکی دونفرهمشهری های خودش را آزاد کرده است وفقط محمد درزندان است چون ادعا دارند که محمد چاقو زده است .

...

  3 ماه پیش جهت کار به تهران مهاجرت می کند. در محل کار با همکارش درگیر می شود و با مشت به صورت شاکی می زند

...

 از زبان خود مددجو: تو پارک با یکی (پسر) چشم تو چشم شدم. چک زد بهم. خوابوندمش زمین. یک ماه بعد آمدند سراغم.

شاکی ادعا می کند که مددجو با قمه زده است (به دست مضروب)

...

 با موتور با یک عابر پیاده تصادف می کند و بعد از تصادف درگیر می شوند. ولی آسیب، ناشی از نصادف از ناحیه بینی بوده و در حال حاضر شاکی دارد.

...

شرح مختصر رفتار بزهکارانه فعلی (مشکل از دید مددجو): سابقه دزدی کلان داشته با یکی از دوستانش بعد از سرقت موبایل در هنگام دزدی موبایل، ماشین به نامبرده زده و ماموران او را دستگیر کردند.

...

 کار فرمای وی مدعی است مددجو به مبلغ 8 میلیون تومان وجه نقد و طلا از گاو صندوق وی به سرقت برده است، در صورتی که مددجو اظهار می کند مرتکب هیچ گونه سرقتی نشده است.

...

 مددجو در زمین فوتبال با یکی از بازیکنان دعوا می کند و با شیشه نوشابه وی را مصدوم می کند.

...

 در سر ساختمانی که کار می­کرد با کسی که از آشنایان مادرش هم بوده به علت فحاشی درگیر می­شود، برای تلافی چاقویی را می­گیرد که به تهدید آن فرد بپردازد، چاقو را به سینه­ی رو می­زند و فرد فوت می­شود.

...

 در یکی از روزهای ماه رمضان با پسرخاله اش (مقتول) در ساختمانی که مشغول کار بود، به شوخی می­پردازد و با چوب به او می­زند. روز بعد کلانتری او را دستگیر می­کند و به او می­گویند که پسرخاله­اش به دلیل خون ریزی مغزی مرده است.

...

 به گفته خود مددجو در منزل یکی از دوستانش بوده که به علت وجود مواد مخدر تحت تحقیب بودند، به جرم هم­دستی بازداشت شده است.

...

 مددجو در ماه رمضان برای خريد از منزل خارج می شود و به دليل سرعت با يک دختر بچه بر خورد می کند و سر دختر بچه به لب جوی برخورد می کند و دچار شکستگی می شود.مددجو دختربچه را به بيمارستان می رساند و در آنجا 500 هزار تومان نيز خرج کرده است.

...

 بر اثر تصادف بوسيله موتور منجر به آسيب يک عابر پياده( يک زن) ميشود که از ناحيه پا آسيب می بيند و در حال حاضر شاکی می باشد.

...

با ماشين پدر (پرشيا 81) به همراه برادر که راننده بوده و 3 تا از پسر دايی هايش در خيابان می رفتند. صدای ضبط بلند بوده و تحت تعقيب پليس قرار می گيرند. چون برادر مدارک همراهش نبوده می ترسند و فرار می کنند که در اين حين پليس جلوی آنها می پيچد و منحرف می شوند و به يک تير برخورد می کنند. 2 تا از پسر دايی ها که عقب نشسه بودند فوت می کنند. برادرش فرار کرده و حين پر کردن فرم فکر می کنند مجيد راننده بوده است و دايی شاکی است.

...

 مددجو با 4-5 نفر از دوستان و رفقا در منزل نشسته و مشغول قليان کشيدن بودند. مددجو با برادر رفيقش دعوا می کند . زير گوشش می زند و با چاقوی ميوه خوری سه ضربه به گردن و .. مقتول می زند. پدر و مادر مددجو در منزل بودند.

...

 

همایش اول طفلان مسلم

زمان: شنبه، ۵ دی ماه ۱۳۸۸ (تاسوعا)، ساعت ۱۵

مکان : شهرزیبا، خ کانون، کانون اصلاح و تربیت

ورود برای عموم آزاد است

آدرس سایت طفلان مسلم

همایش اول طفلان مسلم

زمان: شنبه، ۵ دی ماه ۱۳۸۸ (تاسوعا)، ساعت ۱۵

مکان : شهرزیبا، خ کانون، کانون اصلاح و تربیت

آدرس سایت طفلان مسلم

 

 

گرد و غباری سخت بر فضای صحرا حاکم شده بود.. کاروان وارد شده٬ سردار علقمه همچنان بر پیکره کاروان خاندان رسول الله همچون درب خیبری است که پدرش یکتنه از جا کند تا نشان دهد علی آسمانی است... فرزندان رسول الله خبر دارند که روز موعود نزدیک است... آب جیره بندی است و صحرای کربلا امروز صحنه ورود نماینده خدا روی زمین است... از کوفه خبر هایی می آید.. طفلان مسلم در کوچه های تاریک کوفه به دنبال سر پناهی هستند... می ترسند که دشمن آسیبی به پیکره نحیفشان بزند

دشمن نامرد است.. کوچه ها تاریک ...انسان های گرگ صفت در همه جای این تاریخ خاک گرفته بشر هستند و این را خوب می دانند... ولی تنهایند... تنها

در این سو می گویند ندایی را یک نصرانی شنیده..کیست مرا یاری کند.... پیشگویان می گویند قرار است خورشید به دو نیم شود... این روزها در عالم چه خبر است... محرم آمده... خیابان ها سیاه شده اند و آماده ایم... می خواهیم به استقبال برویم.. هزار و اندی گذشته... نگاهی بینداز... طفلان مسلم زمانه ما هنوز در خیابان ها به دنبال سرپناهی هستند... طفلانی از نداری می میرند و طفلانی در پشت میله های زندان ندامت به فکر آزادی از دست رفته  و غیر قابل باورند...

آری زنی تنها در این شهر ضجه می زند به یاد ضجه های غریب زینب... پسری به فکر آزادی است مثل طفلان مسلم ... اکنون کربلا اینجاست... بین الحرمین همین جاست ... یاد حسین(ع) زنده نگه داشتن مرد می خواهد در این زمانه زشت و بی پناه... زمانه ای که شکم پرستی و هزینه های هنگفت برایش امام حسین شده و هدف را گم کرده اند در این زنگار بی مهری... انسانی که از تعفن به دنیا آمد و با تعفن از دنیا می میرد واقعا رسم کربلا مداری است که به فکر طفلان و زنان این زمانه نباشد... اعتیاد .. فقر.. گشنگی... دیه ... این دیار لیاقت حسین دارد؟؟؟

قیمه محرم ٬ علم چهل تیغه ٬ سیر کردن آدم های سیر  ٬ سیاستی مخلوط محرم ٬ بی نمازی ٬ هزاران مورد شده محرم ما ......

نمی خواهم نمادین  بر سینه ام بزنم و لبانم را به دروغ بر نام حسین مزین کنم

نمی خواهم این محرم بی تفاوت بگذرم از جامعه بی وجدانم

نمی خواهم کسی را در پشت میله های ندامت ببینم

نمی خواهم دختر فراری را ببینم که به خاطر سر ما تن  فروشی می کند

نمی خواهم معتادی را ببینم که از روی نداری دخترش را می فروشد

 این روزها محرم هم با ما قهر کرده....

بوی قیمه از هیئت می آید... افراد علم های میلیونی را برای تظاهر آماده می کنند... آن هیئت علمش طلا است و دیگری را در اصفهان ساخته اند... چهار  کوچه بالاتر  به دختر و زن بی سر پناهی تجاوز می شود ... کودکی با شکمی گشنه و با هزاران آرزو می خوابد ... پسری از پشت پنجره باران زده کانون به فکر آزادی است تا این خزان آخرین خزان او باشد در زندان ندامت زندگی اش....

نویسنده: محمد محسن دولتشاهی