نمیدونم چشمای پیرمرد به کدوم افق گره خورده بود که انقدر ابرای بارونی تو نگاهش بود
بغض نمیذاشت درست صحبت کنه, میگفت به همین حضرت معصومه خیلی سخته, کدوم پولی میتونه پسرم رو به من برگردونه؟
دفتر محضر رو آوردن, انگشت زد, (ثبت با سند برابر است)
.
.
.
در ماشین رو که باز کردم چشمام افتاد تو چشای مادر میلاد, همه دلشوره ی دنیا رو میشد تو چشاش دید
با چشاش میپرسید که چی شد؟ وقتی بهش گفتیم که رضایت گرفتیم یه نفس راحتی کشید و گفت امشب بعد دو سال آروم میخوابم
حال هوای داخل ماشین اصلا با حال و هوای موقعی که صبح زود تازه همدیگه رو دیدیم و به سمت قم راه افتادیم برای گرفتن رضایت اصلا قابل مقایسه نبود.
با دعای دوستان همیشه همراه و کمک های بی دریغ شما بزرگواران و با پرداخت 54میلیون تومان که 10میلیونش سهم جمعیت امام علی(بر او درود باد) بود رضایت پدر مقتول رو گرفتیم و دیگه ااحتمال اینکه میلاد بالای چوبه ی دار بره تقریبا صفره.
از همراهی همه ی دوستان متشکرم.
بغض نمیذاشت درست صحبت کنه, میگفت به همین حضرت معصومه خیلی سخته, کدوم پولی میتونه پسرم رو به من برگردونه؟
دفتر محضر رو آوردن, انگشت زد, (ثبت با سند برابر است)
.
.
.
در ماشین رو که باز کردم چشمام افتاد تو چشای مادر میلاد, همه دلشوره ی دنیا رو میشد تو چشاش دید
با چشاش میپرسید که چی شد؟ وقتی بهش گفتیم که رضایت گرفتیم یه نفس راحتی کشید و گفت امشب بعد دو سال آروم میخوابم
حال هوای داخل ماشین اصلا با حال و هوای موقعی که صبح زود تازه همدیگه رو دیدیم و به سمت قم راه افتادیم برای گرفتن رضایت اصلا قابل مقایسه نبود.
با دعای دوستان همیشه همراه و کمک های بی دریغ شما بزرگواران و با پرداخت 54میلیون تومان که 10میلیونش سهم جمعیت امام علی(بر او درود باد) بود رضایت پدر مقتول رو گرفتیم و دیگه ااحتمال اینکه میلاد بالای چوبه ی دار بره تقریبا صفره.
از همراهی همه ی دوستان متشکرم.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 12:4 توسط علی قلیچ خانی
|