کانون شهرکرد

اعضای جمعیت در شهرکرد که می خواستند درباره ی آمار جرم و بزه کودکان در شهر و استان بیشتر بدونند، تصمیم گرفتند به کانون اصلاح و تربیت آن شهر بروند. متاسفانه وجود این کانون اطلاع رسانی نشده و مردم از تاسیس این محل در شهر بی خبر بودند و حتی نشد از 118 شماره اش را پیدا کنند. و احتمال دادند که شاید این شهر کانون نداشته باشد.

با مراجعه به اداره ی زندان ها، بخش روبط عمومی، شروع به پرس و جو در مورد آمار جرم کردند و در بین صحبت هایشان متوجه شدند که در کنار زندان بزرگسالان بخشی با عنوان کانون به افراد زیر 18 سال اختصاص داده شده است. متاسفانه در این کانون هم کودکان محکوم به اعدام هستند. البته گرفتن آمار دقیق در این باره هم امکان پذیر است، و باید برای بررسی ها ی بیشتر از طرف جمعیت معرفی نامه داشته باشند.    

 

حمید غ. آزاد شد.

خوشبختانه بعد از پیگیری های پیاپی حمید آزاد شد و او امسال در همایش کوچه گردان عاشق همراه اعضای جمعیت بود.

  حمید غ. در ۱۷ سالگی به کانون وارد شد. حمید در یک میوه فروشی شاگرد بود و کمک خرج خانواده. درآمد خانواده ۱۸۰ هزار تومان در ماه بود و حمید در میوه فروشی روزی ۶ هزار تومان درآمد داشت.

حمید در راه برگشت از سر کار با یک خانم ۶۵ ساله تصادف کرده که منجر به قطع عضو (ضایعه نخاعی) شده است و دیه او ۸۰ میلیون بود و ۱ سال حبس تعزیری.

حمید در کانون معرق کاری می کرد و در باشگاه هم فعالیت داشت. در این مدت دچار افسردگی شدید شده است (مشکل خواب دارد). وضعیت معیشتی مددجو بسیار وخیم است.

حمید در طفلان مسلم ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ حضور داشت و وضعیت او دو سال در حال پیگیری بود. اجرای نمایشی از زندگی اش در همایش ۱۳۸۸، نشان از استعداد این نوجوان داشت. متاسفانه حمید با اتمام 18 سالگی و به دلیل عدم جلب رضایت شاکی در فروردین ماه امسال، از کانون  به زندان رجایی شهر منتقل شد.

با پیگیری های پیاپی جمعیت دیه ی ۸۰ میلیونی حمید به ۶۲ میلیون رسید.  و با چندین ماه مکاتبه با بیمه مرکزی، ۵۴ میلیون از آن توسط بیمه پرداخت شد و ۸ میلیون باقی مانده را جمعیت از طریق طرح طفلان پرداخت کرد.

روایت زندگی حمید در هر همایش و هر جمعی، حضار را متاثر می کرد. چون در واقع بی گناه بود. همایش طفلان سال ۱۳۸۸ُ، معجزه ی اهدای گردنبند آویشه را به همراه داشت؛ دختربچه ی کوچکی که حمید را برادر خودش صدا کرد و باعث شد همه سر غیرت بیایند.

در طول این مدت خانواده ی حمید تحت پوشش جمعیت است. درآمد خانواده کفاف مخارج زندگی را نمی داد. پدر حمید به دلیل کهولت سن کار نمی کند و حمید تنها نان آور خانه بود. پرداخت هزینه برای تهیه ی مسکن (1.5 میلیون)، هزینه درمانی برای مادر (۳۵۰ هزار تومان) از جمله حمایت های جمعیت در این مدت است. جهیزیه ی خواهر حمید هم باید تا عید فطر تهیه شود.

بیماری مادر حمید به دلیل دوری از او و نگرانی برای او پیش آمد. به این امید که با حضور حمید، کانون خانواده شان بار دیگر گرم شود.