طفلان مسلم سال ۱۳۸۶ بود. روی سن بودم. هدفمون آزاد کردن میثم بود. دوست صمیمی مصطفی. نمی خوام حاشیه برم ...

...

یه آقای خیری بهم گفت اون پسر (میثم) چقدر پول لازم داره که آزاد بشه؟ گفتم ۱۰ تومن. گفت قول می دید مواظبش باشید؟ گفتم حتما.

...

رفتم روی سن. در گوش مصطفی قضیه را گفتم. پام را نذاشته بودم پایین که سالن از صدای کف زدن ترکید. مصطفی با اشک و گریه اعلام کرد که میثم تبریک می گم. آزاد شدی. هیچ وقت اون صحنه را یادم نمی ره که مصطفی میثم را تو بغلش گرفت و بعد در حالی که عین ابر بهاری گریه می کرد رفت نشست. مادر مصطفی به میثم تبریک گفت ...

مصطفی سه ساله که دیه اش پرداخت شده ولی هنوز آزاد نشده.

امروز عصر خبر رسید که ...

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد؟

گفتا مگوی با کس. تا وقت آن در آید.

با عرض تبریک به تمام دوستان جمعیت، به لطف و رمحمت خدا و تلاش دوستان رای مصطفی.ن رضایت اولیای دم پس از ۵/۳ سال با رافت ایشان اخذ گردید.

 

مصطفی داداش کوچیکه منه انگار. چه روزهایی که تو کانون با هم گپ نمی زدیم. می گفت. می خندید. گریه می کرد مثل ابر بهاری. اون قدر قدم می زدیم که هنوز هم از پا درد شبش می گه ...

زنگ زدم به مادر مصطفی و تبریک گفتم. بنده خدا خیلی دوندگی کرد. ۵ سال دوید و دوید. هنوز می ترسه خوشحال باشه. تا پای پسرش نرسه بیرون خوشحال نیست. از طرفی اون یکی داداش (علی) را هم باید مواظبت کنه. علی مردیه برای خودش. نزدیک خونه ما بود مغازه ای که کار می کرد. سر می زدم گاهی بهش.

مادر مصطفی گفت ولتون نمی کنم شما ها را. منم گفتم معلومه. ما هم شما ها را ول نمی کنیم. به مصطفی بگید اومد بیرون یه زنگ به من بزنه.

همین چند روز پیش بود که دیدمش. امیدوار بود. یادش بخیر. روزهای نا امیدی اش را هم دیده بودیم.

مصطفی در سال ۱۳۸۵ در آستانه اعدام بود. با پرداخت دیه که بخش عمده اش را جمعیت امام علی (ع) در قالب طرح طفلان مسلم تقبل کرد، اعدامش منتفی شد. در این سه سال مدام با خانواده اش در تماس بودیم. رفت آمد داشتیم. مادرش مثل مادر ما بود. با شاکی هم گهگاهی حرف می زدیم. پارسال دعا کردیم که طعم بخشش را بچشه و نعمت صبر نصیبش بشه.

بی صبرانه منتظر یه پیاده روی اساسی با مصطفی ام.

***

فرامرز هم از قدیمی ها بود. بلافاصله بعد از اس ام اس مصطفی خبر نهایی رسید که فرامرز هم امروز رای آزادی اش صادر شد. شاکی فرامرز آدم بزرگیه. خیلی راحت گذشت کرد. با فرامرز بیشتر کل کل داشتم. چه شود!!!

***

امروز قرار بود یه نفر (صفر انگوتی) اعدام بشه. چند تا از بچه ها به اتفاق مسئولین جمعیت و طرح طفلان و دوستان خیر شبانه رفتند نظر آباد تا بلکه با شاکی صحبت کنند.

...

امروز اعدام ۱ ماه عقب افتاد. این یعنی ۱ ماه وقت داره. ۱ ماه وقت داریم.

از دیشب دارم وبلاگ آقای مصطفایی را چک می کنم.

این هم گزارش امروز صبح

"امروز هم روز خیلی سختی بود. جمعیت زیادی در جلوی درب زندان اوین جمع شده بودند تا شاید بتوانند رضایت اولیاءدم مقتولین را بگیرند اولیاءدم صفر انگوتی یک ماه مهلت داد تا رضایتشان اخذ گردد. ولی دیگر محکومین به اعدام از جمله سهیلا غدیری به دار آویخته شدند. جزئیات ماجرا را متعاقبا به نظر گرامیتان خواهم رساند. ولی حیف که سهیلا و دیگران اعدام شدند و ای کاش اولیاءدم مقتولین تاملی کرده و از خون خواهی عدول می کردند و می بخشیدند."

 

بالاخره خضر(ع) می آید ....

این نوشته  براساس اظهارات سعید.غ از مددجویان کانون اصلاح وتربیت تنظیم گشته و کاملا مستند است .

قبل از همه حرف هایم ، اول این را بگویم، این سه سال که همه اش می گویم ، سه سال من است . تو که کانون نبوده ای . فکر می کنی که سه سال مثل سه روز کار است و خب البته برای کسی که اصلا در عمرش کار نکرده سه روز هم خیلی شاق است .
یک چیز دیگر را تا یادم نرفته ، بگویم : من سعید هستم .

ادامه نوشته

درد ما این است...

درد ما این است که تمام اندوخته ها و ارزش های متعالی الهی را که تنها روزنه امید نجات ماست ، و تمام رهبران و پیشوایان و ائمه معصوم ما شیعه ، که "یاد" و "خاطره" هر کدام از آنها می تواند آموزنده بزرگ ترین درس انسانیت و آزادگی برای همه زمان و زمین باشد بصورتی مسخ کرده و به شکلی در آورده اند که عامل اسارت ما گردیده اند ...
مساله این است که ائمه ما را در لباس محبت و ولایت و ارادت و طرفداری و تجلیل ، جیره خوار خلفا معرفی می کنند...
مساله این است که اینگونه معرفی ها و نوشته ها و کتاب ها را در همه جا طرح و تبلیغ می کنند ...
مساله این است که برای سرور شهیدان عالم که تا لحظه شهادت زنده میرا بود و بعد از شهادت زنده جاوید است ، وحی حاضر همه زمان ها و زمین ها ، عده ای مرده متحرک عزاداری می کنند و نمی فهمند که اینگونه عزاداری برای "مرده ذلیلی" چون خود او – است ، نه برای زنده جاویدی چون حسین !
اختلاف بر سر این است که کار حسین ، برای آنستکه با گریه بر مرگش ، لش بودن خود را جبران کنیم و ثوابی نثار ارواحمان ؟ یا ، با پیروی از او ، لش بودن را در خود بمیرانیم و روح حیات را بر کالبد مرده های متحرکمان بدمیم؟ آخر ، کجای این دو گونه معرفی شهادت ، "اختلاف نظر علمی" است تا به نقد علمی و آرام و مودبانه ...بنشینیم  ؟
دکتر علی شریعتی / شیعه/حسینیه ارشاد(1357)

قانون اشتباه

تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز...

هدف روشن است، آرمان مشخص است

می خواهم ابرام وار بت بشکنم، بت های بدون کاربرد، بت های ضررده، بت های آسیب زن به اجتماع مان

و گاه یک قانون غلط، یک بت شده است، کوچک یا بزرگ، مهم نیست

بت بت است و باید شکسته شود و گرنه مرزهای دین با کفر قاطی خواهد شد

پس همان گونه که ابراهیم بت های بی ارزش و مضر را شکست

امروز باید قدم در راه ابراهیم گذاشت و قانون اشتباه را از کتاب قانون پاک کرد

این یک رسالت است، رسالت من، جمعیت من، امتداد رسالت ابراهیم...

همچون ابراهیم قانون غلط را از کتاب قانون پاک می کنم و آنگاه با همان زیرکی ابراهیم، پاک کن را در کف دست قانون گذار خواهم گذاشت و خواهم گفت: او قانون را پاک کرده!

حقوق کودکان

بر اساس تعریف سازمان ملل، کلمه کودک به هر انسانی اطلاق می شود که دارای سن کمتر از هجده سال باشد، تا پیش از این سن نمی توان قوانین بزرگسالان را بر کودکان جاری کرد و می گوییم کودک هنوز به سن قانونی نرسیده است. بنا بر نظر دانشگاه کرنل آمریکا، این در حالی است که کودک از همه جنبه های دیگر، بجز جاری شدن قوانین، یک انسان کامل است نه بخشی از انسان و کلیه حقوق انسان را باید داشته باشد.

کودکان کار

کودکان کار به کودکان کارگری گفته می‌شود که به صورت مداوم و پایدار به خدمت گرفته می‌شوند. کار کودک نزد بسیاری از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی فعالیتی استثماری تلقی می‌شود. در بسیاری از کشورهای جهان، کار کودکان بسیار معمول است و می‌تواند شامل کار در کارخانه، معدن، روسپی‌گری، کشاورزی، کمک در کسب و کار والدین، داشتن کسب و کار شخصی (مانند فروش غذا) و یا کارهای نامتعارف مانند بنایی باشد. ناپذیرفتنی‌ترین شکل‌های کار کودکان، استفاده نظامی از آنان در جنگ، تن‌فروشی و استفاده از کودکان در تجارت مواد مخدر است.

فرزاد 25/مهرماه/1388

ستاد طرح طفلان مسلم

در هفته گذشته طی رای زنی ها تیم اصلی طفلان تعیین شد. بخش های مختلف طرح تعریف شد که توضیحاتی ارائه می گردد.

بخش IT

این بخش مدیریت وبلاگ و سایت طفلان و نیز کلیه تبلیغات اینترنتی را بر عهده دارد. بخش مذکور هم اکنون در حال طراحی سایت می باشد.

بخش کانون

شناسایی و اتخاب مددجو و در مجموع کلیه فعالیت ها در محیط کانون اصلاح و تربیت بر عهده بخش مذکور می باشد.

بخش شناسایی

بخش شناسایی وظیفه شناسایی خانواده ی مددجویان بررسی شده در کانون را دارد.

بخش پی گیری بعد از خروج

این بخش وضعیت هر مددجو بعد از آزادی را پی گیری می نماید.

بخش رسانه و تحریریه

در این بخش گزارشات طفلان جهت چاپ در نشریات مختلف و رسانه ها با هماهنگی با مسئولین طرح تهیه و تنظیم می شود.

بخش حقوقی

کلیه پی گیری های حقوقی و قضایی مددجویان از طریق این بخش صورت می گیرد.

بخش طراحی و چاپ

مسئولیت اجرای کلیه طرح ها و چاپ اقلام تبلیغاتی را بر عهده دارد.

بخش روابط عمومی

بخش مذکور ضمن تماس و هماهنگی با کلیه خیرین و و افراد مرتبط، به عضو گیری برای طرح طفلان و نیز اجرای تبلیغات میدانی در فرهنسگرا ها و اماکن عمومی می پردازد. ضمن این که بخش مهمی از اطلاع رسانی را بر عهده دارد.

بخش بازار و اصناف

در قالب این بخش سعی می شود که با اهالی بازار و کسبه و اصناف و معتمدین از این دست صحبت شده و آن ها را به همکاری دعوت نماییم.

بخش شرکت ها

در قالب این بخش سعی می شود که با صاحبان شرکت ها و اسپانسر ها و مدیران صحبت شده و آن ها را به همکاری دعوت نماییم.

بخش دانشگاه ها

کلیه فعالیت های مرتبط و مورد اجرا در سطح دانشگاه نظیر تبلیغات، برگزاری سمینار و ... بر عهده این بخش می باشد.

بخش هیئت ها و مساجد

این بخش که بیشتر بار فرهنگی را بر دوش خود دارد به تبلیغ اندیشه های فرهنگی طرح در سطح هیئت ها و مساجد و نیز دعوت به همکاری از آنان می پردازد.

***

- همچنین گروه ها های تحقیقاتی نیز در کنار کادر مذکور تشکیل خواهد شد.

- کلیه تیم ها فعالیت خود را رسما از همین هفته آغاز خواهند کرد.

- کلیه دوستانی که مایل به همکاری در طرح طفلان مسلم هستند می توانند به افراد هر بخش مراجعه نمایند.

- کلیه فعالیت ها با مسئولین طرح هماهنگ می شود.

جهت اطلاعات بیشتر دعوت می شود به جلسه همگانی این طرح تشریف بیاورید.

زمان : جمعه، 24 مهر 1388، ساعت 15:00

مکان : خ.مولوی، نرسیده به خ.وحدت، ک.قاسمی، پ.84 قدیم، خانه ایرانی

تلفن : 55154165

 

سرآغاز 88

به نام خدای عشق و زیبایی

زیبا سلام ، زیبا سلام ، زیبا هوای حوصله ابری است ، زیبا چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا ، زیبا ، کنار حوصله ام بنشین، بنشین مرا به شط غزل بنشان ، بنشان مرا به منظره عشق، بنشان مرا به منظره باران،بنشان مرا به منظره رویش ، من سبز می شوم... زیبا تمام حرف دلم این است ،من عشق را به نام تو آغاز کرده ام ، در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا، آغاز کن مرا...

در آغازین راه تمسک می جوییم به وجود مولا و سرور حقیقت جویان جهان، سبط علی مرتضی، بنده برگزیده خدا حسین(ع) این مایه فخر تاریخ  آزادی و آزادگی و بدینوسیله آغاز رسمی آئین طفلان مسلم را اعلام می کنیم، و پیمان می بندیم که به عهدی که با خدای جل جلاله بسته ایم وفادار باشیم و از هیچ تلاشی برای نهادینه شدن فرهنگ نوعدوستی، این ارثیه مبارک خوبان و نیکان و صالحان، دریغ ننمائیم.

باشد که هیچ کس داغدار و هیچ کس در انتظار نباشد...

(هر نظر به منزله یک لبیک خواهد بود)