نخستین همایش "کودکان بی کتاب"

"کتاب کودک سرزمینم را دود برد"

 
کودکان بی کتاب جمعیت امام علینخستین همایش طرح کودکان بی کتاب، جهت جذب نیروهای انسانی و کمک های مالی در امور آموزشی، پزشکی و بهداشتی، روانشناسی و مددجویی و ... برگزار میگردد.
 
روز ۵شنبه (۱۴ مرداد ماه) ساعت ۱۴:۳۰ الی ۱۷
 
 فرهنگسرای ارسباران (واقع در پل سید خندان خیابان جلفا)
 
 
 
"کودکان بی کتاب" طرحی است از جمعیت امداد دانشجویی مردمی امام علی (ع) برای حمایت از کودکانی که به دلایلی از جمله اعتیاد، فقرمالی و فرهنگی خانواده، کار کودک، نداشتن سرپرست، نداشتن سند هویت و
شناسنامه و ... از حق تحصیل محروم مانده اند.
از کلیه دوستان خواهشمند است با معرفی طرح به خانواده و دوستان و دعوت از آنان برای حضور در همایش و تبلیغات در سایت ها ی دیگر و...ما را یاری نمایند.
 
 
 

سایت طرح کودکان بی کتاب

وبلاگ طرح کودکان بی کتاب

قاچاق شیشه جرم نیست!! قاچاقچیان ماده مخدر شیشه آزاد می شوند.

(منبع: ۳ آبان ۱۳۸۸)
ثروتمند شدن روياي مشترك و تباه هزاران جواني است كه هر ساله به طرق مختلف جذب باندهاي قاچاق مواد مخدر يا ديگر محصولات مي‌شوند. چندي قبل پليس مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ اعلام كرد در طول يك ماه، 164 خرده فروش مواد مخدر زير 18 سال و 80 خرده فروش 19 ساله دستگير شده اند. 975 نفر ديگر از دستگيرشدگان 20 تا 25 سال، يك هزار و 163 نفر از آنها بين 25 تا 30 سال و 804 نفر فقط 30 تا 35 سال سن داشتند. در اين ماه در مجموع چهار هزار و 692 خرده فروش و حامل مواد مخدر از سوي پليس تهران دستگير شدند اما نكته تاسف بار اين است كه بيشتر اين افراد در روزهاي اوليه دستگيري آزاد شدند.
سردار حمیدرضا حسین آبادی؛ رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی کشوردر حاشیه اولین دوره کلاسهای آموزشی ویژه کارشناسان مبارزه با مواد مخدر افغانستان در اين باره گفت:ما فقط وظیفه دستگیری و تحویل مجرمان به دستگاه قضائی را داريم.
بر اساس قانون پليس بیشتر از 24 ساعت اجازه نگهداری مجرمان را ندارد. اینکه قاچاقچیان مواد مخدر و یا فروشندگان مواد مخدر بلافاصله پس از دستگیری آزاد می شوند را باید از مراجع قضائی نپرسيد. آزادي سريع افراد دستگير شده موجب افزايش بدبيني مردم نسبت به پليس شده است در حالي كه پليس در آزادي اين مجرمان بي تقصير است.سردار حسين آبادي گفت: در حال حاضر مصرف سالانه مواد مخدر در كشور 500 تا 600 تن است...
ادامه مطلب



 (منبع: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹) 
 
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر کشور گفت: طی یک ماه و نیم اخیر دو هزار قاچاقچی شیشه در کشور دستگیر شده‌اند که متاسفانه به دلیل نبود قانون برای برخورد با این افراد تمامی آنان آزاد شدند.

به گزارش مهر، سردار حمیدرضا حسین آبادی صبح یکشنبه در نشستی با حضور خبرنگاران با بیان این مطلب افزود: در طول 45 روز اخیر 201 کیلوگرم شیشه توسط پلیس مبارزه با مواد مخدر کشف شد و دو هزار نفر نیز در رابطه با حمل و مصرف شیشه در کشور دستگیر شدند.

وی گفت: بر اساس اقدامات صورت گرفته هفت آشپزخانه تولید شیشه در طول این مدت از سوی پلیس شناسایی و منهدم شدند.

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر گفت: در طول سال 88، 951 کیلو شیشه در کشور کشف و ضبط شد در حالی که تنها در 45 روز اول امسال 251 کیلوگرم شیشه کشف شد و این وضعیت بسیار ناگواری را در کشور ایجاد کرده است.

حسین‌آبادی گفت: در سال گذشته قیمت هر کیلو شیشه در کشور 100 تا 125 میلیون تومان بود و این رقم در سال جاری به 10 تا 15 میلیون تومان رسیده که این امر موجب افزایش مصرف شیشه در کشور شده است.

وی گفت: تمامی افراد دستگیر شده در زمینه حملمراجع قضایی به دلیل نبود قانون در زمینه برخورد با قاچاقچیان این ماده صنعتی آزاد شدند. و مصرف شیشه از سوی

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر گفت: متاسفانه خلاء‌های قانونی کشور موجب شده تا سازمانهای بین‌المللی ایران را در زمره تولید کنندگان مواد صنعتی قرار دهند که این موضوع با وجود تقدیم سه هزار و 600 شهید در زمینه مبارزه با مواد مخدر بسیار ناگوار است.

حسین آبادی گفت: برخورد نکردن با مواد مخدر صنعتی موجب شده تا 20 سال مبارزه ایران در عرصه مواد مخدر خدشه‌دار شود.

وی گفت: امروز تولید شیشه در کشور به حدی رسیده که افراد به راحتی در آشپزخانه‌های خانگی خود در عرض دو روز 200 گرم شیشه تولید می‌کنند.

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر گفت: از نظر پلیس هر فردی که به اقدام به تولید و توزیع و مصرف مواد مخدر کند مجرم است ولی نبود قانون کارآمد در زمینه برخورد با مواد صنعتی شیشه تمامی اقدامات پلیس را بیهوده کرده است.

حسین آبادی گفت: قانون مبارزه با مواد مخدر در زمینه مواد صنعتی سه سال است که در مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال تصویب است اما همچنان روند کندی را سپری می کند.

 

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

 
مدير پروژه ساخت ضريح جديد امام حسين(ع) خبر داد:
مشاركت 7/2 ميليارد توماني مردم در ساخت ضريح جديد امام حسين(ع)

خبرگزاري فارس: مدير پروژه ساخت ضريح جديد امام حسين(ع) گفت: تاكنون 2 ميليارد و 730 ميليون تومان از سوي مردم براي ساخت اين ضريح اهدا شده است.


به گزارش خبرگزاري فارس از قم، محمود پارچه‌باف ظهر امروز در مراسم رونمايي از نخستين شبكه نصب شده بر روي ضريح امام حسين(ع) در قم با اشاره به سابقه تاريخي نصب ضريح فعلي امام حسين(ع) اظهار داشت: ضريح فعلي 75 سال قبل بنا بر دستور سلطان هندوستان از فرقه اسماعيليه ساخته و نصب شد كه داراي پوسيدگي و سائيدگي‌هايي در برخي بخش‌ها است.
وي افزود: توليت حرم امام حسين(ع) تصميم به ساخت ضريح جديد گرفت و ما از اين امر مطلع شده و با حمايت آيت‌الله سيستاني و پيگيري‌هاي فراوان در سوم شعبان سال 1385 مشغول تحقيقات در اين زمينه شديم.
مدير پروژه ساخت ضريح جديد امام حسين(ع) با اشاره به ساخت اين ضريح طبق قواعد مهندسي افزود: بر اساس توصيه علما و بزرگان دين، تمام بخش‌هاي دانشگاهي و پژوهشكده‌ها را در اين امر مشاركت داديم.
وي با اشاره به محدوديت مكاني ساخت ضريح امام حسين(ع) گفت: به‌دليل محدوديت مكاني در بقعه فعلي نتوانستيم سانتي‌متري اضافه كنيم و ابعاد چارچوب پلان ضريح نسبت به ضريح فعلي هيچ تفاوتي نكرده است، ولي چون تاج ضريح از بيرون طراحي شده است، بلندتر نشان مي‌دهد.
پارچه‌باف به مختصات ضريح جديد اشاره كرد و افزود: ارتفاع ضريح چهار متر و 20 سانتي‌متر بوده و داراي 20 متر پنجره است و قطعات چوبي ضريح توان تحمل 13 تن فشار را دارد.
وي با بيان اينكه اسكلت ضريح 5 هزار و 500 كيلو وزن دارد، بيان داشت: اسكلت ضريح از چوب ساج كه در جنگل‌هاي هند، برمه و كشورهاي آفريقايي مي‌رويد، ساخته شده است.
مدير پروژه ساخت ضريح جديد امام حسين(ع) افزود: هزينه ساخت پيكره چوبي ضريح توسط توليت حرم حضرت معصومه(ع) تامين شده است و چوب به‌كار رفته در ضريح بنا به گفته متخصصان هزار سال استقامت و دوام دارد.
وي با بيان اينكه طراحي ضريح توسط استاد فرشچيان صورت گرفته است، گفت: رويكرد وي نسبت به طراحي ضريح، رويكردي دقيق و هدفمند است.
پارچه‌باف با اشاره به احاديث و سوره‌هاي به‌كار رفته در ضريح ابراز داشت: اين احاديث و سوره‌هاي قرآني توسط استاد موحد از خطاطان مشهور جهان اسلام نگاشته شده و قلم‌زني و زرگري نيز توسط گروه هنرمندان اصفهاني انجام مي‌شود.
وي با بيان اينكه هنرمندان روزانه بيش از 12 ساعت در اين كارگاه مشغول كار هستند، افزود: يك هزار و 800 كيلو نقره براي اجراي نقوش و 900 كيلو مورق مس براي تاج ضريح استفاده مي‌شود.
مدير پروژه ساخت ضريح جديد امام حسين(ع) ادامه داد: قطر اين ضريح نسبت به ضريح‌هاي ديگر چهار تا هشت برابر است و بالغ بر 2 هزار و 400 كيلو نقره در بخش گوي و ماسوره آن مصرف خواهد شد.
وي با اشاره به قرار دادن قطعات بلوري و كريستال در سقف ضريح بيان داشت: براي نورپردازي در ضريح از فيبر نوري استفاده مي‌شود.
مدير پروژه ساخت ضريح جديد امام حسين(ع) با اشاره به مشاركت 2 ميليارد و 730 ميليون توماني مردم در ساخت اين ضريح بيان كرد: علاوه بر اين 63 كيلو گرم طلا و زيورآلات جمع‌آوري شده است كه در بانك ملي نگهداري مي‌شود و به مرور ذوب شده و در ضريح به كار خواهد رفت.
وي هزينه ساخت اين ضريح را بالغ بر 5 ميليارد تومان ارزيابي كرد و افزود: طراحي نقوش، بازوبندي‌ها و ترنج‌ها توسط استاد فرشچيان كاملا تمام شده است، طراحي معرق داخل ضريح، طراحي نورپردازي، طراحي دوربين‌هاي مداربسته در داخل ضريح و مونتاژ اوليه نيز كاملا انجام شده است.
وي ادامه داد: كار گوي و ماسوره 80 درصد، قلم‌زني روي نقره 70 درصد، قلم‌زني روي مس 20 درصد، خطاطي سور‌هاي قرآن و روايات معصومين 40 درصد انجام شده است.
مدير پروژه ساخت ضريح جديد امام حسين(ع) اظهار كرد: مونتاژ ثانويه ضريح و نصب و اجراي نورپردازي در كربلا انجام مي‌شود.

منبع

نگرانی از ورود مواد مخدر به کانون اصلاح و تربیت

تیترهای خبری
مدیر کانون اصلاح و تربیت، از ورود معدود مواد مخدر به کانون اصلاح و تربیت خبر داد و گفت: کانون اصلاح و تربیت نیز همچون زندانها از این معضل در امان نمانده است.

در گفتگو با مهر عنوان شد:
نگرانی از ورود مواد مخدر به کانون اصلاح و تربیت
مدیر کانون اصلاح و تربیت، از ورود معدود مواد مخدر به کانون اصلاح و تربیت خبر داد و گفت: کانون اصلاح و تربیت نیز همچون زندانها از این معضل در امان نمانده است.
لطف اله محسنی در گفتگو با خبرنگار مهر، افزود: ورود مواد مخدر در کانون های اصلاح و تربیت و زندانها را نمی توان انکار کرد و این معضلی است که اغلب کشورها با آن مواجه هستند.

وی تصریح کرد: در هر مکانی که داوطلب استفاده از مواد مخدر وجود داشته باشد به طور حتم مواد مخدر ورود پیدا خواهد کرد اما آنچه مهم است ، کنترل و ممانعت از ورود این مواد در مکان هایی خاص همچون زندانها و کانون های اصلاح و تربیت است.

مدیر کانون اصلاح و تربیت خاطر نشان کرد: به طور حتم ، جلوگیری از ورود مواد مخدر به کانون اصلاح و تربیت که دارای حساسیت بسیار بالایی است نیازمند اقدامات اصولی و ریشه ای است و با شعار و هشدار نمی توان راه به جایی برد.

محسنی ، همچنین از شناسایی تعدادی از خانواده ها که قصد وارد کردن مواد به داخل کانون را داشته اند اشاره کرد و افزود: همواره به صورت محدود در قسمت بازرسی کانون ، مقداری مواد مخدر از بستگان و خانواده های نوجوانان بزهکار کشف می شود.

منبع

 

مدير كانون اصلاح و تربيت:45 درصد كودكان بزهكار، خانواده هاي نابسامان دارند



مدير كانون اصلاح و تربيت گفت: 45 درصد كودكان بزهكار كانون داراي خانواده هاي نابسامان هستند. محسني در گفتگو با مهر، تصريح كرد: 20 درصد از كودكان و نوجوانان بزهكار نگهداري شده در كانون اصلاح و تربيت نيز فاقد سرپرست هستند.وي افزود: از بين نوجوانان بزهكار اين كانون، 28 درصد داراي تجربه سوء رفتار در خانواده، 25 درصد داراي خانواده هاي درگير با جرائم و 23 درصد داراي خانواده هايي با سابقه زندان هستند كه اين آمار با يكديگر همپوشاني نيز دارد. مدير كانون اصلاح و تربيت در ادامه اظهار داشت: جدايي والدين و همچنين ناهنجاري در ميان اعضاي خانواده هاي كودكان باعث شده تا درصدي از نوجوانان بزهكار نگهداري شده در كانون از توجه و محبت والدين خود محروم باشند. محسني، تعيين والدين معنوي براي كودكان بزهكار فاقد سرپرست را از جمله برنامه هاي كانون اصلاح و تربيت عنوان كرد و افزود: به طور حتم وجود كاستي هايي در جامعه باعث شده كه اين نوجوانان مرتكب جرم شوند. بنابراين بايد به فكر اين قشر باشيم تا بتوانيم از طريق اجراي طرح هايي همچون نذر فرهنگي و تعيين والدين معنوي، باعث برگشت اين قشر به جامعه شويم. وي با اشاره به نگهداري 300 كودك و نوجوان بزهكار نگهداري شده در كانون اصلاح و تربيت گفت: اغلب كودكان و نوجوانان كانون اصلاح و تربيت پسران هستند و فقط 30 دختر بزهكار در اين كانون نگهداري مي شوند. به گفته محسني، سرقت، ضرب و جرح و مواد مخدر همچنان جزء بيشترين جرايم كودكان و نوجوانان بزهكار است.

منبع

 

برای سهیلا، بی پناه ترین ایرانی

برای سهیلا، بی پناه ترین ایرانی

پنجشنبه،
۳۰ مهر، ۱۳۸۸

سهیلا با داشتن 10 میلیون و 500 هزار تومان امکان آن را داشت تا اتاقی را اجاره کند، کار شرافتمندانه یی را بیابد و شب ها از گرسنگی و زمستان ها از سرما به خود نلرزد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------
 

سهیلا قدیری تنهاترین و بی پناه ترین ایرانی که زندان های کشور تاکنون به خود دیده، دیروز اعدام شد.

 

نه کسی را داشت که برای اعدام نشدنش به دادستان التماس کند و نه حتی بیرون در زندان اوین کسی منتظر بود تا انجام اعدام را به اطلاعش برسانند. کسی بدن بی جان او را تحویل نمی گیرد و هیچ ختمی به خاطر او برگزار نمی شود. از همه درآمدهای نفتی کشور فقط چند متر طناب نصیب گردن او شد و از 70 میلیون جمعیت ایران تنها کسی که به او محبت کرد، سربازی بود که دلش آمد صندلی را از زیر پای سهیلا بکشد و به 16 سال بی پناهی و فقر و آوارگی او پایان دهد و او را روانه آن دنیا کرد که مامن زجرکشیدگان و بی پناهان و راه به جایی نبردگان است.
 

سهیلا 16 سال پیش از خانواده یی که هیچ سرمایه مادی و فرهنگی نداشت تا خوب و بد را به او بیاموزد، فرار کرد و میهمان پارک های میدان تجریش شد. حال او یک دختر شهرستانی یا دهاتی با لهجه کردی و لباس هایی بود که به سادگی می شد دریافت به شمال تهران تعلق ندارد و از اینجا بود که میهمان ثابت گرسنگی و سرمای زمستان و گرمای تابستان و نگاه کثیف و هرزه رهگذران شد.پس از سال ها آوارگی در حالی که فرزند ناخواسته یی را حمل می کرد، از سوی پلیس دستگیر شد و برای اولین بار در زیر سقف بازداشتگاه احساس خانه و مامن داشتن را تجربه کرد. به گفته خودش کودک پنج روزه اش را کشت چون تحمل سختی و گرسنگی و آوارگی کشیدن فرزند دلبندش را نداشت.
 

وقتی وکیل در جلسه دادگاه از او می خواهد که بگوید «دچار جنون شده بودم فرزندم را کشتم»، زیر بار نرفت و باز تاکید کرد من عاشق کودکم بودم زیرا به غیر از او کسی را نداشتم ولی نمی خواستم فرزند یک مرد معتاد و یک زن ولگرد بی پناه به روزگار من دچار شود. منطق زن فقیری که در دادگاه تکرار می کرد من روی سنگفرش های خیابان و زیر باران بزرگ شده ام، آن کودک بی پناه تر از مادرش را به کام مرگ کشاند و پس از دو سال مادرش نیز به سرنوشت مشابهی دچار شد.
 

اعدام بی پناه ترین ایرانی این سوال را مطرح می کند که گناه ولگردی و هرزگی یک انسان فقیر و بی پناه و راه گم کرده بزرگ تر است یا گناه جامعه ثروتمندی که برای فنا نشدن امثال سهیلا اقدامی نمی کند. قبح فسق و فجور سهیلا زشت تر است یا اینکه کسی در مناطق شمال تهران از شدت گرسنگی به تن فروشی روی آورد. و در نهایت وجود امثال سهیلای ولگرد و قاتل برای یک جامعه پرادعا و پر از مراسم پرریخت و پاش زشت تر است یا بی تفاوتی نسبت به اینکه در لابه لای کوچه پس کوچه های حوالی میدان تجریش، انسانی در اثر سرمای دی و بهمن چنان به خود بلرزد که برای نمردن از سرما و گرم شدن، هر شب را در خانه یی سپری کند. حال که از فقر و بی پناهی و به تعبیر برخی، استضعاف امثال سهیلا احساس گناه نکردیم، از گرسنه ماندن او در خیابان های پر از رستوران تجریش شرمنده نشدیم، و از اینکه جایی را نداشته تا شب های زمستان را در آن سپری کند. فرجام سهیلا قدیری و کودک پنج روزه اش ثمره یک بی عدالتی و یک ظلم غدار اجتماعی است که برای سر و سامان و پناه دادن به امثال سهیلا چاره یی نیندیشیده. اگر نگاه سنتی خشن و بی عاطفه سیاه و سفید جامعه خود را به تجربه دیگر جوامع متوجه کنیم، درمی یابیم بسیاری از کشورها راه حل هایی را تجربه کرده اند. کشورهای اروپایی مراکزی را دایر کرده اند که هدف از سازماندهی آن پناه دادن به کسانی است که برای مدت کوتاهی یا اساساً سرپناهی ندارند و بدون سرپناه فنا می شوند. حتی در کشور ثروتمندی همچون سوئد یا انگلیس زنانی که در اثر اختلاف خانوادگی از خانه فراری می شوند به مکان های تعریف شده یی هدایت می شوند تا آرامش بیابند و به زندگی عادی بازگردند
 

.برای جامعه یی که مفتخر است هرساله در مراسم و مناسبت ها تعداد دیگ های بار گذاشته شده صدتا صدتا اضافه می شود و بسیاری از نهادها با یکدیگر رقابت می کنند، تامین زندگی دو هزار یا پنج هزار نفر امثال سهیلا هزینه و سازماندهی کمرشکنی محسوب نمی شود.اعدام امثال سهیلا به عنوان نماینده فقیرترین اقشار آسیب پذیر که از یکی از دورافتاده ترین شهرهای غرب کشور به تهران پرتاب شده، کدام حس عدالت طلبی کجای نظام قضایی ما را اقناع می کند و پاسخ می گوید. آیا سهیلا قدیری شهروند دارنده شناسنامه کشور ایران به خاطر محرومیت و فلاکتی که کشید و نقل آن، اشک همگان را در دادگاه درآورد باید غرامت دریافت می کرد یا حکم اعدام. یک هفتادمیلیونیوم درآمدهای نفتی ایران که بالغ بر 735 میلیارد دلار می شود معادل 10 هزار و پانصد دلار یا 10 میلیون و 500 هزار تومان می شود. سهم سهیلا به عنوان عضوی از جامعه 70 میلیونی ایران با یک حساب سرانگشتی 10500 دلار یا 10 میلیون و 500 هزار تومان می شود. در شرایطی که بسیاری از اقشار جامعه ایران با تحصیل در آموزش و پرورش و تحصیلات دانشگاهی مجانی و با دریافت یارانه های بهداشتی، غذایی و دارویی بسیار بیشتر از 10500 دلار از سهم درآمد نفتی تسهیلات دریافت کرده اند، سهیلا به عنوان شهروند جامعه ایران هیچ گاه امکان بهره مندی از هیچ تسهیلات دولتی و ملی را نداشت. به همین لحاظ سهیلا به عنوان کسی که نتوانست از هیچ امکاناتی بهره مند شود، باید حداقل 10 میلیون و 500 هزار تومان سهم خود را از درآمدهای نفتی 30 سال گذشته دریافت می کرد. و نیز به خاطر محرومیت هایی که به آن دچار شد و عقب ماندگی و عقب افتادگی مضاعفی را بر او تحمیل کرد، مبالغ دیگری را نیز باید به عنوان خسارت دریافت می کرد. به این ترتیب سهیلا با داشتن 10 میلیون و 500 هزار تومان امکان آن را داشت تا اتاقی را اجاره کند، کار شرافتمندانه یی را بیابد و شب ها از گرسنگی و زمستان ها از سرما به خود نلرزد. شاید او می توانست خانواده یی تشکیل دهد و لذت مادر شدن و همسر بودن را تجربه می کرد و نیز فرصت می یافت به جای کشتن فرزند دلبندش با شیرین زبانی و شیطنت های کودکانه او آرامش یابد. اما سهیلا به جای آرامش خانواده و همسر و فرزند، در فشار حلقه طناب دار آرام گرفت. حداقل او دیگر گرسنگی نمی کشد، از سرما به خود نمی لرزد و نگاه های هرزه را تحمل نمی کند. بی تردید در رحمت و غفران خداوند رحمان و رحیم آرامش یافته است.
 

روزنامه اعتماد

تيتر را اصلاح كنيد: براي سهيلا يكي از بي‌پناهان ايراني

نویسنده فرزانه روستایی


طفلان مسلم سال ۱۳۸۶ بود. روی سن بودم. هدفمون آزاد کردن میثم بود. دوست صمیمی مصطفی. نمی خوام حاشیه برم ...

...

یه آقای خیری بهم گفت اون پسر (میثم) چقدر پول لازم داره که آزاد بشه؟ گفتم ۱۰ تومن. گفت قول می دید مواظبش باشید؟ گفتم حتما.

...

رفتم روی سن. در گوش مصطفی قضیه را گفتم. پام را نذاشته بودم پایین که سالن از صدای کف زدن ترکید. مصطفی با اشک و گریه اعلام کرد که میثم تبریک می گم. آزاد شدی. هیچ وقت اون صحنه را یادم نمی ره که مصطفی میثم را تو بغلش گرفت و بعد در حالی که عین ابر بهاری گریه می کرد رفت نشست. مادر مصطفی به میثم تبریک گفت ...

مصطفی سه ساله که دیه اش پرداخت شده ولی هنوز آزاد نشده.

امروز عصر خبر رسید که ...

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد؟

گفتا مگوی با کس. تا وقت آن در آید.

با عرض تبریک به تمام دوستان جمعیت، به لطف و رمحمت خدا و تلاش دوستان رای مصطفی.ن رضایت اولیای دم پس از ۵/۳ سال با رافت ایشان اخذ گردید.

 

مصطفی داداش کوچیکه منه انگار. چه روزهایی که تو کانون با هم گپ نمی زدیم. می گفت. می خندید. گریه می کرد مثل ابر بهاری. اون قدر قدم می زدیم که هنوز هم از پا درد شبش می گه ...

زنگ زدم به مادر مصطفی و تبریک گفتم. بنده خدا خیلی دوندگی کرد. ۵ سال دوید و دوید. هنوز می ترسه خوشحال باشه. تا پای پسرش نرسه بیرون خوشحال نیست. از طرفی اون یکی داداش (علی) را هم باید مواظبت کنه. علی مردیه برای خودش. نزدیک خونه ما بود مغازه ای که کار می کرد. سر می زدم گاهی بهش.

مادر مصطفی گفت ولتون نمی کنم شما ها را. منم گفتم معلومه. ما هم شما ها را ول نمی کنیم. به مصطفی بگید اومد بیرون یه زنگ به من بزنه.

همین چند روز پیش بود که دیدمش. امیدوار بود. یادش بخیر. روزهای نا امیدی اش را هم دیده بودیم.

مصطفی در سال ۱۳۸۵ در آستانه اعدام بود. با پرداخت دیه که بخش عمده اش را جمعیت امام علی (ع) در قالب طرح طفلان مسلم تقبل کرد، اعدامش منتفی شد. در این سه سال مدام با خانواده اش در تماس بودیم. رفت آمد داشتیم. مادرش مثل مادر ما بود. با شاکی هم گهگاهی حرف می زدیم. پارسال دعا کردیم که طعم بخشش را بچشه و نعمت صبر نصیبش بشه.

بی صبرانه منتظر یه پیاده روی اساسی با مصطفی ام.

***

فرامرز هم از قدیمی ها بود. بلافاصله بعد از اس ام اس مصطفی خبر نهایی رسید که فرامرز هم امروز رای آزادی اش صادر شد. شاکی فرامرز آدم بزرگیه. خیلی راحت گذشت کرد. با فرامرز بیشتر کل کل داشتم. چه شود!!!

***

امروز قرار بود یه نفر (صفر انگوتی) اعدام بشه. چند تا از بچه ها به اتفاق مسئولین جمعیت و طرح طفلان و دوستان خیر شبانه رفتند نظر آباد تا بلکه با شاکی صحبت کنند.

...

امروز اعدام ۱ ماه عقب افتاد. این یعنی ۱ ماه وقت داره. ۱ ماه وقت داریم.

از دیشب دارم وبلاگ آقای مصطفایی را چک می کنم.

این هم گزارش امروز صبح

"امروز هم روز خیلی سختی بود. جمعیت زیادی در جلوی درب زندان اوین جمع شده بودند تا شاید بتوانند رضایت اولیاءدم مقتولین را بگیرند اولیاءدم صفر انگوتی یک ماه مهلت داد تا رضایتشان اخذ گردد. ولی دیگر محکومین به اعدام از جمله سهیلا غدیری به دار آویخته شدند. جزئیات ماجرا را متعاقبا به نظر گرامیتان خواهم رساند. ولی حیف که سهیلا و دیگران اعدام شدند و ای کاش اولیاءدم مقتولین تاملی کرده و از خون خواهی عدول می کردند و می بخشیدند."