پژوهش حاضر كه در پی بررسی علل بزه‎دیدگی اطفال بزهكار است، با استفاده از یك پرسشنامه‎یِ خود محقق ساخته بر روی ۳۰ نفر از مددجویانِ پسر كانون اصلاح و تربیت تهران و بصورت مصاحبه‎ی رودررو به اجرا درآمد و پس از اجرا، با استخراج و تجزیه و تحلیل یافته‎ها نتایج آن در این نوشتار ارائه شده است. پیش از هر چیز باید افزود كه افزون بر پرسشنامه‎های مربوط به بررسی علل بزه‎دیدگی مددجویان ویژگی‎های مردم شناسانه‎ی این افراد نیز به همراه تحقیق تهیه گردید كه به پاسخ‎های بدست آمده از آن اشاره می‎كنیم.
۲ ـ ویژگی‎های مردم شناسانه‎ی مددجویان تحت پژوهش
ج ـ یافته‎های پژوهش
پس از اجرایِ پرسشنامه و در پاسخ به سئوالات؛ ۵۰% آزمودنی‎های این پژوهش با وجود خشونت در خانواده‎شان و به عنوان علت بزهكاری، كاملاً‌ مخالف بودند ولی ۴۷% با این امر موافق بودند، ۶۰% دعوای خانگی والدین را عامل بزهكاری خود و در نتیجه ورود به كانون اصلاح و تربیت نمی‎دانستند و تنها ۳۳% موافق این امر بودند. ۵۷% با بی‎توجهی والدین به روحیات، احساسات و اندیشه‎های آنان به عنوان عامل بزهكاری‎شان مخالف بوده و تنها ۳۷% با این امر موافق بودند. در مورد بی اعتنایی به شخصیت كودكان به عنوان عامل بزهكاری، محرومیت از محبت و نیز ناتوانی در برقراری ارتباطی صمیمانه با والدین به عنوان عامل بزهكاری و در نتیجه بزه‎دیدگی به ترتیب ۶۰% ، ۵۷% و ۵۷% مخالف بوده و ۳۷%، ۴۳% و ۴۳% نیز موافق امر مذكور بودند. ۶۰% نیز با سپردن مسئولیت خانه به عنوان عامل بزهكاری مخالف بوده و تنها ۳۶% با این امر موافق بودند. برعكس ۷۳% از مددجویان تحت پژوهش دوستان ناباب را عامل بزه‎دیدگی خویش می‎دانستند و ۲۰% نیز با این امر مخالف بودند و ۷% هم نظری نداشتند. ۵۳% از آزمودنی‎های پژوهش كنترل و نظارت نامناسب والدین را عامل بزهكاری و در نتیجه بزه‎دیدگی خود نمی‎دانستند ولی ۴۷% درصد با آن موافق بودند. در مورد وجود تبعیض در خانواده و میان فرزندان، ۵۰% با آن مخالف بودند ولی ۳۷% وجود آن را به عنوان عامل بزهكاری خویش تأیید می‎كردند. ۵۰% از مددجویان تحت پژوهش نیز درآمد كم پدر خویش را عامل بزهكاری خود نمی‎دانستند ولی ۳۷% موافق این امر بودند.
۵۰% از مددجویان، ناكامی در تحصیلات را عامل بزهكاری خویش نمی‎دانستند و ۳۷% با این امر موافق بودند. ۶۷% از مددجویان، سرزنش مربیان كانون را عامل تكرار بزه نمی‎دانستند و با آن مخالف بودند و ۲۰% بی‎نظر و تنها ۱۳% با این موضوع موافق بودند. ۴۰% آشنایی با مددجویان كانون را در تكرار بزه و آموزش فنون بزهكاری بی تأثیر می‎دانستند ولی ۳۷% موافق آن و ۲۳% نظری نداشتند.
از نظر ایجاد حرفه و كار اجباری همراه با كارمزد به عنوان یك جایگزین حبس در كانون ۸۷%‌ مددجویان با آن موافق بوده، تنها ۱۰% با آن مخالفت می‎كردند و ۳% هم بی‎نظر بودند.
در مورد برخورد كاركنان نظام كیفری و بویژه پلیس ۷۰% مددجویان تحت پژوهش، با دستگیری و مقصر قلمداد شدن آنان توسط پلیس موافق بودند و ۱۰% با این نظر كاملاً مخالف و ۲۰% هم بی نظر بودند. در مورد برخورد قضات، طرز رسیدگی و بویژه برخورد قاضی، ۶۳% نبود قاضی ویژه‎یِ اطفال را عامل مقصر قلمداد شدن خود و در نتیجه محكومیت و بزه‎دید‎گی خویش می‎پنداشتند ولی ۳۰% با این نظر مخالف بودند. ۷۴% می‎گفتند قاضی انسان دوستانه برخورد نكرده و ۱۹% مخالف این نظر بودند. ۵۷% هم می‎گفتند قاضی خوب پرونده را مطالعه نكرده و این باعث محكومیت آنان شد و تنها ۲۳% با این نظر مخالفت می‎ورزیدند. ۷۴% از مددجویان تحت پژوهش بر این باور بودند كه قاضی نپرسید من چه مشكلاتی دارم و مرا خوب درك نكرد ولی ۲۳% مخالف این نظر بودند.
در مورد زن بودن قاضی رسیدگی كننده ۵۰% مایل بودند كه قاضی رسیدگی كننده آنان زن باشد در این مورد ۳۵% نظری نداشتند و ۱۵% هم مخالف آن بودند.
نسبت به قوانین مربوط به بزه اطفال نیز ۴۳% مددجویان تحت پژوهش بر این باور بودند كه «قوانین سخت و ظالمانه بود كه قاضی مجبور شد مرا محكوم كند» ولی در مقابل ۴۳% نیز در این مورد نظری نداشتند. ۵۴% از آنان نیز تنها قانون مربوط به بزه خویش را سختگیرانه می‎پنداشتند و خواهان تعدیل آن بودند و ۱۷% هم با این نظر مخالف بوده و ۲۹% هم نظری نداشتند.
در مورد نظام رسیدگی به بزه اطفال ۹۰% افراد تحت پژوهش (۲۷ نفر از ۳۰ نفر) معتقد بودند كه سیستم رسیدگی به بزه هم سن و سالهای آنان باید مهربانه‎تر و ملایم‎تر باشد و ۱۰% مابقی نیز نظری در این مورد نداشتند.
در پایان ۸۳% از مددجویان تحت پژوهش می‎گفتند كه از وضعیت كانون راضی‎اند و دیگر مرتكب جرم نیز نخواهند شد، در مقابل ۷% مخالف این نظر بوده و ۱۰% هم نظری نداشتند. سرانجام این نكتــه را هم بیافزاییم كه در طــی اجــرای پـرسشنامـه ـ كه بصورت مصاحبه تهیه می‎شد ـ دو تن از مددجویان تحت پژوهش (از ۳۰ نفر تعداد كل) اظهار داشتند كه خــود مقصر بودند و ما در اینجا این افراد را در واقع باید «خود بزه‎دیده (Self victim crime)» تلقی كنیم.
د ـ نتیجه‎گیری نهایی و ارائه‎یِ چند پیشنهاد
۱ـ نتیجه‎گیری
هر چند كه در این پژوهش جامعه‎یِ آماری محدود ـ تنها ۳۰ تن از مددجویان مذكر كانون اصلاح و تربیت تهران ـ بود و لذا در پی تعمیم نتایج آن نیستیم، ولی با وجود این، می‎توان با نگاهی به پاسخ‎ها و بویژه ویژگی‎های مردم شناسانه‎یِ آنان به نتایج ذیل اشاره كرد:
۱ـ۱ـ پیش از هر چیز با توجه به محل‎های سكونت مددجویان كه بیشتر از مناطق پایین‎شهر و فقیر نشین تهران یا شهرستان‎ها بودند (كه در طی پرسشنامه این پرسش مطرح می‎شد) می‎توان نتیجه گرفت كه فقر یكی از عوامل قربانی شدن آنان است البته نتیجه‎یِ دیگری نیز می‎توان گرفت؛ توضیح آنكه فقیر بودن یا زیستن در محله‎های نه چندان گران به خودی خود عامل بزهكاری نیست، بلكه اطفال ثروتمند یا به عبارت روشن‎تر اطفالی كه در مكان‎های مرفه زندگی می‎كنند هم مرتكب بزه می‎شوند و شاید به مراتب خطر بزه ارتكابی آنان برای اجتماع بیش از خطر بزه ارتكابی توسط اطفال فقیر و ساكنان محله‎های فقیر نشین باشد. بدین جهت می‎توان نتیجه گرفت كه این مناطق چون بیشتر در معرض آسیب‎دیدگی هستند و توجه پلیس را بیشتر به خود جلب می‎كنند مكانیسم برچسب‎هایِ پلیسی ـ قضایی، ساكنان این مناطق را بیش از سایر نقاط، آماج خود قرار می‎دهند و در پی آن اطفال ساكن در این نقاط بیشتر مشمول این برچسب شده، قربانیان ناخواسته‎یِ نظام كیفری می‎گردند كه پاسخ‎های مددجویان به پرسشنامه‎های ما نیز این را به خوبی روشن می‎كند۱۷.
۱ـ۲ـ از سوی دیگر فقر عامل تشدید فرایند كیفری علیه اطفال بینوا و نادار است. چه اگر طفل ثروتمندی مرتكب بزه هم گردد و به فرض دستگیر هم شود از همه‎یِ امكانات برای آزادی (وكیل، مشاور، وثیقه و كفالت) برخوردار است ولی طفل فقیر فاقد این امكانات است و در نتیجه بیشتر قربانی نظام نارسای كیفری می‎گردد.
۱ـ۳ـ نتایج یافته‎ها بطوركلی حاكی از آن بود كه افراد تحت پژوهش به نوعی مشكلات خانوادگی را تحمل كرده‎اند و به گونه‎های مختلف قربانی خانواده‎یِ خویش بوده‎اند و این امر بصورت قاعده‎مند مورد توجه كاركنان نظام كیفری بویژه قضات ـ به خاطر متخصص نبودن ـ قرار نمی‎گیرد و توجه اتفاقی بوده و بستگی به قاضی دارد (چه برخی مددجویان حتی با بردن نام قاضی می‎گفتند، فلان كس بسیار خوب است و خوش به حال كسی كه او وی را محاكمه كرده باشد) و این خود موجب نوسان مفهوم عدالت می‎گردد۱۸.
۱ـ۴ـ از یافته‎ها برمی‎آید كه دوستان نیز نقش مؤثری در ارتكاب بزهكاری (بطور مستقیم) و بزه‎دیدگی (بطور غیر مستقیم) اطفال دارند.
۱ـ۵ـ با توجه به آثار سوء حبس در مكان بسته ـ كه خود یكی از عوامل قربانی شدن اطفال پس از محكومیت است ـ ۸۷% مددجویان با «كارهای اجباری همراه با كارمزد۱۹» به جایِ حبس دركانون موافق بوده كه باید نسبت به ایجاد زمینه برای اجرای این محكومیت‎ها و نیز تغییر قوانین در این زمینه باید اقدام نمود.
۱ـ۶ـ در پژوهش‎های مربوط به نظام رسیدگی برخورد قضات و نیز قوانین، نتایج حاكی از آن است كه بطور میانگین ۶۰% مددجویان تحت پژوهش، از نحوه‎یِ رسیدگی، مطالعه پرونده، جنس قاضی و شدت قوانین اظهار نارضایتی كرده و در مجموع ۹۰% افراد تحت پژوهش بر این باور بودند كه نظام رسیدگی به جرم هم سن و سالهای آنان باید ملایم‎تر و مهربانانه‎تر باشد.
۲ـ چند پیشنهاد عملی
در مورد وضعیتِ خانواده‎یِ محكومان پیشنهادات فراوان است ولی پیش از هر چیز، متخصصان این امر بهتر از یك حقوق‎دان می‎توانند در این زمینه ابراز نظر كنند و ثانیاً عملی كردن آن مشكل است ولی در مورد سایر نتایج و با توجه به آنها به چند پیشنهاد عملی و مفید می‎توان دست یازید:
۱

ـ به منظور اجتناب از فرایند برچسب زنی پلیسی و گسترش آن، باید مثل ممالكی چون فرانسه و سوئیس در ایران نیز نهاد «پلیس اطفال، (Police d’enfents)» ایجاد نمود.


۲ـ به منظور كاهش لطماتِ محاكماتِ كیفری و تعدیل بر چسب‎هایِ پلیسی و اتهامات وارده به اطفال كم بضاعت، در همه‎یِ محاكمات آنان باید زمینه‎یِ حضور وكلای تسخیری را فراهم نمود.


۳ـ به جایِ زندانهایِ بسته و كانون‎های اصلاح و تربیت حداقل؛ برای محكومیت‎های طولانی مدت مددجویان و به منظور اجتناب از مفاسد و زیان‎های این گونه مكان‎ها، باید «كار اجباری همراه با كارمزد»‌برای مددجویان فراهم نمود كه لازمه‎یِ آن پیش از هر چیز تبدیل زندان‎ها به كارگاههایِ محل گذران محكومیت به كارهای اجباریِ همراه با كارمزد یا حداقل تهیه‎یِ این مراكز توسط سازمان زندان‎هاست و پس از آن آموزش كاركنان نظام كیفری بویژه قضات در بكارگیری این جایگزین‎ها و نیز سایر كاركنان نظام كیفری و زندان‎ها ـ در اجرای این محكومیت‎هاست ـ كه باید در دستور كار مسئولان مربوط قرار گیرد. وسرانجام به منظور عملی شدن این نظر و پیش از هر چیز باید موانع قانونی این كیفر را با وضع قوانین متناسب رفع نمود.


۴ـ با توجه به نارضایتی و شكایت مددجویان از نحوه‎یِ برخورد نظام كیفری و قضات، باید با استمداد از حقوق دیگر ممالك، نظام رسیدگی به بزهكاری اطفال را اصلاح نمود و پس از آن نیز باید به تربیت قاضی ویژه‎یِ اطفال، ایجاد دادگاه اطفال با صلاحیت ذاتی و نه عمومی، و نحوه‎یِ تشكیل آن ـ كه باید مركب از روانشناس، مددكار، حضور اجباری وكیل و مشاور قضایی زن باشد ـ و نیز استفاده از قضات زن در محاكم اطفال همت گماشت.
۴ـ نسبت به قوانین كیفری و مسئولیت كیفری اطفال بزهكار نیز باید با ایجاد یك نظام كیفری خاص، در پی ایجاد نظام مسئولیت نقصان یافته (diminished Responsibilty) بود چه با توجه به «وضعیتِ خاص اطفال» نظام حقوق جزای ماهوی مربوط به این وضعیت نیز باید ویژه و خاص باشد كه در این میان نظام مسئولیت تدریجی یا نقصان یافته، بهتر می‎تواند با موازین عدالت قضایی سازگار باشد

 

تهیه و تدوین: محمدرضا گودرزی كارشناس ارشد حقوق كیفری و جرم‎شناسی و كارشناس اداره‎یِ پژوهش با همكاری:ناصر ربیعی كارشناس ارشد روان‎شناسی و كارشناس اداره‎یِ پژوهش

 

سمینارها

پیرو بحث های مطروحه در وبلاگ طفلان مسلم جلسه ای در رابطه با سمینارهای این طرح گذاشته شد و جلسه با حضور ۱۲ تن از اعضا برگزار گردید ، پس از بحث و بررسی نظراتی که در وبلاگ عنوان شده بود ، طرح کلی سمینارها با موضوعات علمی ـ مذهبی مشخص گردید اما بنابر نظر آقای شارمین میمندی نژاد مبنی بر کمبود بار علمی اعضا و مسئولین این بخش ، سمینارها متوقف گردید.

با سپاس بی کران از حضور تمامی دوستان و نظرات و زحمات

 

اطلاعیه

جلسه روز جمعه برگزار گردید اما به دلایل نیاز به تصمیم گیری هایی با تامل بیشتر و بررسی جوانب امور صورت جلسه و نتیجه و اعلام روند فعالیت ها کمی به تعویق افتاد ...

در اسرع وقت و روشن شدن همه این امور در خدمت همه دوستان خواهیم بود از همکاری و پیگیری تمام دوستان حاضر در جلسه و نیز غایبینی که از نتایج خبر می گیرند کمال تشکر را داریم .

سمینار

از تمامی دوستان خواهشمندم چنانچه ایده ای برای سمینار های طفلان دارند اطلاع دهند. 

سمینارها هنوز چارچوب مشخصی ندارند و جای فکر و تامل هنوز هم هست و از نظر همه دوستان استقبال شده،جلسه ای گذاشته و جوانب آن بررسی می گردد. 

برای اطلاع رسانی می توانید از کامنت، ایمیل و همچنین تماس تلفنی استفاده کنید ، همه را چک می کنم!


تبادل نظر و بحث هایی که تا کنون صورت گرفته پیرامون این موضوعات بوده که به صورت سوا مطرح میکنم شاید راحت تر بشود روی آن فکر کرد : 

1- اینکه سمینارها جنبه مذهبی داشته باشند؟ در راستای همایش های طفلان و شعار طرح و خطبه امام حسین ، به این صورت که به شناخت بیشتر عاشورا ، امام حسین و ریشه یابی واقعه کربلا و بازشناسی صحیح مذهبی آن و خصوصا عملکرد شایسته امروز مسلمانان و ... و سعی بر شناخت آیین های مذهبی که کارکرد لازم اجتماعی را برای جامعه امروز ندارند و سعی بر اصلاح ا جایگزین کردن آنها به عنوان مثال بحثی که برای کارکرد هیئت ها در همایش های طفلان مطرح شد : یک هیئت چندین میلیون تومان هزینه مراسم هایی می کند که تاثیر اجتماعی لازم را ندارد در صورتی که وظیفه مذهب و مذهبیون کمک به بشر هست نه اینکه بشر فدای مناسک مذهبی گردد!  


2- بررسی علمی و تخصصی موضوعات اجتماعی مطروحه در طرح طفلان بررسی وضعیت کودکان محروم و خصوصا بزهکار ، تحلیل و بررسی عوامل موثر در بروز بزه و ... از دریچه علوم جامعه شناسی ، روانشناسی ، علوم اجتماعی و ... 


بعد از موضوعات درباره مخاطب و نحوه برگزاری سمینار ه بحث خواهیم کرد . 

ضمنا" برای سمینارها تا همایش تاسوعای سال آینده فرصت داریم ، چون قرار است یک ابزار جانبی و بستر ساز باشد.اما مهم ترین بخش آن ایجاد سوال و دغدغه و بحث و تبادل نظر ماست .


۱۳۸۸/۱/۲۰

سوال خوبی را آقای کامرانی مطرح کردند ، لطفا شما هم به این سوال جواب بدید :

هدفی که از سمینارها در نظر دارید چیه ؟ 
 

روز پنج شنبه یا جمعه ظهر حدود ساعت ۲-۳ می خواهیم جلسه ای بگذاریم برای اینکه اکثر دوستان بتوانند شرکت کنند این دو روز را تعین کردیم که باز هم توافقی پیش برویم

در طول این هفته سعی کنیم که مطالبی که به ذهنمان رسیده جمع بندی کنیم ، مقاله ، ایده ،لینک و کتاب مناسبی اگر می شناسیم آماده کنیم که در جلسه به سایر دوستان هم ارائه دهیم ، بحث های پیش آمده بحث های خیلی خوبی هستند که هر چقدر بیشتر باشند موجب کنکاش بیشتر و در نتیجه آمادگی ذهنی بیشترمان در طول جلسه می گردد

از همه دوستان سپاسگزارم

نظر خودتان را برای تشکیل جلسه در روز پنج شنبه یا جمعه اعلام کنید .

 


 

 

در حاشیه :

یک درد دل کوچک !

نگرانم ! که جلسه بگذاریم و نیایید ...


بسیار مهم

جلسه : روز "جمعه" ساعت ۳(سه) بعد از ظهر در خانه ایرانی

اگر کسی آدرس را بلد نیست (خیلی جدید ها ) یا هر مورد دیگری این شماره من هست : ۰۹۱۲۴۴۹۱۳۶۹

خواهش می کنم حتما سعی کنید تشریف بیاورید تا از بحث ها نتیجه ی لازم را بگیریم .

از همه ممنونم و منتظر حضور همه دوستان هستم .

علل بزهکاری نوجوانان 1

نقش خانواده در بزهکاری نوجوانان:

 1 ـ نداشتن‌ سرپرست‌ و جدا بودن‌ پدر و مادر از يكديگر 2 ـ ناهنجاريهای‌ خانوادگی‌ و وجود اختلاف‌ بين‌ پدر و مادر 3 ـ عدم‌ توجه‌ به‌ تربيت‌ فرزندان‌ و فقدان‌ راهنمايي‌ لازم‌ به‌ آن‌ 4 ـ سخت‌گيری پدر و مادر و بدرفتاری‌ آنان‌ با فرزندان‌ خود 5 ـ ظلم‌ و ستم‌ نا پدری‌ يا نامادری‌

علل‌ و عوامل‌ موثر در برهكاری :

 علت‌ بروز بزهكاری‌ معمولاً علت‌ واحدی‌ نيست‌ بلكه‌ هميشه‌ چندين‌ علت‌ دست‌ به‌ دست‌ يكديگر داده‌ و باعث‌ بروز بزه‌ در افراد می‌ گردند. اينك‌ علل‌ مهمی را كه‌ می ‌توان‌ نسبت‌ به‌ ساير عوامل‌ اساسی ‌تر تشخيص‌ داد در زير اشاره‌ می ‌نمايیم‌.

عوامل‌ اجتماعی‌: جامعه‌ شناسان‌ به‌ عوامل‌ مستقيم‌ و غير مستقيم‌ محيط‌ و تراكم‌ جمعيت‌، وضع‌ سكونت‌، آلودگی هوا و غيره‌ توجه‌ كرده‌اند. نقش‌ شرايط‌ اجتماعی‌ و تعارضاتی كه‌ در چهارچوب‌ آن‌ به‌ وقوع‌ می ‌پيوندد، انكارناپذير است‌. مع‌ ذلك‌ نه‌ می توان‌ بزهكاری‌ را تنها بر اساس‌ عوامل‌ اجتماعی بررسی‌ كرد و نه‌ يافته‌های‌ مستقل‌ اين‌ زمينه‌ قبلی‌ همواره‌ هماهنگ‌ است‌. بررسيی ها نشان‌ می‌ دهد وقتی كه‌ در جامعه‌ای‌ ثبات‌ و پايداری‌ اجتماعی و جود نداشته‌ باشد، جامعه‌ در شرايط‌ دشواری چون‌ شورش‌، جنگ‌ يا انقلاب‌ باشد و يا پاره‌ ای‌ شرايط‌ غير عادی و ناسازگاری‌ عمومی‌ در جامعه‌ رواج‌ داشته‌ باشد، ميزان‌ بزهكاری رو به‌ افزايش‌ می ‌گذارد. و به‌ عكس‌، هر قدر جامعه‌ به‌ سوی‌ پايداری‌ سوق‌ داده‌ شود، ميزان‌ بزهكاری‌ كاهش‌ می يابد. طبقه‌ اقتصادی‌: فقر يكی‌ از عوامل‌ مهم‌ از انواع‌ انحرافات‌ از جمله‌ دزدی‌ و انحراف‌ جنسی در مردم‌، به‌ ويژه‌ اطفال‌ و نوجوانان‌ است‌. فقر بی ‌گمان‌ به‌ وجود آورنده‌ سختی ها و ناملايماتی‌ است‌ كه‌ اگر نتوان‌ با آنها مبارزه‌ كرد، خواه‌ ناخواه‌ انسان‌ را به‌ زانو در می آورد. بيشتر محروميتها و برآورده‌ نشدن‌ تمايلات‌ كه‌ موجب‌ عدم‌ اطمينان‌ اجتماعی‌ می شود، ناشی‌ از عامل‌ فقر است‌ و نمی توان‌ آن‌ را ناديده‌ گرفت‌. بيكاری‌، كمبود مواد غذايی و پوشاكی‌، بی سوادی‌ و عقب‌ افتادگی‌، جهل‌ و خرافات‌، عدم‌ بهداشت‌ كافی‌ و انواع‌ بيماريهای‌ روحی‌ و جسمی و حتی‌ در سطح‌ جهانی‌، جنگها و خونريزيها، ريشه‌ در نيازهای‌ مادی‌ و ترس‌ از فقر دارد. فقدان‌ مسكن‌، زندگی در زاغه‌ها، سوء تغذيه‌ و بهداشت‌ ناكافی‌ نيز كه‌ با فقر، ارتباط‌ دارند. از عوامل‌ مهم‌ بزهكاری به‌ شمار می ‌آيند.

روابط‌ والدين‌ و نوجوان‌:

احتمال‌ می رود مهم‌ترين‌ عامل‌ مؤثر در بزهكاری‌، روش‌ تربيتی‌ نارس‌ يا اختلال‌ در شبكه‌ ارتباطی‌ خانواده‌ باشد. تقريباً تمام‌ پژوهشها نشان‌ داده‌اند. والدين‌ كه‌ با كودكان‌ خود مهربان‌ نيستند بيشتر احتمال‌ دارد كه‌ فرزندانی‌ بزهكار داشته‌ باشند. افزايش‌ احتمال‌ بزهكاری در خانواده‌هايی‌ وجود دارد كه‌ : 1 ـ والدين‌ از روشهای انضباطی‌ بسيار سخت‌ گيرانه‌ يا بسيار بی ‌بند و بار و فريبنده‌ استفاده‌ می ‌كنند. 2 ـ شيوه‌ انضباطی‌ به‌ جای‌ آنكه‌ مبتنی‌ بر استدلال‌ باشند مبتنی‌ بر تنبيه‌ بدنی است‌. 3 ـ والدين‌ نسبت‌ به‌ فرزندان‌ خود به‌ جای آنكه‌ گرم‌ و صميمی و عاطفی‌ باشند، بی ‌توجه‌، غافل‌ و تمسخر كننده‌ هستند

در قسمت هایی که بلد شده اند ، خواستم نقش اجتماع را در این موضوع روشن تر کرده باشم  همین طور که مشاهده شد اینها بخشی از عوامل موثر در بزهاری نوجوانان یم باشد که طبق بررسی ها و آماری که در نتیجه مطالعات پرونده های کانون اصلاح و تربیت به عمل آوردیم  ، شاهد نقش داشتن این عوامل به صورتی خلی ویم تر بودیم به عنوان مثال سابقه اعتیاد در خانواده ، یا اصلا فقدان پدر و مادر و ...


دوستان لطفا در جهت برگزایر سمینار کمک کنید ، موضوع بدهید و اشخاص مورد نظرتان را معرفی کنید ، به شدت به کمکتان نیازمندم .

سلام

شاید حرف هایی که می نویسم همه از روی احساسات باشد اما این احساسات از تجربه آمده است.

تا حالا شده کودکی رو ببینی که محل زندگی و بازیش آشغالدونیه؟ شده ببینی که وقتی یه آدم بی سر و پا مثل من میره خونشون که با دیدن حقیقت زندگی باز قصد کند وکاش زندگی نکبتبار این بچه رو داشته باشه؟ تا حالا شده برای اینکه یه خونواده رو احیا کنی هزار نقشه داری اما وقتی باهاشون مسقیما" مواجه شدی دیدی این خانه از پای بست ویرانست؟ اگه دیدی که مطمئنم دیدی درکم می کنی و میفهمی چه حالی داشتم اون موقع که اون بچه های بی گناه اسیر در فقر معصومانه نگاهت می کنن و توی نگاهشون یه دنیا حرفه اما تو وقت نداری کلی کار و زندگی داری که باید به اونا برسی.

اون بچه میخواست از فقر و گشنگیشون بگه از بابای معتادش بگه از مامانش که تبدیل شده به یه کسی که ناچاره به هر قیمت شده حتی تن دادن به فساد مواد شوهرش رو تامین کنه تا تو این جامعه یه سایه سر حتی معتاد و مفنگی داشته بشه.

اگه هم ندیدی یه سر به محله بی در و پیکر امامزاده ابوالحسن تو اتوبان شهید رجایی، خاک سفید،دروازه غارو... بزن اونوقت حرفام باورت بشه.

از یه بعد دیگه نگاه کنیم : حال تصور کن این بچه ها بزرگ بشن و به سن بلوغ یا کمتر برسن، دیگه نمیشه با وعده های قشنگ گولشون زد رفع نیازهاشون رو به فردا موکول کرد کافیه حس کنن یه کمبودهایی تو زنگی دارن اونوقت دو تا راه داره که یکی راهیه که شاید من و تو بهش میگیمو انتظار داریم اونم بهش عمل کنه: عزیزم آروم باش، به خدا توکل کن یه وقت دست از پا خطا نکنیا یه وقت نری معتاد شی می دونی مواد مخدر چی کار می کنه باهات؟ بشین درسات رو بخون ما انتظار کمتر از 20 هم ازت نداریم آفرین درس بخون و دکتر مهندس شو اصلا به بابای معتاد و مادر شایدخلافکارت!و وضعیت زندگیت توجه نکن.

یا راه دوم رو میرن میشن یکی مثل بابای معتاد یا یه کم شدیدتر یا خفیف تر، یا برای رفع نیازهایی که  برای ما لوس و بی اهمیته اما برای اون عقده شده دست به دزدی و اخازی و باجگیری و هزار خلاف کوچیک و بزرگ یا حتی قتل میزنه. تازه از دید بعضی من و تو ما میشه خلافکار یا شاید حتی جانی ! اونوقت که تصمیم می گیریم اونو طرد کنیم و اینجام تنهاش بذاریم و تا جایی که میشه خودمونو بچه هامونو از این آدم بی گناه دور می کنیم.

بیا ... بیا و برای یکبار هم که شده هرچند دیر پای صحبت اینا بشینیم و به حرفا و دردو دلاشون به چراهاشون گوش بدیم لااقل بعدا" در موردشون قضاوت کنیم بعدا" این بی گناهارو گناهکارو جانی بخونیم. بیا به بچه های کانون اصلاح تربیت بگیم ما با اوناییم و می خوایم غفلتی که در حقشون کردیم رو جبران کنیم بگیم ما اومدیم به حرفاتون که فریاد بود یه موقع مشغله داشتیم و نشنیدیم حالا با اینکه دیر شده اما میشنویم پس هرچه دل تنگت می خواهد بگو که تو الان مشغله و فکر و ذهن منی.

وعده دیدار ما تاسوعا به آدرس: شهر زیبا،انتهای بلوار آیت ا... کاشانی،خیابان کانون،آمفی تئاتر کانون اصلاح و تربیت استان تهران،ساعت15.

اینم یه نوع دعوت بود دیگه امیدوارم کسی رو نیازورده باشم. دوستان امیدوارم همه بتونید حضور یابید.

البته منظورم این نبود بی خیال خودمون شیم و شب تا صبح به این بچه ها فکر کنیم ها!!!!

راستس داریم خونواده هایی که بچه هه حرف گوش کن بوده و فعلا" دست از پا خطا نکرده و با کمک بعضی از ما داره خوب درس می خونه ها خدا رو شکر ... .

می بینمتون.

غزاله مینوسپهر

محمدی را قبول دارم که رسالتش در عاشورا تجلی می یابد.

نبوتی را می پذیرم که پیامش در عاشورا کمال می بخشد.

قرآنم، قرآنی است که به کربلا وصل می شود

ابراهیمم ، ابراهیمی است که به حسین می پیوندد

و اسماعیلم ، اسماعیلی است که به پسر حسین میرسد،

من بی حسین هیچ کسی را و هیچ چیزی را نمی پذیرم

در وارث آدم هم گفته ام

که چون حسین از طواف بیرون می آید

و صف حاجیان را می شکافد و به سوی دیگری می شتابد ،

تو چه را طواف می کنی و بر گرد چه می چرخی؟

و امروز رسالت شیعه چیست ؟

رسالت شناخت است.

طرح واقعه نیست ، تحلیل واقعه است، محبت نیست بلکه معرفت است....

 

                                                                                     " دکتر شریعتی "

به نظرم بد نیست که سعی کنیم به سوال مطرح شده( امروز رسالت شیعه چیست؟) جواب بدهیم  و موضوع بحثمان این باشد به امید اینکه به قول خانم حبیبیان بت خودمان را پیدا کنیم و بشکنیم .