سمینارها

پیرو بحث های مطروحه در وبلاگ طفلان مسلم جلسه ای در رابطه با سمینارهای این طرح گذاشته شد و جلسه با حضور ۱۲ تن از اعضا برگزار گردید ، پس از بحث و بررسی نظراتی که در وبلاگ عنوان شده بود ، طرح کلی سمینارها با موضوعات علمی ـ مذهبی مشخص گردید اما بنابر نظر آقای شارمین میمندی نژاد مبنی بر کمبود بار علمی اعضا و مسئولین این بخش ، سمینارها متوقف گردید.

با سپاس بی کران از حضور تمامی دوستان و نظرات و زحمات

 

تنها، بیرون از خانه ...

كانون اصلاح و تربيت يكي از بهترين جاهايي است كه مسير دختران فراري به آن ختم مي‌شود.

وقتی اسم کانون اصلاح و تربیت می‌آید، تصور خیلی‌ها یک عده پسر نوجوان با سرهای تراشیده است که لباس‌های خاکستری یک‌جور پوشیده‌اند و زیر آفتاب قدم می‌زنند. این درست است اما همه‌اش نیست. کمی آن‌طرف‌تر از ساختمان‌های بلند کانون پسران، یک خوابگاه و چندساختمان هم هست که به آن می‌گویند کانون دختران.

ظهر است و دخترها منتظر نشسته‌اند تا بروند باشگاه. وقتی خبر می‌رسد به خاطر اعزام 3 نفر از بچه‌ها رفتنشان لغو شده، چاره‌ای انگار ندارند جز اینکه بنشینند روبه‌روی یک تازه‌وارد تا کمی با او گپ بزنند و وقتشان بگذرد. جواب اولین سؤال کافی است تا معلوم شود اینجا کجاست.

ـ «خوش می‌گذره؟»

ـ «نه، اینجا که جای خوش گذشتن نیست».

...

ادامه مطلب

اطلاعیه

جلسه روز جمعه برگزار گردید اما به دلایل نیاز به تصمیم گیری هایی با تامل بیشتر و بررسی جوانب امور صورت جلسه و نتیجه و اعلام روند فعالیت ها کمی به تعویق افتاد ...

در اسرع وقت و روشن شدن همه این امور در خدمت همه دوستان خواهیم بود از همکاری و پیگیری تمام دوستان حاضر در جلسه و نیز غایبینی که از نتایج خبر می گیرند کمال تشکر را داریم .

سمینار

از تمامی دوستان خواهشمندم چنانچه ایده ای برای سمینار های طفلان دارند اطلاع دهند. 

سمینارها هنوز چارچوب مشخصی ندارند و جای فکر و تامل هنوز هم هست و از نظر همه دوستان استقبال شده،جلسه ای گذاشته و جوانب آن بررسی می گردد. 

برای اطلاع رسانی می توانید از کامنت، ایمیل و همچنین تماس تلفنی استفاده کنید ، همه را چک می کنم!


تبادل نظر و بحث هایی که تا کنون صورت گرفته پیرامون این موضوعات بوده که به صورت سوا مطرح میکنم شاید راحت تر بشود روی آن فکر کرد : 

1- اینکه سمینارها جنبه مذهبی داشته باشند؟ در راستای همایش های طفلان و شعار طرح و خطبه امام حسین ، به این صورت که به شناخت بیشتر عاشورا ، امام حسین و ریشه یابی واقعه کربلا و بازشناسی صحیح مذهبی آن و خصوصا عملکرد شایسته امروز مسلمانان و ... و سعی بر شناخت آیین های مذهبی که کارکرد لازم اجتماعی را برای جامعه امروز ندارند و سعی بر اصلاح ا جایگزین کردن آنها به عنوان مثال بحثی که برای کارکرد هیئت ها در همایش های طفلان مطرح شد : یک هیئت چندین میلیون تومان هزینه مراسم هایی می کند که تاثیر اجتماعی لازم را ندارد در صورتی که وظیفه مذهب و مذهبیون کمک به بشر هست نه اینکه بشر فدای مناسک مذهبی گردد!  


2- بررسی علمی و تخصصی موضوعات اجتماعی مطروحه در طرح طفلان بررسی وضعیت کودکان محروم و خصوصا بزهکار ، تحلیل و بررسی عوامل موثر در بروز بزه و ... از دریچه علوم جامعه شناسی ، روانشناسی ، علوم اجتماعی و ... 


بعد از موضوعات درباره مخاطب و نحوه برگزاری سمینار ه بحث خواهیم کرد . 

ضمنا" برای سمینارها تا همایش تاسوعای سال آینده فرصت داریم ، چون قرار است یک ابزار جانبی و بستر ساز باشد.اما مهم ترین بخش آن ایجاد سوال و دغدغه و بحث و تبادل نظر ماست .


۱۳۸۸/۱/۲۰

سوال خوبی را آقای کامرانی مطرح کردند ، لطفا شما هم به این سوال جواب بدید :

هدفی که از سمینارها در نظر دارید چیه ؟ 
 

روز پنج شنبه یا جمعه ظهر حدود ساعت ۲-۳ می خواهیم جلسه ای بگذاریم برای اینکه اکثر دوستان بتوانند شرکت کنند این دو روز را تعین کردیم که باز هم توافقی پیش برویم

در طول این هفته سعی کنیم که مطالبی که به ذهنمان رسیده جمع بندی کنیم ، مقاله ، ایده ،لینک و کتاب مناسبی اگر می شناسیم آماده کنیم که در جلسه به سایر دوستان هم ارائه دهیم ، بحث های پیش آمده بحث های خیلی خوبی هستند که هر چقدر بیشتر باشند موجب کنکاش بیشتر و در نتیجه آمادگی ذهنی بیشترمان در طول جلسه می گردد

از همه دوستان سپاسگزارم

نظر خودتان را برای تشکیل جلسه در روز پنج شنبه یا جمعه اعلام کنید .

 


 

 

در حاشیه :

یک درد دل کوچک !

نگرانم ! که جلسه بگذاریم و نیایید ...


بسیار مهم

جلسه : روز "جمعه" ساعت ۳(سه) بعد از ظهر در خانه ایرانی

اگر کسی آدرس را بلد نیست (خیلی جدید ها ) یا هر مورد دیگری این شماره من هست : ۰۹۱۲۴۴۹۱۳۶۹

خواهش می کنم حتما سعی کنید تشریف بیاورید تا از بحث ها نتیجه ی لازم را بگیریم .

از همه ممنونم و منتظر حضور همه دوستان هستم .

گزارش طرح طفلان مسلم در سال 1387

این گزارش جهت چاپ در نشریه جمعیت امام علی (ع) با نام گل یخ تهیه و تنظیم شده است که در دست چاپ می باشد.

هر ساله بخشی از کارکردهای گروه طرح طفلان مسلم جمعیت امام علی (ع) به علت مصادف شدن همایش ها با ماه های پایانی سال در سال آینده طرح ادامه می یابد. لذا فعالیت های طرح طفلان در اوایل سال 1387 در واقع به نوعی ادامه کارهای سال 1386 بوده است. به علاوه فعالیت های جدید نیز در طول سال سوای از همایش ها بنا به شرایط در طرح تعریف می شود.

در خرداد ماه سال 1387 مبلغ جریمه مددجویی که در طفلان مسلم 1386 با وی آشنا شده بودیم فراهم شده و آزادی وی مقدور شد. تا مدتی نیز ارتباط مستمر با مددجو و خانواده اش که میثم.خ نام داشت برقرار بود و به امید خدا وضعیت خانواده به حالت عادی رسیده است. البته مادر از بیماری عصبی رنج می برد که بر روی خانواده نیز تاثیر می گذارد.

در طول بهار و تابستان 1387 از طریق سفارش مسئول دیه کانون (آقای قهرمانی) با مددجویی به نام علی.ع آشنا شدیم که به دلیل تصادف منجر به فوت گرفتار شده بود. مساله مربوط به سال ها پیش می شد که با تداوم شکایت شکات قوت گرفته بود. مددجو با اخذ مرخصی های پی در پی و کار کردن، بخشی از دیه ی خود را فراهم نموده بود. پسر بسیار مثبت و سر به زیر و پرکاری می باشد و در نهایت باقی مبلغ دیه توسط طرح طفلان پرداخته شده و مددجو در شهریور ماه، تقریبا شب ماه مبارک رمضان آزاد گردید. مددجو بالافاصله مشغول به کار شد. در حال حاضر در حال گذراندن دوران سربازی است و ادامه سربازی اش در شیراز است.

در طول سال ارتباط مداوم با میثم.ش که در روزهای پایانی سال 1386 پس از حدود 3 سال توسط طرح طفلان مسلم جمعیت امام علی (ع) آزاد شده بود نیز حفظ شده و میثم مشغول کار می باشد.

در تابستان 1387 از طریق روان شناس کانون (آقای دکتر محمدی) با پسر جوانی که سال ها پیش از کانون آزاد شده بود ولی مشکل داشت آشنا شدیم. این پسر احسان.ق نام داشت که تا مدت ها تنها با چهار نفر از اعضاء جمعیت از جمله آقای شارمین میمندی نژاد در ارتباط بود. بیشترین ارتباط احسان با علیرضا کریمی و سعید رضایی بود. احسان سرگذشت پر فراز و نشیبی داشت و بیشترین نیازش یک سری دوست بود و این که احساس تنهایی نکند. احسان در آن روزها که با ما ارتباط داشت صاحب سر پناه نبود و شب ها در پارک می خوابید. شکر خدا اواخر تابستان توانست اتاقی را به همراه یکی از دوستانش اجاره کند. احسان اکنون ارتباط نزدیکی با کل جمعیت پیدا کرده و وضعیت روحی اش به طرز چشم گیری بهبود پیدا یافته است. امسال سال تحویل را به همراه تنی چند از اعضاء جمعیت در جشن تحویل سال کانون سپری کرد و برنامه عید دیدنی از او نیز اجرا می شود. احسان تا به حال در همایش های تاسوعا و اربعین و جشن تولد طفلان مسلم و نیز پخش ماهیانه و مراسم دعای آخر سال شرکت نموده و ارتباط خوبی با بچه ها برقرار کرده است.

در راستا همایش تاسوعا طفلان مسلم 1387 برنامه ریزی بر روی انتخاب و تحقیق منظم مددجوها صورت گرفت. تعدادی از مددجو ها بنا به توصیه مددکارهای هر گروه از کانون، تعدادی با توجه به لیست های موجود در بخش مددکاری و دیه و نیز تعدادی نیز از طریق مشورت با خود مددجوها نظیر مصطفی.ن و فرامرز.ح جهت تحقیقات اولیه انتخاب شدند. در مرحله ابتدائی پرونده مددجوها به طور کامل مطالعه گردید و سپس با خود مددجوها مصاحبه به عمل آمد. در نهایت تیم شناسایی طرح طفلان به خانواده مددجوها نیز سرکشی نمودند تا اطلاعات پیرامون آن ها کامل شود. با این حساب 29 مددجو در لیست قرار گرفتند که در این میان تنها با 3 تن از آن ها مصاحبه حضوری صورت نگرفت که البته مشکلی در تکمیل اطلاعات به وجود نیامد. همچنین 15 مددجو شناسایی خانوادگی نیز شدند. در مرحله نهایی طی جلساتی مددجویان جهت اولا آمدن روی سن و ثانیا اولویت پرداختن به کمک کردن، اولیت بندی شدند که اولویت اول خسرو.ع به علت در شرف اعدام بودن تشخیص داده شد و اولیت های بعدی پس از خسرو مرتب شدند.

پس از همایش تاسوعا قسمتی از فعالیت ها پیرامون جمع آوری کمک های نقدی انجام شد و قسمتی دیگر به پیگیری حقوقی وضعیت مددجویانی نظیر خسرو اختصاص یافت که یک وکیل خبره (آقای رحیمی) از طرف جمعیت وکالت خسرو را پذیرفت. همچنین یکی از مددجویان به نام علی.م که مبلغ دیه 1 میلیون تومان داشت آزاد گردید.

در همایش اربعین از طریق مسئولین فرهنگی و دیه کانون (آقایان ابن رحمان و قربانی و قهرمانی) با پسر جوانی که پس از 2 سال سپری کردن عمر خود در کانون و 3 سال در زندان بزرگسال به شرط قسط بندی دیه آزاد شده بود به نام فرشاد.ی آشنا شدیم و تعداد مددجویان لیست به 30 نفر رسید. فرشاد در پرداخت اقساط مشکل پیدا کرده بود و در شرف بازگشت به زندان بزرگسال قرار داشت. با مصاحبه اولیه تایید شد که وی می بایست از اولیت های اول طرح باشد. در این راستا آقای رحیمی وکالت او را رسما پذیرفت. همچنین در پرداخت قسط دیه به وی کمک خواهد شد و جمعیت در صدد است که برای فرشاد یک شغل مناسب فراهم کند.

پس از همایش اربعین محمد.گ که 3 سال در کانون به سر می برد با پرداخت مبلغ باقی مانده دیه به میزان 5 میلیون تومان آزاد گردید و اکنون تا تکمیل روند اداری در مرخصی به سر می برد و شب عید نزد خواهر و عمه اش به سر برد. همچنین باقی دیه ی بهروز.ق که در صحبت های اولیه با شاکی قرار بر قسط بندی شده بود به مبلغ 14 میلیون تومان پرداخت شد. به علاوه در همان روز که روز پایانی سال 1387 (28 اسفند ماه) بود، مددجوی دیگری به نام رضا.ر که در لیست حضور نداشت ولی تنها با 1 میلیون مشکلش حل می شد آزاد شد. به علاوه آدرس منزل سه تن از مددجویان از جمله حمید.غ و رضا.ر و نیز یکی از مددجویان که در بحث لیست آزاد سازی نبود به علت وضعیت وخیم بودن اوضاع معیشتی به تیم رابطین و شناسایی جمعیت به سرپرستی آقای علی رضایی واگذار گردید. همچنین تامین جهیزیه خواهر حمید.غ توسط رابط خانواده آقای محمدرضا نورانی در دست پیگیری است. علاوه بر این با سفر یک تیم شامل دو تن از جمعیت (آقایان شایسته و رحیمی) و دو تن از مسئولین کانون به شهرستان اندیمشک و صحبت با شکات خسرو، زمینه اولیه اخذ رضایت فراهم گردید و شکر خدا دیه خسرو نیز از طریق کمک های مردمی فراهم شده و در صورت رضایت کامل شاکی، این نوجوان می تواند فرصتی دوباره پیدا کند. همچنین تعدادی از مددجویان موجود در لیست نیز توسط خیرین متفرقه از راه های غیر از طرح طفلان مسلم آزاد شدند. به علاوه وضعیت پس از خروج تعدادی از مددجویان از جمله سید حمیدرضا.ح توسط تیم شناسایی به سرپرستی آقای بابک صحافیان در دست پیگیری است. و همین طور نیم نگاهی هم به وضعیت معیشتی برخی شکات وجود دارد. در برنامه طرح، حمایت معیشتی از خانواده علی.س که در همدان به سر می برند نیز مطرح می باشد. علی.س در اولویت های آزاد سازی طرح طفلان مسلم قرار ندارد. ضمنا تیم شناسایی همچنان در حال پیگیری بیشتر جهت تکمیل هر چه بهتر اطلاعات خود از جمله در مورد حسین.آ که به زندان بزرگسال منتقل شده می باشد. در مجموع هیچ وقفه ای در روند کارها به وجود نیامده است. در جشن تولد خیر کوچک که در تاریخ 20 اسفند برگزار شد نیز مبلغی کمک مردمی جمع آوری گردید.

از برنامه های آتی گروه طفلان مسلم می توان به پیگیری حقوقی تعدادی از مددجویان، پیگیری معیشتی خانواده تعدادی دیگرو پیگری وضعیت پس از خروج تعدادی دیگر پرداخت. به علاوه روند آزاد سازی و جمع آوری کمک های مردمی و صحبت با شاکی پیرامون تنی چند از مددجویان از جمله مصطفی.ن، حمید.غ، حسین .ا و فرامرز.ح ادامه دارد. در حدود 3 جلسه جداگانه با گروه های متفاوت از خیرین نیز در دست هماهنگی است. همچنین پیشنهاد فعالیت های اقتصادی خیریه جهت درآمد زایی نیز در دست بررسی اولیه می باشد. سمینارهای در طول سال نیز به سرپرستی خانم زرین مینوسپهر بحث جداگانه خود را می طلبد. به علاوه  از برنامه های آتی طرح می توان به تشکیل یک ان جی او مشترک بین جمعیت و برخی مسئولین کانون (به پیشنهاد ریاست محترم کانون آقای محسنی و قبول نمودن از سوی موسس محترم جمعیت آقای میمندی نژاد) جهت پیگیری وضعیت پس از خروج مددجویان بی سرپرست و بد سرپرست اشاره نمود. درضمن وضعیت سرپرستی و حمایت دو تن از مددجویان گروه ویژه ی کانون (میلاد.م و محمد.ح) و روند قضایی مربوطه در دست پیگیری است.

در مجموع در حدود 300 نفر در همایش تاسوعا، 800 نفر در اربعین و 250 نفر در جشن تولد بیستم اسفند حضور داشتند که در حدود مبلغ 13 میلیون تومان از تاسوعا، 37 میلیون تومان از اربعین و 7 میلیون تومان از جشن تولد جمع آوری شده. تا به این لحظه مبلغ 21 میلیون تومان خرج آزاد سازی مددجویان شده و باقی مبلغ نیز صرف ادامه روند آزاد سازی و حمایت خواهد شد. به علاوه افراد حقیقی و حقوقی زیادی نیز با جمعیت آشنا شدند و آینده با توجه به همکاری مستمر این افراد امیدوار کننده خواهد بود. مصاحبه و گزارش های متعددی نیز با مجلات و رسانه های تلویزیونی و رادیویی اعم از مستقیم و غیر مستقیم داشته ایم. در مجموع برآورد می شود که مبلغ جمع آوری شده در سال 1387 بیش از60 میلیون تومان باشد که جمع آوری کمک های مردمی همچنان ادامه دارد.

کلیه آمار طرح طفلان سال 1387 در تمامی زمینه های اجرایی در مقایسه با سال های گذشته پیشرفتی چشم گیر داشته است که امید است این روند رو به رشد در آینده نیز ادامه یابد.

امید است که با همکاری بیشتر دوستان در جمعیت امام علی (ع) سال آینده را پر انرژی تر پیماییم.

 

گزارش

امروز صبح رفتم کانون اصلاح و تربیت. محمدشایسته چون باید می رفت به یکی از بچه های خانواده ها که دستش شکسته می رسید پول ها را داد به من. ما بودیم و آقای قهرمانی و شاکی های بهروز و خانواده اش. شاکی حتی سر ۱ میلیون تومان هم کوتاه نمی اومد. نتیجه این که ۴ تومان از خانواده بهروز گرفت و ۱۴ تومان از ما و قضیه تموم شد. یک مددجو که در لیستمون هم نبود کارش گیر ۱ تومان بود. اجازه گرفتم و ۱ تومان اون را هم دادیم. محمد هم رفته خونه تا کارهای اداری آزادی اش کامل بشه.

خیلی خلاصه گزارش مخارج طفلان از تاسوعای امسال تا عید نوروز به شرح زیر است:

علی.م : ۱ میلیون تومان

محمد.گ : ۵ میلیون تومان

بهروز.ق : ۱۴ میلیون تومان

رضا.ر : ۱ میلیون تومان

کلیه افراد ذکر شده آزاد شده اند.

با حمید قاسمیان صحبت کردم تا برای برادر بزرگتر بهروز که تقریبا تمام دارایی اش را خرج دیه کرد (وسایل کار و وام ازدواج) شغل مناسب پیدا کنه.

همچنین مذاکره با شاکی های خسرو.ع ادامه داره.

کار حقوقی و حمایتی فرشاد.ی در حال پی گیریه.

کار حمایتی خانواده حمید.غ نیز در حال پی گیریه.

آدرس خانوده ی دو تا از مددجویان کانون به گروه شناسایی (علی رضایی) جهت حمایت از طرف جمعیت داده شده است.

همچنین پی گیری پس از خروج و حمایت خانواده چند تن از مددجویان در دست بررسی است.

احتمالا برای شاکی فرشاد هم کمی پول بریزیم تا شب عید دستش خالی نباشه.

سال خوبی داشته باشید.

پ.ن : جشن 

از امام حسین ممنونیم که بهمون نشون داد در جشن هم می شود به یادش بود.

شاید در شان مهندس و دکتر و هنرمند و دانشجو جمعیت امام علی نباشد، ولی ما به گدایی کردن عشق افتخار می کنیم. به گدایی کردن آزادی برای این بچه ها. برای فرامرز با دل بزرگش. برای حمید با مظلومیتش. برای حسین با سکوتش. برای فرشاد با غیرت مردانه اش و ... .

برنامه جشن خیلی خوب برگزار شد و البته بسیار خسته کننده. جمعیت خوبی آمدند. تا ببینیم چقدر مبلغ جمع بشه. منتظر برآورده شدن قول ها هستیم.

همون طور که پشت سن روی تریبون گفتم، راه راه اصیلیه و آدمش هم باید اصالت داشته باشه. رفتن این راه قسمت هر کس که باشه باید اصالت راه را حفظ کنه و اصیل بمونه.

باید از خیلی ها تشکر کرد. از بچه هایی که انرژی گذاشتند و دوندگی جزئی از شخصیتشون شده. ممنونیم از دوستانی که در این راه با انرژی تازه خودشون روح تازه به تیم تزریق کردند. ممنونیم از دوستانی که خودشان گرفتاری های روزمره خودشان را داشتند ولی از جان مایه گذاشتند. دوستانی که همه چیزشان را گذاشتند و سه ماه است که شب و روزشان یکی شده. دوستانی که گاهی از ته مانده انرژی اشان مایه گذاشتند و کسی نفهمید چون خم به ابرو نیاوردند. دوستانی که پشت هم بودند.

به دوستانی که اولین و یا از اولین تجربه های جدی اشان در کارهای اجرایی بود تبریک می گم چون کارشون عالی بود و انشالله نتیجه اش را می بینند و روزی هدایت گر و یاور تازه کارها خواهند بود.

از دوستانی که با همه خستگی به جا مانده از همایش های تاسوعا و اربعین به تازه نفس ها کمک کردند و برکتشان را به طرح طفلان آوردند و واسطه برکت الهی شدند ممنونم.

طرح طفلان مسلم برنامه های زیادی در آینده دارد که افراد زیادی را برای همکاری می طلبد.

همگی خسته نباشند.

آزادی چیزی نیست که تنها مددجویان کانون بهش محتاج باشند.

 

 

و در آخر دعای شب عید ما آزادی و آزادگی تمام بندگان آزاده خداست.

 

بازتاب خبری

گزارش سازمان زندان ها

خبرگزاری آفتاب

 

جشنی به پا کرده ایم برای کودکانی که از زندان کودکان در روز تاسوعا و اربعین  توسط خیرین ازاد شدن .... تا تولد دوباره  انها را جشن بگیریم ....
و سهم عظیمی در تولد دوباره ی انها داشته باشیم......حمایت بعد ازادی اهمیت بسیاری دارد که جمعیت امام علی  به کمک مردم در راستای این هدف تلاش های بسیاری میکند .....

هنوز هم چند کودک شناسایی شده ازاد نشده اند ....و معلوم نیست که تا کی باید منتظر باشن....

این جشن در راستای آن است که  این کودکان نیز طعم تولدی دوباره را بچشند.. و این امر شدنی نیست مگر با کمک شما مردم بزرگوار


زمان : 20 اسفند روز سه شنبه  ساعت شروع :18

مکان:  تهران- انتهای بلوار آیت الله کاشانی- شهر زیبا- خیابان کانون- کانون اصلاح و تربیت

 

اخبار جدید

امروز ۵ میلیون باقی مانده از ۳۰ میلیون دیه ی م.گ توسط جمعیت پرداخت شد و م.گ هفته آینده پس از ۳ سال و اندی زندان آزاد می شود.

---

شاکی ب.ق به مبلغ جمع شده توسط جمعیت رضایت ندادند. بنابراین قرار است دیه به قسط های ماهیانه ۱۰۰ هزار تومان تقسیم شده و ب.ق آزاد شود. این راه حل به نفع شاکی نبود ولی عملا راهی برای کانون نذاشتند.

---

قرار است که کار وکالت ف.ی به صورت جدی توسط جمعیت از سر گرفته شود.

---

آقای شایسته به اتفاق آقای رحیمی و دو نفر از کارکنان کانون از اندیمشک برگشتند. خانواده شاکی خسرو به دادن رضایت نزدیک شده است.

 

سراپا اگر زرد و پژمرده ايم 
ولي دل به پاييز نسپرده ايم


چو گلدان خالي لب پنجره 
پر از خاطرات ترك خورده ايم

اگر داغ دل بود ما ديده ايم
اگر خون دل بود ما خورده ايم

اگر دل دليل است آورده ايم
    اگر داغ شرط است ما برده ايم

    اگر دشنه ي دشمنان گردنيم
    اگرخنجر دوستان گرده ايم

    گواهي بخواهيد اينك گواه
    همين زخم هايي كه نشمرده ايم

    دلي سربلند و سري سر به زير
    از اين دست عمري به سر برده ايم 

***

برگزاری جشن تولد ۲۰ ام  قطعی شد. دوستانی که مایل به همکاری هستند با خانم صدف کی منش هماهنگ کنند.

 خبرگزاری آفتاب

حمید

حمید  آن سال ها پسری زرنگ و شر بود ...مدرسه ما تو کو چه آبشار (پل ری) قرار داشت ... کم تر کسی باحمید دوست می شدچون پسری گوشه گیر و کم حرف بود... بچه ها اذیتش میکردن... یه روزدلش گرفت .... دیدیدم که گریه میکنه .... همه ما سر کلاس تعجب کردیم .... ناظم رو صدا زدیم ... ناظم از او خواست با بچه ها صحبت کند..حمید با لفظ زیبای کودکانه اش شروع به بیان زندگی اش کرد .. پسری در آن زمان ۸ ساله که غمی چندین ساله را به دوش می کشید

پدرش زندانی که  با پرداخت دیه آزاد می شد ولی در صورت عدم پرداخت چوبه دار در پیش چشمانش بود .....  مادر نداشت .هیچ کسی را نداشت ... با مادر بزرگ پیرش در خانه ای کاه گلی در حوالی میدان باغ پسته ( حوالی پامنار) زندگی میکرد.... گفت وگفت ... همه کلاس با آن که سنی نداشتیم گریه مان گرفت و دیگر حمید نیامد  او شاگرد زرنگ مدرسه ما بود  ..... از آن روز حمید احساس کرد در مدرسه ما جایی ندارد و ماآن روز احساس کردیم که به حمید احتیاج داریم ولی دیر شده بود... پشیمان شدیم و از ناظم و مدیر خواستیم حمید برگردد ولی او از آن خانه هم رفته بود و حمید فراموش شد تا................................

چند سالی گذشت.......

همه آن کودکان سال سوم دبستان بزرگ شده بودند . ..... یکی مهندس عمران و دیگری مهندس نرم افزار .... یکی در بازار مشغول به کار شد و دیگری پا به عرصه سیاست گذاشت

سال پیش برای کاری به میدان با غ پسته رفتم .. هنوز مثل قدیم  بازاری بود   با تاقچه های گلی و مغازه های چندین ساله معروف بود به بازارچه نایب السلطنه... خانه هایی با در ب چوبی و کوچه های ای که حتما باید دولا می شدی تا وارد کوچه شوی

به نظرم اشنا می آمد .... جلو رفتم .. محرم بود .. در حال تو زیع چای برای عزاداران ... سلام کردم... مرا نشناخت ... نگاه سردی به من کرد ...گفتم حمید منم محسن ... دبستان محلاتی ... پل ری...

نگاهی به من کرد .... نمی دانستم از چه چیزی ناراحت است ... از آن زمان14 سالی می گذشت

دستم را گرفت و داخل کوچه ای نسبتا تنگ و تاریک برد ... هوا سرد بود... حمید آن پسر شاداب نبود ... از نگاهش معلوم بود غم بزرگی بر دوش دارد حتی غمی بزرگتر از آن سال ها مرا بغل کرد و گریه اش گرفت بوی تریاک وسیگار می داد شیره تریاک آن پسر را خشک و بی روح کرده بود  با او گریستم و آرامش کردم و از خواستم بگوید که این چهار ده سال بر او چه گذشت

... مادر بزرگم پولی نداشت تا مرا بزرگ کند .. کمک همسایه ها هم به جایی نرسید .. آبروی من هم در مدرسه رفته بود مدتی در پارک  خوابیدم ..... روی تکه ای روزنامه و مقوا شب را صبح کردم ... روز ها گذشت تا مادر بزرگم از فوت کرد... آن خانه ماند و من و عمو های معتادم که به جان خانه قشنگ مادر بزرگ افتادند .... پدرم اعدام شد ... هیچ وقت طعم داشتن پدر و مادر را نچشیدم ... عمه مهربانم مرا بزرگ کرد و به مدرسه فرستاد .... درس باعث شد خاطرات تلخ را فراموش کنم .... وقتی دلم میگرفت نمی دانستم به کجا بروم نه می دانستم قبر پدرم کجاست نه قبر مادرم

 به خودم گفتم میخونم تا روزی ادم موفقی شوم ولی شوهر عمه ام نگذاشت و مرا کارگر خود کرد و معتاد....

... تحت تاثیر حرف هایش قرار گرفتم

به خود آمدمم حمید را سر کوچه دیدم با حالتی سرد برگشت و گفت : آقا پسر منو فراموش کن!!!!

و حمید رفت ..... چند ماه بعد به آن محل رفتم تا کمکی به دوست گمشده ام کنم  بعد کلی تحقیق متوجه شدم سرمای سخت دی پایان زندگی اش را در پارک لب خط  رقم زده است ... علت مرگش را جو یا شدم مردی که حمید را می شناخت و از کسبه قدیم بازارچه بود گفت: بعد فوت عمه اش جایی نداشت و شب ها در پارک لب خط ( میدون اعدام می خوابید) چند روز کارتون خوابی و گشنه گی وسرما سخت دی سال ۱۳۸۶ مجال زندگی را از او گرفت و اورا به کام مرگ کشاند

و این قصه پسری بود که نداری کشید... بی مادری کشید و سوخت

اگر حمید یک تکیه گاه داشت این گونه می شد؟

اگر دیه پدر حمید در آن سال پرداخت می شدو  پدرش را نجات می داد الان حمید اسیر خاک نبود

اگر حمید کمی اعتماد به نفس داشت و سمت اعتیاد نمی رفت آیا اینگونه میشد

همه ما مسئول هستیم ... مراقب باشیم حمید ها زیادند با بی مهری بر خورد نکنیم

و من طبق وظیفه گاهی اوقات بر سر قبرش حاضر می شوم ...پسری که حتی یک گریه کن نداشت .. کسی برایش گریه نکردو تشییع اش نکرد

هنوز صدای زیبای قران خواندنش که در منطقه اول شد .. هنوز صدای اذان قشنگش که ظهر ها به نمازمان صفا می داد در گوشم هست

انگار همین دیروز بود که سر کلاس گریه کرد

یادش بخیر و برایش یک فاتحه بخوانیم

 

 خاطره ای از محسن دولتشاهی

اخبار1

مجتبی عین الهی امروز توسط یک خیر که از طرف جمعیت نبود آزاد شد. ضمن تشکر از خیرینی که به ما جهت آزاد نمودن این کودک اعلام آمادگی کرده بودند، متعاقبا نسبت به مراقبت پس از خروج اقدام خواهد شد.

مبلغ جمع آوری شده در مراسم بیش از ۳۵ میلیون تومان است که بااحتساب اربعین و حساب بانکی به بیش از ۵۰ میلیون تومان می رسد.

از زبون خودم

- صبح که رسیدم داشتند صندلی ها را می چیدند. وحشت کرده بودم. اکبر که اومد دید زل زدم به صندلی های چیده شده. بهش گفتم اکبر این یه استادیومه !!! گفتیم ۳۰ ۴۰ تا صندلی نچینند. قرار بر هزار تا صندلی بود. خانم موسوی وقتی رسید گفت چند شبه از دلشوره خواب نداره. داشتیم کم کاری های خودمون را دوره می کردیم. یه گوشه سالن تنها نشسته بودم و دلشوره داشتم. بعد که خانم مینوسپهر (زرین) اومد بهش گفتم عظمت سالن وحشت زده ام کرده. اون هم گفت که ترس برش داشته. آبرو جمعیت و طرح طفلان به پر شدن این سالن هزار نفری بود که بارها به ما پیشنهاد شد نگیریمش و به همون ۲۰۰ نفره تاسوعا که جا کم آوردیم قانع باشیم. اولین تجربه بود در همچین مقیاسی. خلاصه این که لحظات سختی بود.

- ظهر گذشت. با همون دلشوره داشتم یادداشت برداری می کردم. البته دلشوره کم شده بود. سرم روی کاغذ هام بود. وقتی سرم را بالا کردم دیدم سالن نصفش پر شده. کم کم پر تر شد. جوری که اصلا خالی به نظر نمی رسید. کم کم حسم عوض شد. شاید مجموعه ۵ دقیقه هم ننشستیم هیچ کدوم. استرس بالا بود. بچه های انتظامات و تدارکات و روابط عمومی و ارتباط با خیرین کارشون را شروع کردند. کم کم دیدم که همه دارند تبریک می گن که سالن پر شده. در آخرین لحظات کنداکتور را نوشتم و تحویل دادم.

- از چندین خبرگزاری و نشریه اومده بودند گزارش. از جمله شبکه خبر و رادیو جوان. وقت مصاحبه نداشتم. زحمتش را بقیه کشیدند. در واقع کادر اجرایی هیچ کدوم وقت مصاحبه که هیچ کلا وقت حرف زدن و سر خاروندن نداشتند.

- داشتم لیست مددجوهایی که باید بروند روی سن را آماده می کردم. چون مسئول طرح (خانم حبیبیان) گفته بود شرح وضعیت ها را بدم به آقا شارمین، فهمیدم اسم دو نفر را تو لیست اکسلی که بررسی کامل شده از همون اول جا انداختم. دو دل بودم بگم بیان روی سن یا نه. اسم را گذاشتم تو لیست و گفتم هر چی قسمت باشه. یکی اشان مورد جالبی نبود و خطش زدیم. اون یکی اومد روی سن. نتیجه این که در جا آزاد شد. کسی که کامل اسمش فراموش شده بود و اتفاقی متوجهش شدم. آزاد شد. کسی خبر نداشت از این اشتباه من و این که با شک و دو دلی اسم مجتبی را برای اومدن روی سن رد کردم.

- حمید از وضعیت بدش گفت. حضار منقلب شدند. شارمین هم گریه اش گرفت که فقط چون من چشم تو چشمش بودم متوجه شدم. یک کیسه بین حضار گردونده شد. مدام کمک نقدی می رسید. حمید دیه بالایی داره. ۸۰ میلیون. بی گناه بی گناه. دختر بچه ای اومد و گردنبندش را اهدا کرد و راضی نشد پس بگیره. این دختر معجزه دیشب شد. همه سر غیرت اومدند. با کار یه دختر بچه ۱۰ ساله که با بغض گردنبند را هدیه داد.

- حلقه ازدواجی اهدا شد. صاحبش نمی خواست پس بگیره. یک نفر حلقه را ۱ میلیون تومان خرید. با پرس و جو فهمیدیم کار زوج جوانی بود که باهاشون دوست بودیم. غرق گریه بودند.

- مدام طلا و جواهر و یادداشت می رسید. من روی سن بودم و همه سالن را می دیدم. کسایی که غرق اشک بودند. جو عجیبی بود.

- دو تا ممدجو از گروه ویژه آوردند. یعنی پرسیدم چند تا اونجا داریم؟ گفتند دو تا. همون دو تا را آوردند و هر دو آزاد شدند. یکی اشان صاحب و جای اسکان شد.

- یه نفر به مجتبی یک ساعت مچی هدیه داد. عکاس ها عکس گرفتند.

- خانمی بهم یه حلقه داد و گفت تا نرفتم از سالن بیرون اعلام نکنید. من شوهرم جانبازه. دو تا دستش نداره. همیشه دلم می سوخت که اون حلقه نداره و من دارم... تو گلوم موند و رفتم جلو دوربین عکاسی.

اون قدر از آسمون داشت برکت می ریخت که همه تو شوک بودیم. می دیدم که بچه ها همدیگه را بغل می کنند و گریه می کنند. هنوز هم ادامه داره. هنوز هم داره خبرهای خوب می رسه. یه نفر امروز صبح رفت با شاکی حمید حرف زد و مبلغ از ۸۰ شد ۵۰.

...

- قرار شده برای اون دختر بچه تولد بگیریم. روز ۲۰ اسفند. در کانون. با حضور خیرین. یک گلریزان در یک روز جشن.

...

پ.ن: قبل همایش یک متن طولانی تو ذهنم آماده کرده بودم که بنویسم ولی بعد از  همایش همه چیز عوض شد. می خوام بگم که اگر کمک بچه ها نبود طرح به هیچ وجه جلو نمی رفت. خصوصا افرادی مثل خانم مینوسپهر و موسوی و شریفات و امیر زارعان ... همایش اگر برای خیلی ها همون یکی دو  روز کار مداوم بود، برای تعدادی از بچه ها دو ماه کار شبانه روزی بود.

خسته نباشند.

 

همایش اربعین

فردا یکشنبه مترو علم و صنعت

فرهنگسرای دختران

غرفه های جمعیت امام علی (ع) و طفلان

وعده ما 

دوشنبه ۲۸ بهمن

 مصادف با اربعین حسینی

کانون اصلاح و تربیت تهران

ساعت ۱۵

آدرس: تهران- انتهای بلوار آیت الله کاشانی- شهر زیبا- خیابان کانون- کانون اصلاح و تربیت

 

سلام دوستان

لطفا وبلاگ نویس ها لوگو طرح طفلان را در وبلاگشون قرار دهند

برای دریافت کدها به اینجا مراجعه کنید.

با تشکر

شرح وضعیت

جمعيت دانشجويي امام علي (ع) همانطور كه در ماه مبارك رمضان به رسم مولاي شيعيان آيين كوچه گردان عاشق را بنا نهاد، در تاسوعاي حسيني به رسم سرور و سالار شهيدان، امام حسين (ع) كه براي اقامه ي قسط و عدل و ياري مظلومان به پاخاست، اقدام به برپایی طرحی با عنوان " طرح طفلان مسلم" نمود. این طرح با هدف بررسی و رفع معضلات اجتماعی کودکان در جامعه برگزار شد و برای اولین سال بر روی کودکان کانون اصلاح و تربیت متمرکز گردید، اعضای جمعیت ، بعد از مراجعاتی که به کانون اصلاح و تربیت استان تهران داشتند، با جوی برخلاف آنچه در جامعه از شنیدن نام زندانی های کانون اصلاح و تربیت بر ذهن ها نقش می بندد ، مواجه شدند . کودکان و نوجوانان مظلومی که عمدتا از شهر یا روستایشان برای کار مهاجرت کردند و در غربت و بی کسی ، به دلیل لحظه ای اشتباه به زندان افتاده اند. بعد از مطالعه ی پرونده ها و بررسی وضعیت عده ای از مددجویان و آشنایی با خانواده های آنان ، چند تن از مددجویان انتخاب شدند و تصمیم بر آن شد تا در فاصله ی تاسوعا تا اربعین حسینی برای آزاد سازی این کودکان تلاش شود، از اهداف مهم جمعيت امام علي(ع) در اين طرح اين است كه خيريني كه باني آزادي هر يك از مددجويان كانون اصلاح و تربيت مي شوند، مسئوليت پس از آزادي آنان را نيز تا زماني كه مددجو نيازمند كمكهاي مادي و معنوي است، بر عهده گيرند تا از باز گشت دوباره ي اين نوجوانان به چنين مكان هايي جلوگيري شود.

یکی از برنامه های اجرایی طرح طفلان مسلم تلاش برای آزادسازی کودکان زندانی که به نوعی قربانی معزلات جامعه شده اند و نیز حمایت پس از آزادی این افراد است.

در چند نوبت مراجعه به کانون و کمک گرفتن از منابع مختلف و لیست مددجوها تعدای مددجو جهت تحقیق انتخاب شدند. در مرحله بعد پرونده مددجو به طور کامل مطالعه شده و با خود فرد نیز مصاحبه صورت گرفت. در مرحله نهایی گروه شناسایی خانواده مددجو را نیز مورد شناسایی قرار داد.

بخشی ای از نتایج به شرح زیر است که هنوز هم روند تحقیقات ادامه دارد.

 1-      م.ز

17 ساله

 جرمش درگیری با فروشنده موتوری که پول موتور (دعوا سر 100 هزار تومان بوده) را گرفته ولی موتور را تحویل نداده است. در ابتدا فروشنده در حالت مست حمله می کند. سپس مددجو برای دفاع از خود با چاقویی که گویا از آن شاکی بوده به او ضربه وارد می کند. برای این مددجو میزان 20 میلیون دیه تعیین شده که گویا  شلکی با 15 میلیون راضی می شود.

2-      م.گ

17 ساله

وضعیت خانوادگی سطح پایینی دارد. 1 خواهر دانشجو و 1 برادر سرباز و 2 برادر محصل هستند. پدر نگهبان و مادر (45 ساله) خانه دار است. مددجو قبل از بازداشت محصل بوده است. متولد خوزستان که در شهریار زندگی می کند. مددجو با یک پیرمرد 55 ساله با موتور تصادف می کند که خودش هم در این تصادف، مصدوم می شود و مدتی را در بیمارستان  می گذراند. شاکی مبلغی را به عنوان از کارافتادگی می خواهد. مددجو در کانون در کارگاه برق مشغول به فعالیت است و وضعیت خوبی دارد. در کانون حاضر به تحصیل نیست.

3-      ع.ا

17 ساله

فرزند طلاق. خواهر گرفتار اعتیاد است و شوهر خواهر هم اهل خلاف و حمل مواد مخدر. مددجو مورد تنبیه شدید بدنی قرار می گرفته و تجربه فرار از منزل را نیز دارد. یک سال قبل با وارد کردن چاقو (در حال چاقو فروشی بوده) به پهلوی شاکی موجب آسیب دیدگی کلیه شده که البته مددجو اظهار می دارد که شاید در اثر مصرف مواد بدون آگاهی این کار را انجام داده است. مبلغ دیه 4/13 میلیون تومان می باشد.

4-    م.خ

16 ساله

دعوای منجر به آسیب دیدگی که ملزم به دیه 20 میلیون تومان شده است.

5-    ر.ت

17 ساله

با موتور بدون گواهی نامه با عابر پیاده (پیرمرد) تصادف کرده و از ناحیه دست و پا موجب شکستگی و آسیب شده.  شاکی از کار افتادگی می خواهد و وضعیت مددجو بلاتکلیف است.

6-    ح.غ

17 ساله

در یک میوه فروشی شاگرد بود و کمک خرج خانواده. درآمد خانواده 180 هزار تومان در ماه. در میوه فروشی روزی 6 هزار تومان درآمد داشته.

در راه برگشت از سر کار با یک خانم 65 ساله تصادف کرده منجر به قطع عضو (ضایعه نخاعی) شده است و دیه 80 میلیون است و 1 سال حبس تعزیری

در کانون معرق کاری می کند و در باشگاه هم فعالیت دارد. هوش موتسط، سابقه اقدام به خودکشی. در این مدت دچار افسردگی شدید شده است (مشکل خواب دارد).

وضعیت معیشتی مددجو بسیار وخیم است.

7-    ر.ح

17 ساله

هنگام رانندگی با لودر با دوستش بوده که دوستش از موتور پرت می شود و فوت می کند. مادر متوفی شاکی است و صاحب کار مددجو  که کار غیر قانونی می کرده (اجازه رانندگی بدون گواهی نامه با لودر به مددجو) با سند آزاد شده است. مددجو  به علت نداشتن کارت اقامت و گواهی نامه مقصر اصلی است . شاکی در خواست دیه کرده (40میلیون تومان) ممکن است به 25 میلیون رضایت دهد . پدر بی کار است . مددجو 7 ماه است که در کانون است.

درآمد مددجو 400 هزار تومان

8-    م.پ

17 ساله

زندگی با دوستان (به دلیل فوت پدر و مادر)

به دلیل نداشتن جا و مکان پس از فوت والدین با دوستانش زندگی می کند که برای فراهم کردن درآمد  گاوصندوق را به همراه دوستانش می دزد که گاوصندوق را پس داده ولی شاکی مدعی است که ضبط صوت هم گم شده. 2 دوست دیگر به جرم سرقت 150 هزار تومان دستگیر شدند ولی بقیه ی دزدی ها گردن مددجو  افتاد.

 9-    پ.ر

17 ساله

مادر و خواهر 5 ساله اش در کرمانشاه زندگی می کنند.(از طریق پدر بزرگ تامین می شوند) و خودش به همراه پدرش حدود 3 سال است که در تهران مشغول به کار هستند.

پدر 300 گوسفند را به 3 مال خر داده و صاحب گوسفندها متوجه می شود و شکایت می کند و پ.ر را به دلیل زندگی با پدر دستگیر می کنند. پدرش در حال حاضر در زندان است و هیچ علاقه ای به پیگیری وضعیت پسرش ندارد.

با پدرش رابطه بدی دارد و از کارهای پدرش ناراحت است. خود را بی گناه می داند.

علاقه مند به درس خواندن است.

قبلا در تهران کلاس کامپیوتر می رفته و حقوق هم می گرفته.  پدرش معتاد به تریاک است  مددجو  اول دبیرستان است و علاقه مند به ادامه تحصیل در رشته علوم انسانی است (بسیار مستعد).

شهریار نگهبان و چوپان بوده است.

10-  ف.ح

16 ساله

تصادف با موتور (رفته بود نان بگیرد) با یک پسر بچه 16 ساله (در کماست). خود مددجو هم ضربه ای به سرش خورده است و تعادل روحی اش به هم خورده است.

11-  ح.ا

16 ساله

پدرش جانباز است و مشکل سلامتی دارد. و هر ماه مدتی در بیمارستان ساسان می بستری است و بی کار است.

در راه برگشت از خانه پسرعمو با یک پیر مرد (در ماه ذیحجه) تصادف می کند. مددجو قبل از تصادف کمک خرج خانواده بوده و خانواده توان پرداخت دیه را ندارد. مبلغ دیه 53 میلیون تومان برآورد شده است.

 12- ح.ح

16 ساله

روز حادثه دختر همسایه را که 9 ساله بوده سوار می کند تا به جایی برساند (به درخواست مادر دختر) ولی در راه با یک پراید تصادف می کند و در نهایت منجر به قطع پای دختر (از زانو) می شود . دیه 4/16 میلیون است که البته خانواده شاکی درصورت تهیه پای مصنوعی رضایت می دهد و این پول را هم برای خرید پای مصنوعی می خواهند.

13- ی.ع

16 ساله

با هم جرمش با تعدادی جوان درگیر شده که سر یکی از آن ها شکسته است.

م.ر

15 ساله

جرم : سرقت

14- ح.ی

تصادف با موتور که منجر به صدمات و دیه 5 میلیون تومان شده است.

15- ح.ن

15 ساله

در اتوبان همت با یک زد تصادف می کند. پای شاکی شکسته است.

16- م.ح

16 ساله

کشف مواد مخدر که داخل لباس تنش که مال پسرخاله اش بوده جاسازی شده بود (کراک). درآمد خانواده از مددجو تامین می شده است.

17- م.ع

15 ساله

با موتور برادرش با مردی تصادف کرده و کتف وی شکسته است.

 18- م.ر

تصادف منجر به ایراد صدمه

تجربه فرار از منزل. ترک تحصیل. قبلا به دلیل تصادف در کانون بوده که با وثیقه شوهرخاله آزاد شده . پدرش تمایل داشته که به کانون بر گردد. ارتباط نامناسب با اعضاء خانواده. هوش پایین تر از سطح متوسط.

 شغل، جمع اوری ضایعات با کمک برادر و پدرش

19- خ.ع

18 ساله

شغل،کارگر ساختمانی

در سال سوم راهنمایی مردود شده و ترک تحصیل کرده و علتش را مشکلات خانوادگی می داند.

در شب حادثه با مقتول درگیر شده و مقتول که معتاد به کراک است به پدر خسرو توهین کرده و به همراه دوستانش او را تحریک به ضربه زدن با چاقو کرده که خسرو به وی با چاقو میوه خوری ضربه زده است که فرد هنگام رسیدن به بیمارستان فوت کرده. شب ها مشکل خواب دارد.

در کانون عضو شورای شهر است.

خانواده اش هر هفته به ملاقاتش می آیند.

خانواده شاکی به قصاص اصرار دارد.

20- ب.ق

17 ساله

زندگی با پدر و مادر (1 خواهر و 1 برادر). دارای خانواده سالم. 15 سال است که از میانه به تهران آمده اند

ساعت 21 از سر کار (خیاطی) بر می­گشته که با 3 زورگیر مواجه شده است. البته قبل از آن شب هم، همین 3 نفر زورگیر باز هم مزاحمش شده بودند و از مددجو اخاذی کرده بودند. بعد از مواجهه با آن 3 زورگیر که حدودا 21 ساله بودند و مددجو در آن زمان 13 ساله بوده درگیر شده و سعی کرده که از خود دفاع کند و با تیغ خیاطی که برای تیز کردن به همراه داشته به یکی از زورگیرها ضربه می زند و خود در اثر دعوا بیهوش می شود. بعد از مدتی که به هوش می آید به منزل می رود و استراحت می کند تا این که ساعت 12 شب بدون اینکه از ماجرا اطلاع داشته باشد (به ضربه ای با تیغ به فرد زده) او را دستگیر کرده و به پاسگاه می برند.- شاکی یکی از زورگیرهاست که با پیگیری خانواده مددجو به 10 الی 12 میلیون راضی خواهد شد. صدمه وارده بر مضروب باعث شده که 80 درصد از بینایی اش را از دست بدهد (چشم راست).  از 14 سالگی وارد گروه ویژه شده و بعد از 2 سال انتظار برای حکم دادگاه وارد بخش اصلی شده است.

 وضعیت خانواده: پدر یک بارکش در میدان تره بار است و در منزل که همه ی اعضا فامیل در آن شریک هستند سکونت دارد. درآمد خانواده حدودا 160 هزار تومان در ماه است و پدر خانواده به دلیل درد شدید کمر بر اثر فعالیت زیاد کمی تریاک مصرف می کند.

21- م.گ

20 ساله

تصادف در نیمه شب با موتور با فردی میان سال  که منجر به فوت وی شده است. بعد از تصادف هوشیاری کامل نداشته، به دلیل شب کاری قرص ضد خواب می خورده. دیه کامل یک فرد (40 میلیون تومان) لازم است که البته کانون نیز در تامین بخشی از دیه همکاری خواهد نمود.

مددجو در شرف انتقال به زندان بزرگسال است.

22-ح.آ

18 ساله

ح.آ چند سال است که در خیابان زندگی می کند و کارتون خواب است. پیرمردی که نگهبان یک ساختمان بوده به او اجازه می دهد که شب ها با او بخوابد، ظاهرا مشروب مصرف می کرده که یک بار می خواسته به ح.آ مشروب بدهد و وی  قبول نمی کند و درگیر می شوند و خودش معتقد است ضد و خوردی با او نداشته اما ظاهرا راست نمی گوید. این درگیری منجر به قتل پیرمرد می شود. پسر پیرمرد شاکی پرونده است و گفته اگر 40 میلیون دیه را بدهد رضایت می دهد. پدر و مادر و برادرها هیچ کدام از اعضا خانواده از این ماجرا مطلع نیستند و خبر ندارند که او مرتکب قتل شده و زندانی است.

مددجو در حال حاضر به بزرگسال منتقل شده است. شاید هنوز دیر نشده باشد...

و یاری کنیم که برای بقیه نیز دیر نشود ...

وعده ما:

همایش ثانویه

زمان: اربعین حسینی، ساعت ۱۵

مکان : تهران-انتهای بلوار آیت الله کاشانی- شهر زیبا- کانون اصلاح و تربیت

تلفن دفتر ستاد : ۵۵۱۵۴۱۶۵ (خانه ایرانی)

تلفن رابط اجرایی طرح : ۰۹۱۲۳۱۶۵۰۴۵ (علیرضا کریمی)

آدرس سایت : http://teflane-moslem.com

 

 شماره حساب اختصاصی طرح (جدید):

۱۴۰۷۹۵۲۱۶۲

بانک ملت

حساب جام

به نام جمعیت امام علی (ع)

 پ.ن ۱: انشالله سه شنبه این هفته یکی از مددجوها (ع.م) با مبلغی که یکی از خیرین تقبل کردند آزاد خواهد شد.

پ.ن ۲: سال گذشته در مراسم اربعین م.ش بعد از سه سال سپری کردن در کانون آزاد شد. همچنین خرداد ماه سال ۸۶ م.خ بعد از گذر چند ماه و نیز در شب ماه رمضان ع.ع پس از گذران چند سال از زندان آزاد شدند. ع.ع در هفته آینده به سربازی خواهد رفت. او به محض خروج از کانون مشغول به کار شد. م.ش پس از یک سال ارتباط خودش را با جمعیت امام علی (ع) حفظ نموده و مشغول به کار است.

پ.ن ۳: در سال نخست طرح م.ن در راستا پرداخت مبلغ دیه از اعدام نجات پیدا کرد و هم اکنون با این که هنوز هم در حبس به سر می برد ولی با جمعیت همکاری دارد. س.ح.ح نیز پس از آزادی برای مدتی تحت حمایت جمعیت قرار گرفت.

 

انعکاس در خبرگزاری ایکنا

خبرگزاری ایسکا نیوز

علوم نامه

به نظرم با اینجا یه صحبتی بکنیم.

 مدیریت NGO ها

 جامعه جوان

آمار سرچ در گوگل

لوگو حمایتی طرح طفلان مسلم برای وبلاگ ها

 

 

علل بزهکاری نوجوانان 1

نقش خانواده در بزهکاری نوجوانان:

 1 ـ نداشتن‌ سرپرست‌ و جدا بودن‌ پدر و مادر از يكديگر 2 ـ ناهنجاريهای‌ خانوادگی‌ و وجود اختلاف‌ بين‌ پدر و مادر 3 ـ عدم‌ توجه‌ به‌ تربيت‌ فرزندان‌ و فقدان‌ راهنمايي‌ لازم‌ به‌ آن‌ 4 ـ سخت‌گيری پدر و مادر و بدرفتاری‌ آنان‌ با فرزندان‌ خود 5 ـ ظلم‌ و ستم‌ نا پدری‌ يا نامادری‌

علل‌ و عوامل‌ موثر در برهكاری :

 علت‌ بروز بزهكاری‌ معمولاً علت‌ واحدی‌ نيست‌ بلكه‌ هميشه‌ چندين‌ علت‌ دست‌ به‌ دست‌ يكديگر داده‌ و باعث‌ بروز بزه‌ در افراد می‌ گردند. اينك‌ علل‌ مهمی را كه‌ می ‌توان‌ نسبت‌ به‌ ساير عوامل‌ اساسی ‌تر تشخيص‌ داد در زير اشاره‌ می ‌نمايیم‌.

عوامل‌ اجتماعی‌: جامعه‌ شناسان‌ به‌ عوامل‌ مستقيم‌ و غير مستقيم‌ محيط‌ و تراكم‌ جمعيت‌، وضع‌ سكونت‌، آلودگی هوا و غيره‌ توجه‌ كرده‌اند. نقش‌ شرايط‌ اجتماعی‌ و تعارضاتی كه‌ در چهارچوب‌ آن‌ به‌ وقوع‌ می ‌پيوندد، انكارناپذير است‌. مع‌ ذلك‌ نه‌ می توان‌ بزهكاری‌ را تنها بر اساس‌ عوامل‌ اجتماعی بررسی‌ كرد و نه‌ يافته‌های‌ مستقل‌ اين‌ زمينه‌ قبلی‌ همواره‌ هماهنگ‌ است‌. بررسيی ها نشان‌ می‌ دهد وقتی كه‌ در جامعه‌ای‌ ثبات‌ و پايداری‌ اجتماعی و جود نداشته‌ باشد، جامعه‌ در شرايط‌ دشواری چون‌ شورش‌، جنگ‌ يا انقلاب‌ باشد و يا پاره‌ ای‌ شرايط‌ غير عادی و ناسازگاری‌ عمومی‌ در جامعه‌ رواج‌ داشته‌ باشد، ميزان‌ بزهكاری رو به‌ افزايش‌ می ‌گذارد. و به‌ عكس‌، هر قدر جامعه‌ به‌ سوی‌ پايداری‌ سوق‌ داده‌ شود، ميزان‌ بزهكاری‌ كاهش‌ می يابد. طبقه‌ اقتصادی‌: فقر يكی‌ از عوامل‌ مهم‌ از انواع‌ انحرافات‌ از جمله‌ دزدی‌ و انحراف‌ جنسی در مردم‌، به‌ ويژه‌ اطفال‌ و نوجوانان‌ است‌. فقر بی ‌گمان‌ به‌ وجود آورنده‌ سختی ها و ناملايماتی‌ است‌ كه‌ اگر نتوان‌ با آنها مبارزه‌ كرد، خواه‌ ناخواه‌ انسان‌ را به‌ زانو در می آورد. بيشتر محروميتها و برآورده‌ نشدن‌ تمايلات‌ كه‌ موجب‌ عدم‌ اطمينان‌ اجتماعی‌ می شود، ناشی‌ از عامل‌ فقر است‌ و نمی توان‌ آن‌ را ناديده‌ گرفت‌. بيكاری‌، كمبود مواد غذايی و پوشاكی‌، بی سوادی‌ و عقب‌ افتادگی‌، جهل‌ و خرافات‌، عدم‌ بهداشت‌ كافی‌ و انواع‌ بيماريهای‌ روحی‌ و جسمی و حتی‌ در سطح‌ جهانی‌، جنگها و خونريزيها، ريشه‌ در نيازهای‌ مادی‌ و ترس‌ از فقر دارد. فقدان‌ مسكن‌، زندگی در زاغه‌ها، سوء تغذيه‌ و بهداشت‌ ناكافی‌ نيز كه‌ با فقر، ارتباط‌ دارند. از عوامل‌ مهم‌ بزهكاری به‌ شمار می ‌آيند.

روابط‌ والدين‌ و نوجوان‌:

احتمال‌ می رود مهم‌ترين‌ عامل‌ مؤثر در بزهكاری‌، روش‌ تربيتی‌ نارس‌ يا اختلال‌ در شبكه‌ ارتباطی‌ خانواده‌ باشد. تقريباً تمام‌ پژوهشها نشان‌ داده‌اند. والدين‌ كه‌ با كودكان‌ خود مهربان‌ نيستند بيشتر احتمال‌ دارد كه‌ فرزندانی‌ بزهكار داشته‌ باشند. افزايش‌ احتمال‌ بزهكاری در خانواده‌هايی‌ وجود دارد كه‌ : 1 ـ والدين‌ از روشهای انضباطی‌ بسيار سخت‌ گيرانه‌ يا بسيار بی ‌بند و بار و فريبنده‌ استفاده‌ می ‌كنند. 2 ـ شيوه‌ انضباطی‌ به‌ جای‌ آنكه‌ مبتنی‌ بر استدلال‌ باشند مبتنی‌ بر تنبيه‌ بدنی است‌. 3 ـ والدين‌ نسبت‌ به‌ فرزندان‌ خود به‌ جای آنكه‌ گرم‌ و صميمی و عاطفی‌ باشند، بی ‌توجه‌، غافل‌ و تمسخر كننده‌ هستند

در قسمت هایی که بلد شده اند ، خواستم نقش اجتماع را در این موضوع روشن تر کرده باشم  همین طور که مشاهده شد اینها بخشی از عوامل موثر در بزهاری نوجوانان یم باشد که طبق بررسی ها و آماری که در نتیجه مطالعات پرونده های کانون اصلاح و تربیت به عمل آوردیم  ، شاهد نقش داشتن این عوامل به صورتی خلی ویم تر بودیم به عنوان مثال سابقه اعتیاد در خانواده ، یا اصلا فقدان پدر و مادر و ...


دوستان لطفا در جهت برگزایر سمینار کمک کنید ، موضوع بدهید و اشخاص مورد نظرتان را معرفی کنید ، به شدت به کمکتان نیازمندم .

تماس دلگرم کننده

علی عباسی که شب ماه رمضان امسال آزاد شده بود (+) امروز تماس گرفت و پیشاپیش خداحافظی کرد، چون قراره چند روز دیگه بره سربازی.

وضعش خوبه خدا را شکر.

 پ.ن : تقریبا هر روز به خاطر مطلب چهلچراغ و همین طور وبلاگ نویس ها تلفن خور دارم. تا ببینیم در آینده چه پیش بیاد و خدا چی بخواد.

 

توبیخ

توزیع هزارسی دی مداحی در بین رانندگان تاکسی

هر کدوم تو ماشین برای ۱۰۰ ها مسافر بگذارند. می شه ۱۰۰ ها هزار نفر. بفرمایید شما چه کار کردید؟ با خود اعضا طرح هستم که حتی زحمت دعوت نامه بردن و رساندن را هم نمی کشند. حتی گاهی زحمت حضور در مراسم را هم نمی کشند.

ادعای زیادی چیز بدیه.

 

مجله چهلچراغ یک مطلب جدید از گزارش همایش تاسوعا چاپ کرد که با استقبال مردم مواجه شده و قرار است اطلاعات تماس و شماره تلفن ها هم در پاسخ به مردم داده شود.

این و اون

دستشون درد نکنه

مبارکش باشه

 

...

حال نوشتن ندارم. فقط این که نمی دونم هنوز ضریح حرم حضرت عباس که داشته تو تهران در فرهنگسرا بهمن بازسازی می شده که کم هم طول نکشیده هست یا نه.

و این که هنوز هم ملت می رن ضریح خالی را زیارت کنند با نه.

این یک مطلب

از این گزارش می شه حدس زد که هنوز هست.

این هم تصویر زیارت ضریح خالی !!!

 

فاز اول

مراسم طفلان مسلم دیروز برگزار شد. متفاوت از پارسال.

سالن پر شد. تا جایی که جا بود هم صندلی اضافی آوردیم. باز هم بچه های خودمون همه ایستاده بودند تا جا برای بقیه باشه.

حضور مردم خوب بود. برعکس پارسال که ۷۰ درصد سالن را می شناختم، امسال ۸۰ درصد را نمی شناختم. مراسم اربعین را در یک سالن بزرگ تر خواهیم گرفت.

البته خستگی وقتی از تنمون بیرون می ره که خسرو از پای چوبه دار بیاد پایین و حمید و بهروز برگردند خونه ها شون و ...

و البته آزادی مصطفی ...

 که این ها پول می خواد و کمک مردمی را.

 

هرگونه قمه‌زني،خون‌مالي،گل‌مالي و...در کردستان ممنوع

مطلب سایت حیات

سلام

شاید حرف هایی که می نویسم همه از روی احساسات باشد اما این احساسات از تجربه آمده است.

تا حالا شده کودکی رو ببینی که محل زندگی و بازیش آشغالدونیه؟ شده ببینی که وقتی یه آدم بی سر و پا مثل من میره خونشون که با دیدن حقیقت زندگی باز قصد کند وکاش زندگی نکبتبار این بچه رو داشته باشه؟ تا حالا شده برای اینکه یه خونواده رو احیا کنی هزار نقشه داری اما وقتی باهاشون مسقیما" مواجه شدی دیدی این خانه از پای بست ویرانست؟ اگه دیدی که مطمئنم دیدی درکم می کنی و میفهمی چه حالی داشتم اون موقع که اون بچه های بی گناه اسیر در فقر معصومانه نگاهت می کنن و توی نگاهشون یه دنیا حرفه اما تو وقت نداری کلی کار و زندگی داری که باید به اونا برسی.

اون بچه میخواست از فقر و گشنگیشون بگه از بابای معتادش بگه از مامانش که تبدیل شده به یه کسی که ناچاره به هر قیمت شده حتی تن دادن به فساد مواد شوهرش رو تامین کنه تا تو این جامعه یه سایه سر حتی معتاد و مفنگی داشته بشه.

اگه هم ندیدی یه سر به محله بی در و پیکر امامزاده ابوالحسن تو اتوبان شهید رجایی، خاک سفید،دروازه غارو... بزن اونوقت حرفام باورت بشه.

از یه بعد دیگه نگاه کنیم : حال تصور کن این بچه ها بزرگ بشن و به سن بلوغ یا کمتر برسن، دیگه نمیشه با وعده های قشنگ گولشون زد رفع نیازهاشون رو به فردا موکول کرد کافیه حس کنن یه کمبودهایی تو زنگی دارن اونوقت دو تا راه داره که یکی راهیه که شاید من و تو بهش میگیمو انتظار داریم اونم بهش عمل کنه: عزیزم آروم باش، به خدا توکل کن یه وقت دست از پا خطا نکنیا یه وقت نری معتاد شی می دونی مواد مخدر چی کار می کنه باهات؟ بشین درسات رو بخون ما انتظار کمتر از 20 هم ازت نداریم آفرین درس بخون و دکتر مهندس شو اصلا به بابای معتاد و مادر شایدخلافکارت!و وضعیت زندگیت توجه نکن.

یا راه دوم رو میرن میشن یکی مثل بابای معتاد یا یه کم شدیدتر یا خفیف تر، یا برای رفع نیازهایی که  برای ما لوس و بی اهمیته اما برای اون عقده شده دست به دزدی و اخازی و باجگیری و هزار خلاف کوچیک و بزرگ یا حتی قتل میزنه. تازه از دید بعضی من و تو ما میشه خلافکار یا شاید حتی جانی ! اونوقت که تصمیم می گیریم اونو طرد کنیم و اینجام تنهاش بذاریم و تا جایی که میشه خودمونو بچه هامونو از این آدم بی گناه دور می کنیم.

بیا ... بیا و برای یکبار هم که شده هرچند دیر پای صحبت اینا بشینیم و به حرفا و دردو دلاشون به چراهاشون گوش بدیم لااقل بعدا" در موردشون قضاوت کنیم بعدا" این بی گناهارو گناهکارو جانی بخونیم. بیا به بچه های کانون اصلاح تربیت بگیم ما با اوناییم و می خوایم غفلتی که در حقشون کردیم رو جبران کنیم بگیم ما اومدیم به حرفاتون که فریاد بود یه موقع مشغله داشتیم و نشنیدیم حالا با اینکه دیر شده اما میشنویم پس هرچه دل تنگت می خواهد بگو که تو الان مشغله و فکر و ذهن منی.

وعده دیدار ما تاسوعا به آدرس: شهر زیبا،انتهای بلوار آیت ا... کاشانی،خیابان کانون،آمفی تئاتر کانون اصلاح و تربیت استان تهران،ساعت15.

اینم یه نوع دعوت بود دیگه امیدوارم کسی رو نیازورده باشم. دوستان امیدوارم همه بتونید حضور یابید.

البته منظورم این نبود بی خیال خودمون شیم و شب تا صبح به این بچه ها فکر کنیم ها!!!!

راستس داریم خونواده هایی که بچه هه حرف گوش کن بوده و فعلا" دست از پا خطا نکرده و با کمک بعضی از ما داره خوب درس می خونه ها خدا رو شکر ... .

می بینمتون.

غزاله مینوسپهر

محل بیبوردهای طرح طفلان

- م.ونک ، ضلع جنوبی

- ابتدای خ.ولیعصر

- جنت آباد، تقاطع کبیری زاده، ضلع شرقی

- شریعتی، پل سید خندان

- شریعتی، سه راه طالقانی

هچنین فردا در برنامه در برنامه تازه ها بعد از اذان ظهر ویژه برنامه جمعیت با حضور خانم رحیمی در برنامه زنده پخش خواهدشد.

یک شنبه عصر آقای میمندی نژاد در مسجد حجه الابن الحسن (به سرپرستی حاج آقا فرقانی) بعد نماز مغرب و عشا سخنرانی خواهند نمود.

 

ضلع جنوبی میدان ونک

 

چگونه مي خواني حديث غربت حسين (ع) و عباس (ع) را در اين زمانه؟
با چه کلامي؟ با چه بياني؟
که حسين (ع) هنوز هم علي اصغر(ع) را بر دستانش گرفته و فرياد ميزند...
که هنوز عباس (ع) دستانش بريده مي شود...

چگونه است که نمي سوزيم
در قتلگاه اين روزگار که ما مي سازيم...
قتلگاهي که هر روز حسين (ع) و يارانش در آن کشته مي شوند و ما را توان شنيدمان نيست
چگونه است؟!....
کدامين حسين را با صدايي بلند مي خوانيم
کدامين حسين را...
حسين (ع) هنوز در کوچه هاي بي عدالتي ما به خاک و خون کشيده مي شود
قيمه و آش رشته و شله زرد مي شود
تا ما نبينيم
کودکاني که هر روز در اعتياد،فحشا، فقر و محروميت مي ميرند
کودکاني که هرروز قرباني مي شوند...
چگونه است که اين فرياد را نمي شنويم
آيا دوست من توان رد شدن از اين بيابانت هست؟
بيابان امروز ما...
که هنوز هم از عدالت و عشق و انصاف و مسلماني
در آن هيچ خبري نيست
آيا دوست من حسين (ع) را در اين بيابان زيارت کرده اي؟

...................

 

براي طفلان مسلم ديروز ميگرييم آيا براي طفلان مسلم امروز ميكوشيم؟

 

جمعيت دانشجويي امام علي (ع) همانطور كه در ماه مبارك رمضان به رسم مولاي شيعيان آيين كوچه گردان عاشق را بنا نهاد، در تاسوعاي حسيني به رسم سرور و سالار شهيدان، امام حسين (ع) كه براي اقامه ي قسط و عدل و ياري مظلومان به پاخاست، اقدام به برپایی طرحی با عنوان " طرح طفلان مسلم" نمود.

 

 این طرح با هدف بررسی و رفع معضلات اجتماعی کودکان در جامعه برگزار شد و برای اولین سال بر روی کودکان کانون اصلاح و تربیت متمرکز گردید، اعضای جمعیت ، بعد از مراجعاتی که به کانون اصلاح و تربیت استان تهران داشتند، با جوی برخلاف آنچه در جامعه از شنیدن نام زندانی های کانون اصلاح و تربیت بر ذهن ها نقش می بندد ، مواجه شدند .

 

کودکان و نوجوانان مظلومی که عمدتا از شهر یا روستایشان برای کار مهاجرت کردند و در غربت و بی کسی ، به دلیل لحظه ای اشتباه به زندان افتاده اند. بعد از مطالعه ی پرونده ها و بررسی وضعیت عده ای از مددجویان و آشنایی با خانواده های آنان ، چند تن از مددجویان انتخاب شدند و تصمیم بر آن شد تا در فاصله ی تاسوعا تا اربعین حسینی برای آزاد سازی این کودکان تلاش شود، از اهداف مهم جمعيت امام علي(ع) در اين طرح اين است كه خيريني كه باني آزادي هر يك از مددجويان كانون اصلاح و تربيت مي شوند، مسئوليت پس از آزادي آنان را نيز تا زماني كه مددجو نيازمند كمكهاي مادي و معنوي است، بر عهده گيرند تا از باز گشت دوباره ي اين نوجوانان به چنين مكان هايي جلوگيري شود.

این طرح امسال نیز برای برای دوم به اجرا در خواهد آمد.

 

Image

 

انشاالله روز تاسوعا ،ساعت 3 برنامه همايش طفلان مسلم برگزار خواهد شد. مکان همايش، سالن آمفي تئاتر کانون اصلاح و تربيت واقع در شهر زيبا، شهران، خ کانون مي باشد.

 به کمک همه شما در موارد زير نياز است

پخش دعوتنامه. براي اين منظور جهت گرفتن دعوتنامه به خانه ايراني مراجعه کنيد(تلفن :55154165)

تبليغ طرح در بين دوستان و آشنايان

کمک به تکثير نشريه دانشجويي طرح

مشارکت در تکثير و توزيع خطبه امام حسين

 در ضمن برنامه آزادسازي تعدادي مددجو نيز در دست اقدام است. لذا تمام سعي خود را جهت حضور و نيز تبليغ همايش داشته باشيد

اميد است با کمک و مشارکت همه دوستان، امسال نيز همايش موفقي را شاهد باشيم

http://teflane-moslem.com/

 

سمينار

بارها گفتن و شنيدن و انديشيدن و جلسه و بحث و بررسي كه اهداف طرح چيست و چه مي خواهيم از طرح طفلان مسلم

بارها دور هم جمع شديم، طرح داديم، برنامه ريختيم،‌با اين فرض اصل كه اهدافمان فرهنگي ست، كه هدف بچه آزاد كردن نيست، كه حتي اگر تمام بچه هاي كانون را هم آزاد كنيم ، باز هم بعدي ها سريع تر از قبل مي آيند، و بعدش هم مانده ايم كه با آنچه از پس زمينه ي كانون مي بينيم،‌چه مي توان كرد

و صدها سوال...، جواب صدها سوال كه اين پس زمينه را مي سازد!

چگونه در يك بازداشت، حكم سرقت بيش از سي گوشي موبايل  يا چندين موتور،‌ در عرض مدتي كوتاه مثلا يك يا دوماه ، بر پرونده ي نوجواني نقش بسته؟ چگونه مي شود شخصي در مدتي كوتاه به ناگاه موبايل دزد حرفه اي شده باشد؟

چرا آنچه ما ديديم عموماً‌ نوجوانان مظلوم شهرستاني اند، با حكم هاي سبك و سنگين!، چرا در ميانشان حرفه اي ها و ‌مايه دارها كمتر ديده مي شود؟ ‌چرا اين اصطلاح باب است كه كسي كه كس و كاري داشته باشد،‌اينجا نمي ماند؟

چرا وقتي پولي باشد كه به حساب سازمان زندان ها واريز شود،‌ به ناگاه حكم ها تغيير مي كند؟

داستان رايجي كه از ش.ك.ن.ج.ه   ك.ل.ا.ن.ت.ر.ي ها از اكثر بچه هاي كانون و حتي مددكارها، به روشني مي شنويم، چرا عادي شده؟ چرا بودنش به همان راحتي كه در ميان عموم انكار مي شود، به همان راحتي در محافل مرتبط (مددكاران، وكلا،‌ دانشگاهيان) بيان شده و ناديده گرفته مي شود؟ به راحتي مي گويند: همه مي دانند اما كاري نمي شود كرد

نام اين پديده را چه مي توان گذاشت؟: دو نوجوان به دعوت يك حرفه اي دست به سرقتي مي زنند و نگهبان را دست و پا مي بندند و سر بريدنش را به نظاره مي نشينند

 چرا مسئولين كانون از طرف مسئولين سازمان زندان ها براي آزاد شدن هرچه بيشتر نوجوان تشويق مي شوند و اين تشويق و توجه صرفا بر كميت تعداد آزاد شده هاست،‌ نه نحوه ي آزادي، ‌نحوه ي اصلاح و تربيت صورت گرفته و نحوه ي مراقبت بعد از خروج؟

چرا با وجود اين همه تحقيقات و پروژه هاي دانشگاهي و فارغ التحصيلان پرشمار در زمينه ي علوم اجتماعي، مددكاري، روانشناسي، حقوق و ساير حوزه هاي مرتبط علوم انساني، شمار معضلات كودكان رو به افزايش است و طرح هاي تاثير گذار دانشگاهي طراحي و اجرا نمي شود؟

بحث و بررسي و پيشنهاد و جلسه ...،‌ نظر دوستان برپايي يك سمينار بود با موضوع حقوق كودكان كه وقتي پخته تر شد و گروهي تشكيل شد براي پيگيري كارها، بنا شد سميناري با عنوان كلي معضلات كودكان تشكيل شود. فراخوان مقاله و طرح پرسش توسط دانشجويان و اساتيد و در نهايت دعوت از و مسئولين براي پاسخگويي و انجام اقدامات مناسب.

گروهي تشكيل شد، ‌دعوت از اساتيد مختلف و مسئولين دانشگاهها براي همكاري انجام شد

شروع طرح بازخوردهاي قابل توجهي داشت و از طرف اساتيد و اساتيد هيئت علمي مورد توجه قرار گرفت و قول همكاري داده شد

اما در ادامه كم كم سست شديم، وقتي تنهايي ها بهانه گيرمان كرد در ايام امتحان و گرفتاري و سيل نمي شود ها

 

ماند تا شايد زماني ديگر

هرچند زهرا افتخارزاده ي عزيز سميناري با اهداف مشابه از طرف دانشجويان دانشكده داروسازي دانشگاه تهران برگزار كرد كه الحق و الانصاف كار بزرگي بود: "بخاطر عروسك هاي تو"

 

 

موازي با اين نگرش، هدف و دغدغه ي ديگري هم هميشه همراستا با اين طرح همراهمان بود، از همان زمان كه خطبه امام حسين را خوانديم

اينكه مي شود روزي ، ما و همه ي مردم جديدتر از آنچه هرساله راجع به امام حسين خوانديم و شنيديم، بدانيم و بشنويم؟

آيا مي توان درباب چه بايد كرد اين همه معضلات و گرفتاري ها، چاره اي در عاشورا و آزادگي بيابيم؟

آيا حسين (ع) تنها، نواده اي از پيامبر بود كه براي بازپس گرفتن حق خلافت منصوبي اش به پاخاست و پيروي از او تنها در صبر در سرنگوني حكومت ها معني پيدا مي كند؟

آيا مفاهيمي چون بي تفاوتي مردمان نسبت به حال همديگر،‌ بحث حاجت، ‌شفاعت، انتخاب و...، مابه ازايي در واقعه ي عاشورا و جايي براي بحث و سوال جواب پيرامون مفاهيم عاشورايي ندارد؟

...

و وقتي انديشمند مثل آقاي امامي در طرح همراهمان شدند و سلسله مباحث نويني با محوريت موضوع انتخاب، در مورد جنبه هاي مختلف زندگي و مشكلات اين دوران، از دل درس هاي مكتب عاشورا بيرون كشيدند، و در سه سخنراني روزهاي همايش مطرح كردند، اميد و انگيزه مان به ادامه دادن اين راه صد چندان شد.

اينكه سميناري برپا شود، با سوالاتي به روز و سخنراناني صاحب انديشه ، تا جريان فكري جديدي در ميان مردم به وجود آيد ، جرياني از سر انديشه و تعالي يابنده با مشورت و انتخاب.

 

حالا مانده ايم با كم بودن ها، كه اگر چونان ابراهيم هركدام امتي بوديم،  يا حتي 100 نفر، يا حتي 10 تا، اين كار تا به اكنون كليد خورده و بود و چه بسا پيش از تاسوعا اجرا مي شد

اما كميم و كم مانديم، در انتظار روزي شايد!

شايد غيرت و همتي مضاعف كه زودتر برخيزيم

شايد ياراني عاشق و همراه و تازه نفس، كه آنان بياغازند

شايد ابراهيم واره اي توان مند كه برخيزد و ما به كمكش باشيم

شايدهاي تلنبار شده!

 

اگر هستيد و باشيم زودتر بهتر است كار شروع شود تا در اين فاصله ي مانده تا اربعين دو سمينار مردمي و دانشجويي برپا شود

پيشنهادهايمان را براي موضوعات و سوالات محوري، يا سخنراناني كه مثلا مدت هاست حرف هاي زيادي براي گفتن دارند اما مجال و اجازه اي نمي يابند مطرح كنيم

از سخنرانان انتخاب شده دعوت كنيم و موضاعات منتخبمان را پيشنهادي مطرح كنيم

و در نهايت فاز اجرايي را براي در اختيار گرفتن سالن آمفي تياتر در دانشگاه، و فرهنگسرا و تبليغات و اسم نويسي، شروع كنيم

 

زرين مينوسپهر عزيز مسئول بخش سمينارها شده كه همه ي كاسه كوزه ها را سر او بشكنيم، اگر در مورد طرح مطلب بيشتري خواستيد بدانيد، ‌تلفنش را پيدا كنيد!

 

يا همينجا بگوييد و بپرسيد...