گزارش کانون
با عرض معذر ت به سبب تأخیر در ارائه گزارشم(از تنبلی نبوده ، مشکل سخت افزاری داشتم) باید به عرض برسانم که در مورد مددجوئی که رودررو با او صحبت کردم، موارد زیر را به عرضتان می رسانم:
م ب: اتهامش سرقت موتور بود اما عنوان می کرد که سارق دوست نوجوانش بوده است که به سبب سن کمش از طرف قاضی و شاکی نادیده گرفته شده بود؛ البته به کل منکر نقش داشتن در سرقت بود(یا شاید بهتر باشد بگویم منکر وقوع سرقت بود) و اظهار می کرد دسیسه ای از طرف شاکی است که با همدستی همان پسر نوجوان، قصد تیغ زدن او را دارند (این را از روی صحبتهای پدرش که به ملاقاتش آمده بود برداشت کرده)
به شدت آدم کاری و زحمتکشی بود؛ در کانون اوقاتش را به بطالت نمی گذراند و مشغول کار در آشپزخانه به صورت داوطلبانه است.فرزند طلاق است؛ پدرش در تهران باربری میکند و مادرش در مشهد به همراه شوهر جدیدش زندگی می کند.
شرط آزادی اش ، پرداخت قیمت موتور است-به ادعای شاکی 500،000تومان که البته مددجو قیمت را از این کمتر می دانست- از این پول، تا الآن حدود 400 تومانش جور شده است.100تومان پس انداز خودش، 100 تومان کمک خواهرش(در یک رستوران کار می کند)، و 200 تومان هم مسئولین کانون قول همکاری دادند.
نکته جالب در مورد این بچه این بود که 200 متر زمین در بومهن با پس اندازهایش خریده(حاصل 5 سال حضور در مغازه کیف سازی) که قیمت روزش 8 میلیون تومان است.قصد دارد بعد از آزادی به مشهد پیش برادرش برود که به تازگی صافکاری و نقاشی ماشین راه انداخته است.البته قصد اعاده حیثیت از شاکی اش را هم دارد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۸۵ ساعت 14:10 توسط
|