با سلام وخسته نباشید

اول از همه از شارمین عزیز عذر می خوام که اینقدر با تاخیر لوگو رو قرار می دم. (هفته گذشته من به دلیل پاره ای امتحان، از بازدید از وبلاگ محروم بودم و هیچ کدوم! یعنی هیچ کدوما! از بچه ها هم به من اطلاع ندادند.)

راستش از صبح مشکلاتی توی وصل شدن به اینترنت داشتم ولی الان می بینم که علیرضا بخوبی مطالب دیروز رو نوشته ولی لازمه یک خورده توضیحات بیشتری بدم که:

 

در رابطه با مورد اول، توی پرونده اش نوشته شده بود که سابقه فرار از خانه دارد و همچنین سیگاری است.

مورد دوم، شاید بهترین موردی بود که دیروز پیدا شد. بچه اهل کاری بوده، از سر کار هم برمی گشته که اون اتفاق براش میافته. معلوم نیست چند وقت دیگه لازم باشه توی زندان بمونه تا یا رضایت کسب کنه یا دیه اش براش قسط بندی بشه. گویا خانواده شاکی در همان ابتدا، تحقیقاتی توی محل راجع به وضع اقتصادی این بنده خدا داشته اند و این هم می تونه خوب باشه و هم بد.

مورد سومی، از دو میلیون و هشتصد دیه، 1 میلیونش آماده شده (با قرض پدر از صاحب کار)، و قاضی هم صحبت هایی کرده مبنی بر اینکه باقی دیه رو قسط بندی می کنه. البته خودش اینجوری می گه که اگه قسط بندی بشه حاضره کار کنه و پول دیه رو بپردازه که البته ممکنه در درس خوندنش، مشکلاتی ایجاد بشه.

مورد چهارم، مورد خیلی جالبی نیست. فقط به دلیل اینکه یکی شکایت کرده افتاده کانون. در واقع شاکی داره گرو کشی می کنه. البته اگه اوضاع اون جوری باشه که تعریف می کرد و پیرو صحبت های دیروز، قضیه اش با یک وکیل معمولی قابل حله که آقای عزتی هم در جریان قرار گرفت و قرار شد به مددکار مربوطه هم قضیه رو اطلاع بده. اما گویا وضع اقتصادی خانواده اش، زیاد تعریفی نداره. البته یکی از برادرهایش توی میدان تره بار کار می کند و یکی دیگرشان بدلیل بیماری (کوتاهی قد) در خانه به سر می برد. پدر خانواده هم فوت شده. خود این بچه هم با روزی 16 ساعت کار در دامداری، ماهیانه مبلغ 50 هزار تومان دریافت می کرده.

 

یک نکته هم اینکه این قضیه قسط بندی، خیلی برای اینکه خیر هایی رو که پیدا می کنیم، در طول زمان مجبور به حمایت از فرد کنیم، مناسب است؟ نه؟

با تشکر.