گزارش کانون
امروز بین چند مددکار تقسیم شدیم. و از این طریق با چند مددجو آشنا شدیم. باید بیشتر روی اون ها کار کنیم. یکی هم برای آزاد شدن مشکل دارد و هم در دوران بعد از آزادی. بعضی ها فقط در آزادی مشکل دارند و ... .
روی تئاتر نمی شه حساب کرد چون اجازه خروج مدددجو ها از کانون داده نمی شود. طرح کتاب را با همون چند نفری که دیدیم مطرح کردیم ببینیم چی می شه. فقط مشکل اینه که از ما کار می خوان و عجله دارند. شاید بهتر باشه که یک گزارش مفصل دهن پرکن بهشون بدهیم.
یکی از بچه ها ایده راه انداختن یک شغل را بعد از آزادی داشت. غصه اش از این بود که می تونسته دنبال خلاف بره ولی نرفته اما بدشانسی آورده و تصادف منجر به فوت کرده.
روز خسته کننده ای بود. موقع مصاحبه با نفر آخر به طرز ضایعی فقط خمیازه می کشیدم.
مصاحبه زیر جالبه. حتما گوش دهید. به جای خوندن نوشته های من . ببخشید که حجمش زیاده.
مصاحبه با دو نفر مددجو و یک نفر مددکار
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۸۵ ساعت 23:49 توسط
|