با سلام. مطلبی را نقل کرده بودم (فاجعه فرهنگی) که بنا به نظر برخی دوستان که البته حق هم داشتند لحن نامناسبی برای این وبلاگ داشت که تصمیم به حذف موقت آن مطلب گرفتم. اما کلا قضیه از این قراره که جدیدا با خبر شدیم سی دی هایی با مفهوم به تصویر کشیدن عذاب های جهنمی و با هدفگیری گناهانی که به نظر من اگر هم گناه باشد واقعا در اولویت نیست به صورت کاملا هدفدار در بین خانواده های خاصی پخش می شود. کودکی که این فیلم ها را می بیند و بعد از آن وارد اجتماع می شود هیچ چیزی را بر طبق اصول خود نمی یابد که به اعتقاد من سه نتیجه می تواند داشته باشد. یا خود فرد دیوانه می شود. یا روحیه تهاجمی پیدا می کند (که به نظر می رسد هدف همین باشد) و یا کلا از بیخ منکر همه ارزش ها می شود و از افراط به تفریط می افتد. البته بحث در همان حدی که باز شد کفایت می کند و می شود مفصل تر در فرصتی مناسب در موردش تبادل نظر کرد. ولی دلیل این که این بحث را در اینجا مطرح کردم این است که از این طریق هم دارند در دین انحراف ایجاد می کنند. عده ای با این روش و با پخش این سی دی ها در بین قشری خاص هدفی جز تربیت نیروهای خشن ندارند.

 زبان هنر زبان قدرتمندی است که هر مقوله ای را القا می کند. تهاجم فرهنگی غرب و دگماتیسم حال حاضر  در داخل هر دو با زبان هنر در میان مردم نفوذ می کنند. مواردی که در این فیلم ها مطرح می شود بعضا به قدری بی اهمیت است و آدم را به تعجب وا می دارد. اما چون همه گیر و عیان است کار خودش را می کند. باید ما هم با زبان هنر جلو انحراف را بگیریم. این هم نوعی انحراف هدفمند در دین است. دینی که فقط جهنم را می شناسد. جهنمی که به راحتی پر می شود و تقریبا همه در آن جا دارند !!! چرا یک بار هم که شده بهشت را نشناسانیم. بهشتی که به نظر من به بهانه هم می دهندش .

این کودکان قربانی این حرکت هدفمند هستند. برای همین احساس کردم که باید در اینجا مطرح شود.

پ.ن: کلا جو وبلاگ خیلی خوب شده. این خیلی خوبه که در مورد مسائل مختلف راحت با هم بحث می کنیم ولی شاید باید به خطوط قرمز مشترکی برسیم. این نکته بیشتر متوجه خود من است که در ریسک کردن آدم افراطی ای هستم.