نظر در رابطه با پست "گريه براي امام حسين (ع)"
می خواستم ضمن تاييد نظرات علي رضا، عرض كنم كه موضوع گریه و عزاداری برای امام حسین (ع) در شرايط موجود جامعه ما تا حدود زيادي از اين بحثا فراتر رفته، بدين معنا كه در حال حاظر عزاداري براي امام حسين (ع) تبديل شده به n تا چيز ديگه كه در جامعه ما به شدت خلاء اون ها احساس مي شه، به عنوان مثال عزاداري براي بعضي از افراد نقش هاي زير رو بازي مي كنه:
كارناوال، جشن ملي، مسابقه ورزشي، آيين محلّي، كارزاري براي رقابت با رقباي محلّي، قومي و يا حتي حرفه اي، فرصتي براي تشكيل گروه و تيم و لذت بردن از كار گروهي و براي بعضي از افراد خاص هم شب عيد كسب درآمد و بستن بار كل سال پيش رو ، محلي براي كسب يا ترميم هويت، محلي براي ايجاد يا تقويت اعتبار، مسكن آرام بخش بسيار قوي (كه علي زضا هم اينو طرح كرده) و حتي چند تفريح روزمره ديگه غربي كه روم نمي شه بگم!
با اين وضعيت عزاداري محلي است براي عقده گشايي خيل عظيمي از ايراني ها. در شرايطي كه هيچ جاي ديگري براي چنين عقده گشايي ملي با اين كارآمدي و عمق ريشه ها و توجيه ملي و مذهبي و حتي خانوادگي براي ايرانيان وجود نداره، مي شه گفت ايراني ها در حال حاظر به شدّت به اين شكل مراسم اعتياد دارند. بسياري از مردم معتقدند كه غذاي امام حسين، سينه زني براي او گريه براي او، يك جور بيمه بسيار مفيده، مثل واكسن مي تونه جلوي بيماري ها رو بگيره. بسياري از افراد تمام سال رو در حال تشكيل تيم هاي عزاداري هستند و خودشون رو براي اين مراسم آماده مي كنن، تا در المپيك عاشورا حضور بيابند و افتخار آفريني كنن. بسياري از افراد هستند كه اگر شكل عزاداري تغيير كنه به طور كلي يا بخش عظيمي از هويتشون رو از دست مي دن. و حتي افرادي هيتند كه منتظرن محرّم بياد تا در اين فرصت براي دلدار، موضوع عشقيشون رو مطرح كنن!
مسائلي مثل تيپ مشكي، تازه شدن ديدار دوستاني كه در طول سال، هيچ جاي ديگه اي نمي شه ديدشون، چند شب رهايي از شرايط زندگي روزمره يا مشكلات كاري و شخصي و مسائلي از اين دست رو هم اگه بهش اضافه كنيم مي فهميم كه كاري سختي پيش روست.
عزاداري كه در طول سال ها متناسب با عقده ها، نيازها و معضلات جامعه به گونه اي تغيير شكل يافته تا بتونه به خوبي پاسخگوي اون ها باشه.
البته اين جا يك نكته هم حائز اهميته و اون توجه به دو قشر منتقده اين شكل عزاداريه، قشر اول بخش سنتي و مذهبيه كه به خوبي از اين تغييرات تازه به دوران رسيده در عزاداري آگاهه و بسياري از رفتارها رو در عزاداري نمي پسنده و منتقدشونه، قشر دوم قشر تحصيلكرده و روشنفكر جامعه است كه با اين نوع عزاداري مشكل داره و اون رو با شرايط روز منطبق نمي دونه، البته طبيعتاً اقشار زيادي هم بين اين دو وجود دارن كه تقريباً همين شرايط رو دارن.
بنابراين راه سختي پيش روي ماست.زاهي كه پر از مشكلات و سختي هاست و ما بايد در اين راه صبور باشيم و توكل و ايمان قوي داشته باشيم. راهي از جنس راهي كه پيامبران با فداكاري و ايمان راسخ و با استعانت از پروردگار متعال، پيمودند.
ابراهيم...، وقت است كه برخيزي و به سوي بت ها بروي، بت ها منتظرند تا تو آن ها را از چنگال اين قوم جاهل نجات بخشي...، بت ها در انتظار خرد شدن، خاك شدن، سالهاست كه انتظار صداي قدم هاي چون كوه استوارت را مي كشند...
ابراهيم، ابراهيم... برخيز كه آتش در انتظار گلستان شدن، مدت هاست كه مي سوزد و مي سوزاند...