گاه هست که سرنوشت یک ملت، سرنوشت یک فکر، یک جامعه، یک عقیده و یک نسل چشم براه این است که یک فرد، یا چند فرد ،چگونه عمل خواهند کرد؟ اکنون حسین مسئول نگهبانی انقلابی است که آخرین پایگاه های مقاومتش از دست رفته است و از قدرت جدش و پدر و برادرش -یعنی حکومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت-یک شمشیر هم برایش نمانده و حتی یک سرباز!
سالهائی است که بنی امیه همه پایگاه های اجتماعی را فتح کرده است؛ سالهائی است که قریش، در جاهلیت جدید، بر همه ی ارزش ها و آورده های انقلاب اسلامی مسلط است؛ سالهائی است که مرکزیت حکومت انقلاب اسلامی برچیده شده و اصحاب-یاران نخستین انقلاب- پروردگان مکتب شخص "محمد" سه گروه شده اند:
گروهی که این انحراف را نتوانستند تحمل کنند؛ فریاد کشیدند و کشته شدند...
گروه دوم گروهی هستند که در اوضاع سختی که حق، جانبازی می خواهد و مسلمان راستین نه فتح دارد، نه غنیمت؛ بلکه شکنجه دارد و زندان، توجیه تازه ای به ذهنشان رسیده، و آن این است که بهشت را بجای این که در جبهه جهاد بدست بیاوریم، در کنج امن خلوت و ریاضت و عبادت به چنگ آوریم...اینها اصحابی بودند که آبرومندانه از صحنه در رفتند.
سومین دسته، دسته ای از جبهه بدر و احد و حنین و از مدینه جهاد هجرت کنار پیغمبر اسلام، افتخاراتی را که جمع کرده بودند، آوردند و صاف و راست در کاخ سبز معاویه بفروش رساندند و پولش را گرفتند...
اکنون حسین آمده است؛ پایگاه مرکزی قدرت انقلابی به کلی از دست رفته، اصحاب مبارز مقاومت گر و وفادار کشته شده اند و خاموش؛ اصحاب پاکدامنی هم که به فروش نمی روند خلوت امن و فراغت عبادت را بر درد سر حق و باطل و خطر مبارزه سیاسی و اجتماعی ترجیح داده اند و مردم را و سرنوشت مردم را رها کرده اند و به لاک خود پرستی زاهدانه و آبرومندانه خود خزیده اند ودم درکشیده اند؛ و گروهی هم از اصحاب نام آور پیامبر در اطراف کاخ سبز معاویه، سر در آخور بیت المال دارند ونسل جوان-نسل دوم نهضت- در کوشش خودش و در مقاومت های خودش علیه بنی امیه شکست را تجربه کرده است؛ و قدرت حاکم با شمشیر یا با پول یا با مقام و یا با تزویر، همه را آرام کرده و خفه و ساکت...
دکتر شریعتی
سالهائی است که بنی امیه همه پایگاه های اجتماعی را فتح کرده است؛ سالهائی است که قریش، در جاهلیت جدید، بر همه ی ارزش ها و آورده های انقلاب اسلامی مسلط است؛ سالهائی است که مرکزیت حکومت انقلاب اسلامی برچیده شده و اصحاب-یاران نخستین انقلاب- پروردگان مکتب شخص "محمد" سه گروه شده اند:
گروهی که این انحراف را نتوانستند تحمل کنند؛ فریاد کشیدند و کشته شدند...
گروه دوم گروهی هستند که در اوضاع سختی که حق، جانبازی می خواهد و مسلمان راستین نه فتح دارد، نه غنیمت؛ بلکه شکنجه دارد و زندان، توجیه تازه ای به ذهنشان رسیده، و آن این است که بهشت را بجای این که در جبهه جهاد بدست بیاوریم، در کنج امن خلوت و ریاضت و عبادت به چنگ آوریم...اینها اصحابی بودند که آبرومندانه از صحنه در رفتند.
سومین دسته، دسته ای از جبهه بدر و احد و حنین و از مدینه جهاد هجرت کنار پیغمبر اسلام، افتخاراتی را که جمع کرده بودند، آوردند و صاف و راست در کاخ سبز معاویه بفروش رساندند و پولش را گرفتند...
اکنون حسین آمده است؛ پایگاه مرکزی قدرت انقلابی به کلی از دست رفته، اصحاب مبارز مقاومت گر و وفادار کشته شده اند و خاموش؛ اصحاب پاکدامنی هم که به فروش نمی روند خلوت امن و فراغت عبادت را بر درد سر حق و باطل و خطر مبارزه سیاسی و اجتماعی ترجیح داده اند و مردم را و سرنوشت مردم را رها کرده اند و به لاک خود پرستی زاهدانه و آبرومندانه خود خزیده اند ودم درکشیده اند؛ و گروهی هم از اصحاب نام آور پیامبر در اطراف کاخ سبز معاویه، سر در آخور بیت المال دارند ونسل جوان-نسل دوم نهضت- در کوشش خودش و در مقاومت های خودش علیه بنی امیه شکست را تجربه کرده است؛ و قدرت حاکم با شمشیر یا با پول یا با مقام و یا با تزویر، همه را آرام کرده و خفه و ساکت...
دکتر شریعتی
+ نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۸۵ ساعت 21:30 توسط
|