ندايي كه سوز دل را فرياد مي زند هرگز در گذر تاريخ خاموش نخواهد شد اما ممكن است در ميان جماعت خفتگان چون صدايي گنگ و مبهم به دست فراموشي سپرده شود. اما هرگز نديده ام كه خفته اي از ميان هياهوي اطرافش فقط آنچه را كه مي خواهد بشنود مگر آنكه در پي آرامشي دروغين تظاهر به خواب بودن را بر گزيند.

ماه ذيحجه است و كاروان حج آماده ي عزيمت و اداي فريضه. كاروان در پي پاسخ به اذان حج ابراهيم اما...

اي جماعت حج گزار چگونه است كه صداي اذان حج ابراهيم را از فراسوي دور تاريخ شنيده و لبيك گويان راهي مي شويد اما صداي ياري خواستن حسين را كه با تمام وجود از تك تك ما و در هر زماني ياري كننده اي مي طلبد و اثبات ميكند كه تا حقيقتی پايمال شده بر خاك افتاده است، تا ستمديدگاني از جور يزيداني در عذاب و تا گرسنگاني از زياده طلبي هاي شكم پرستاني در تنگنايند حتي از طواف خانه ي خدا هم بايد دست كشيد و به ميدان نبرد تاخت و تمام درد آشنايان را نيز به ياري طلبيد.

نمي شنويم يا نمي خواهيم صداي ياري خواستن حسين را بشنويم كه ۱۴۰۰ سال است در گوش تك تك ما نه زمزمه، كه فرياد ميزند.

مسلمانان محرم نزديك است و عاشورا در راه، كجايند ياري كنندگاني كه ما را ياري رسانند كه اينبار در عاشورا، زينب گونه به سوگ حسين بنشينيم. و باور كنيم كه اگر نشنيدن و ندانستن و نتوانستن را بهانه ي سكون و سكوت خود كنيم يزيدي زمان خواهيم بود. فراموش نكنيم كه << كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا>>

جهاد حسين پايان نمي يابد تا زماني كه جهل پايان پذيرد.                                                        جنگ حسين به صلح بدل نخواهد شد تا آنكه در تمام جهان پرچم سفيد صلحي آگاهانه به اهتزاز در آيد. حسين در صحنه ي نبرد ايستاده است و مقاومت خواهد كرد تا زماني كه همراهاني از گوشه گوشه ي دنيا به ياريش بشتابند و شياطين زر و زور و جهل زمان را به گورستان ابديشان روانه سازند.

حال انتخاب با ماست كه در كدامين سوي صحنه ي نبرد در كدامين سپاه و با چه شيوه اي بستيزيم.