سوره ای تا ابد بی تحریف !
سوره ای تا ابد بی تحریف !
تورات را می خواندم . چه قدر عجیب بود ! انگار همه چیز به هم ریخته . هیچ کس در جای خودش نیست ! داوود و سلیمان کلکسیون گناهان کبیره اند ! باید بخوانی و حیرت کنی . . .
می گذارم به حساب شرایط آن زمان که لابد اقتضا می کرده چنان رفتارهایی را
می گذارم به حساب کاتبانی که ناخواسته در بازنویسی هاشان تغییرات روزگار را جاری ساخته اند
می گذارم به حساب تحریفات کاهنان مزور و بیش از همه همین !
. . . و حساب ها که پر می شوند هنوز نا آرامم .
بنگر که درباره قرآن و رسول و امامان چه می گویند ! ببین چگونه آیاتی خاص را می خوانند و تعبیری می کنند که بسیار قانعت می سازد که خوبانی که دل بسته شان بودی نیز از قماش دادوودها و سلیمان های بی قید و غیرت و قدرت طلب توراتند !
هر چه داشتم سوزاندی نویسنده ؛ مرحبا !
امید به خیر و روشنی را در من کشتی ؛ تبریک !
روزی به حیرانی گذشت . . .
***
گام بردار ای آیه !
بر بال های جبرئیل فرود آمدی گویا . . . که این چنین راستی از بودنت می تراود ! دردت را گفتی که مظلومانند . عزمت را گفتی که آبادی شهرهاست و انذار کردی دانایان خاموش بی رسالت را !
اینک گام بردار و پیش آ . . . ای آیه ی تحریف ناپذیر عشق ! ای سوره ی بی تغییر ایمان ! ای قرآنی که نفس می کشد ، در بازارها قدم برمی دارد ، مانند ما غذا می خورد و از گوشت و پوست و استخوان است : ای قرآن مجید ! ای قرآن کریم . . . ! :
ای حسین !
به منش تو ایمان دارم ، حتی اگر لاینقطع در وصف زندگانیت و زندگانی پدر و جدت به بحث های بی هوده قدرت و ثروت و زن بپردازند ! آن کوته بین ناقدانی که مردان روزگار را چون خود بی همت و حمیتشان ، دریوزه قدرت و ثروت و زن می پندارند و ملاکشان همه جا و همه وقت از نوک بینی ها شان ، شکم و زیرشکمشان فراتر نمی رود ! . . . ای وای که چه بد می اندیشند ؛ دریغا که چه کریه ! افسوسا که چه زشت !
ای آیه خداوندی ! سپاس باد وجودت را !
آن جا که دار و ندارت را ، قبیله خوبان را به قربانگاه بردی روایت انحراف انبیا را باطل ساختی و چشم فتنه را درآوردی و نخستین و آخرین اصول تمامی ادیان را در گوش زمانه فریاد کردی :
عدل و عشق !
با یقین قیام کردی تا شک ها را بسوزانی ؛ چه عظمتی دارد یقینی که شک را می سوزاند و تردید را می شکند !
ای فرزند علی ! ای سوره ی تا باد بی تحریف !
زین پس با تورات و انجیل و قرآن مردمان را قضاوت نمی کنم ؛ بلکه این کتب را ، تمامی مکاتب را و همه ی آدمیان را به مردانی می سنجم که عدل و عشق را از خاندانشان بیش تر دوست می دارند !
رسول حقی تو و گواهی بر این که در همه ادوار ، در تاریخ بشریت :
حقیقت وجود داشته ،
حقیقت وجود دارد
. . . و حقیقت وجود خواهد داشت !