گزارش جلسه ی روز 27/9/85 با رئیس مرکز کانون های اصلاح و تربیت استان تهران
به نام خدا
گزارش جلسه ی روز 27/9/85 با رئیس مرکز کانون های اصلاح و تربیت استان تهران
این جلسه روز دوشنبه با حضور مدیر و معاون مجموعه اقایان محسنی و رستمی برگزار شد
طبق صحبت های آقای محسنی این مرکز شامل حدود 400 کودک و نوجوان در دو قسمت دختران و پسران میباشد و تنها کانون اصلاح و تربیت در استان تهران است.
سرقت،ضرب و جرح و مواد مخدر بیشترین آمار جرم در میان کودکان را داراست و آمار حبس به دلیل مواد مخدر در سال های آتی رو به افزایش است. حدود %15 بعد از پایان دوره محکومیت مجددآ بازگشت دارند (به دلیل ارتکاب جرم جدید) و ارتباط کانون با مددجویان بعد از آزادی _جز موارد معدود_ به کلی قطع میشود.
مرکز دارای مدرسه و کلاس های رسمی آموزشی با معلمان آموزش و پرورش و بر طبق برنامه ی درسی مدارس عادی ست و دانش آموزان ملزم به شرکت در این کلاس ها هستند.
فعالیت های مددکاران افتخاری بیشتر بر روی فعالیت های فرهنگی متمرکز است ، همکاری مددکاران افتخاری بر 4 محور:
1) حرفه آموزی
2) برنامه فرهنگی از قبیل برنامه های کتاب خوانی و قصه خوانی
3) روانشناسی و مددکاری
4) زمینه ها ی ورزشی
استوار است. کانون شهری از بچه ها با تمام نیازمندی های یک شهر است ، نیاز به کار با بچهها در تمام موارد یاد شده به دلیل مستمر نبودن کارهای مددکاران افتخاری به شدت وجود دارد.
در پاسخ به این سوال که تاثیر اقدامات انجام گرفته در این مرکز روی بچه ها تا کنون به چه صورت بوده و عکس العمل بچه ها نسبت به این اقدامات چه بوده است؟: بچه ها از برنامه های هنری به خوبی استقبال میکنند ولی با درس و مدرسه و آموزش های آکادمیک مشکل دارند. برنامه های هنری و فرهنگی باعث افزایش حس اعتماد به نفس در این کودکان میشود، در این سنین کودکان به دنبال الگو برداری هستند و صحبت ها و محبت هایی که از مددکاران و مددکاران افتخاری می بینند روی نگرش و رفتار این کودکان تاثیر به سزایی دارد.
اطلاعات همه ی مددجویان از بدو ورود در پروندهی این افراد جمع آوری میشود ، در ابتدا هر شخص را قبل از اینکه وارد جمع دیگر مددجویان شود مدت 7_10 روز جدا از دیگران نگهداری میکنند تا با پرسش و پاسخ از اطلاعات کامل فرد آگاهی پیدا کنند و یا اگر به جرم اعتیاد دستگیر شده در این مدت مجبور به ترک شود ،این اطلاعات و اطلاعاتی که در دورهی محکومیت کسب میشود (مثلا مراجعات به روانشناس) در پرونده ثبت میشود. بنا به گفتهی آقای رستمی همه ی کودکان از ابتدای ورود ویا روزهای ابتدایی به نوعی پشیمانند ،اصولا انسان هایی هستند که در زندگی محبت ندیده اند و با کمی محبت و صحبت کردن به شدت تاثیر میگیرند و تصمیم میگیرند که در زندگی انسان های بهتری باشند و این چیزی ست که در زندان بزرگسالان دیده نمیشود و این افراد به دلیل شکل گرفتن شخصیتشان تاثیر پذیری کمی از دیگران دارند. به تعبیر دیگر هیچ کدام از این کودکان جانی و قاتل و سارق و... به معنی شکل گرفتن این مفاهیم وشخصیت ها در وجودشان نیستند و اکثرا شرایط به گونه ای بوده که این موجودات بی گناه را با مظلومیت به این ورطه کشانده است. بسیار دیده شده که افرادی بعد از دورهی محکومیتشان انسانهای دیگری شده اند اما بعد از آزادی به دلایلی از قبیل عدم پذیرش جامعه دوباره به سمت جرم کشیده میشوند. هرچند مرکزی با عنوان مراقبت بعد از آزادی در کانون وجود دارد اما این فعالیتهای محدود این مرکز نمی تواند این مشکل را حل کند چون سازمان های زیاد دیگری از قبیل : وزارت کار ،بهزیستی، قوه قضائیه و... نیز با این موضوع مرتبتند و برای حل این معضل به کمکهای همه ی این سازمان ها نیاز است ،مثلا مسئله سوء سابقهی کیفری که معضلات زیادی برای اشتغال فرد به وجود میآود ،در خیلی موارد میتواند از پرونده حذف شود.
کودکان از اقشار مختلف در این جا حضور دارند حتی مواردی از خانواده های بالای جامعه بوده اند که فرزندان به دلیل هیجان کار، مرتکب جرم(سرقت) شده اند. تا افرادی که هیچ ردی از خانواده ندارند و اکثرا متعلق به باندهای مواد مخدر و.. هستند. خیلی از مددجویان هم از خانواده های با مشکلات مالی شدید هستند که خانواده هم نیاز شدید به امدادرسانی دارد.افرادی هم هستند که صرفا متهم شدهاند اما تا تشکیل دادگاه و صدور رای باید چند ماه بازداشت باشد ،هر چند در این مدت با گذاشتن وثیقه میتوانند آزاد شوند ولی چون کسی را ندارند، تا صدور حکم محکومیت یا تبرئه، مجبور به ماندن در زندان هستند.
ملزومات اساسی از قبیل خوراک و پوشاک، مانند زندان های عادی در اختیار همه بچه ها قرار می گیرد. افرادی که مدتی از حضورشان در مرکز گذشته است و مسئولان احساس خطر جدی از جانب این مددجویان ندارند ، با 2 سرپرست به پارک و اردو برده میشوند. قسمت بندی و سطح بندی مددجویان در کانون بر اساس سن است ونه جرم.
نکته دیگر بحث پژوهشی بر روی معضلات این کودکان است که متاسفانه در کشور ما کمتر به این نکته پرداخته شده است و آمار و اطلاعات و مستندات در مورد وضعیت و سرانجام این کودکان بسیار کم است.
از رئیس کانون خواستیم تا مددکارانی که به نوعی اسطوره در فضای کانون و برای بچه ها مبدل شده اند را به ما معرفی کنند ، با واکنش جالبی روبرو شدیم ! گفتند در صورتی که در ما سعه صدر لازم را ببینند ، آنها را به ما معرفی خواهند کرد! ظاهراً لزوم کمک وحمایت این کودکان در اقشار خیرین مذهبی کمتر وجود دارد ،حکایت مظلومیت این کودکان بر این قشر پوشیده است و با همان دید مجرمان خودخواسته به این کودکان نگاه میکنند.
در پایان تصمیم بر این شد تا ما برای همکاری بیشتر با کانون نامه ای رسمی از جمعیت به همراه لیست اعضایی که علاقه مند به همکاری هستند بیاوریم تاوقت بازدید برایمان در نظر گرفته شود.
حاضرین جلسه: آقایان: محسنی(ریاست کانون) ، رستمی (معاون و مسئول بخشهای مددکاری و سرپرستی) ، ریاضی،قلعه نویی، کریمی، کاوشی. خانم ها: شه شناس،حبیبیان.
در کل در نتیجه گیری بحث 5 محور کلی برای ادامه کار در کانون به ذهن میرسد:
1) انتخاب عدهای (حدود 10نفر) با ظرفیت بیشتر احیا شدن و تحت حمایت قرار گرفتن از بین پروندهی مددجویان
2) انجام فعالیت های فرهنگی و تشکیل گروههای هنری از قبیل گروه تئاتر، تواشیح،موسیقی،...
3) شناسایی و پیگیری وضعیت خانواده ها
4) نمایاندن چهره مظلومیت این کودکان و مرتبط کردن افراد مذهبی با این فیلد کاری برای حمایت و سرپرستی
5) انجام دادن کار پژوهشی دقیق و دامنه دار بر روی معضلات این کودکان با کمک گرفتن از دانشجویان رشته های روانشناسی، جامعه شناسی و....
با تشکر و سپاس فراوان