پاسخ عقاب : مشکل زمانی ایجاد می شه که میزگرد با مددجو وسیله ای برای تحریک احساسات جمع و خیر جمع کنی می شه زمانی که هدف وسیله رو توجیه می کنه و هدف هم فرهنگ سازی نیست.هدف جمع کردن پول و آزاد سازی است.جلسه اول طفلان رو هرگز فراموش نمی کنم.خانم حبیبیان اهداف رو روی تخته نوشتن.اهدافی که نوید یک کار فرهنگی,اصولی و اساسی رو می داد و یادمه اون روز تاکید شد که ما قرار نیست پیک موتوری شیم که از یه جا پول می گیره و به جای دیگه میده.شاید بهتر بود که ما عجله ای برای آزاد کردن نداشته باشیم.چون وقتی بچه ها آزاد شدن دیگه هیچ چیزی رو نمی شه تضمین کرد.ما می تونستیم تو خود محیط کانون کار با بچه ها رو شروع کنیم و استقامت به خرج بدیم.چند ماهی به صورت مستمر بریم باهاشون دوست بشیم کلاس های مختلف براشون بذاریم گروه تئاتر تشکیل شه و برنامه ریزی های مختلف فرهنگی که غیر مستقیم رو بچه ها کار فرهنگی بشه.نه اینکه دو سه بار رفتن اونم فقط به قصد مصاحبه های کلی که ببینیم ما کدومشونو می تونیم آزاد کنیم.این کار ریشه ای فرهنگی که می تونه تاثیر بذاره البته خیلی سخته,فکر می خواد,مطالعه,تحقیق,نا امید نشدن,استقامت.اما پول جمع کردن خیلی آسونتره,خستگی بدنی داره ولی فکری نه. و ما مجبور میشیم اکثر اوقات کار آسونترو انتخاب کنیم.چون عجله داریم چون می خوایم نتیجه شو زود ببینیم و کار فرهنگی صبر می خواد.دقیقا تو موضوع خانواده ها هم همینه.کار ریشه ای و فرهنگی احتیاج به زمان,فکر,مشورت,برنامه ریزی داره و چون وقت نیست ما راضی میشیم به دندونپزشکی بردن,لباس خریدن و ... و این خیلی بده.ولی با همه اینا ما بازم می تونیم کیفی تر کار کنیم اگر دغدغه مون این باشه.به جای ساعتها کار یدی کردن بشینیم فکر کنیم ایده بدیم کتاب بخونیم ببینیم گروه های مشابه تو ایران و مخصوصا جهان چه کارایی می کنن حتی اگه اینا به قیمت تعطیل موقت این همه کار کمی باشه.واقعا چه قدر کار تو جمعیت همزمان با هم داره انجام می شه بدون این که سامان و نظم پایدار خودش رو پیدا کرده باشه و از افتخارات جمعیت اینه که این توانایی رو داره که این همه کار رو با هم انجام بده در حالی که شاید اگه یکی از این کارها رو سازمان یافته ,دقیق,کامل و علمی و به شیوه غیر هیئتی انجام بده خیلی بیشتر ارزش داشته باشه.ما نباید جو گیر شیم,این همه درد هست,هر جایی یه مشکلی وجود داره, و دستهای ما کوچیکه اگه چند تا هندونه برداریم همه شون میافتن میشکنن و بدی هندونه های فرهنگی اینه که وقتی میشکنه صدا نمیده و ما نمی فهمیم فکر می کنیم کار خوبی انجام دادیم چون تونستیم خیلی پول جمع کنیم. ولی رسوندن حتی یه هندونه به مقصد خیلی کار عظیمیه یه گوشه این همه مشکل رو بگیریم .من فکر می کنم جمعیتی که می تونه این همه کار کمی رو این قدر فوق العاده انجام بده بدون شک می تونه یک کار کیفی ,اساسی و ماندگار رو همین قدر عالی انجام بده,اگر همه ما بخوایم.انشاالله