این فیلم را خیلی وقت پیش دیدم. اسمش معروف بود برای همین حدس زدم ارزش دیدن را داشته باشه. انصافا باید اعتراف کنم که بهترین فیلم نامه ای بود که تا به حال دیده بودم. بازی بازیگرانش هم در حد باور نکردنی ای عالی بود. داستان فیلم نکات جالبی داشت.

پسری از دارالتادیب آزاد شده و به عنوان مهاجر به آمریکا می رود و اندیشه انتقام گرفتن را در سر دارد. در فیلم ذره ای اخلاق دیده نمی شود. همه مشکل اخلاقی دارند. به قدری خون و خونریزی دیده می شود که چشم به رنگ قرمز عادت می کند. تکلیف فیلم همان اول با پرتاب کردن انجیل مقدس در رودخانه توسط شخصیت اصلی فیلم (با یک صحنه آهسته) معلوم شد.

دار و دسته نیویورکی

یک صحنه بیش از همه توجه من را جلب کرد. شهر کاملا هرج و مرج بود. چندین گروه و حزب و فرقه وجود داشت. مثلا برای یک آتشنشانی ساده چندین شرکت وجود داشت. در آن صحنه یک خانه در حال سوختن بود. اولین گروه آتشنشان منبع مخصوص را زیر یک بشکه پنهان کرد تا دست گروه رقیب که از روبرو می آمد به آن نرسد. گروه رقیب رسید. گروه های مختلف آتشنشانی با هم بر سر این که اینجا منطقه عمل چه کسی است شروع به ضد و خورد و دعوا  و جنگ کردند. این وسط خانم صاحبخانه بود التماس می کرد تا کسی هم آتش را خاموش کند. عده ای ولگرد هم از فرصت استفاده کرده و خانه در حال سوختن را غارت می کردند. وقتی که دعوا تموم شد خانه هم تقریبا سوخت. گروه برنده با سرافرازی نگاهی که به خانه انداخت و گفت این خونه دیگه سوخته. بریم خونه بعدی تا دیر نشده. شما هم برید تا خونه نریخته پایین هر چی می خواین بردارین. ... در آخر فیلم هر گروه یک حزب زد با یک شعار. در نهایت همه گروه ها با هم درگیر شدند. جالب بود که همه هم قبل از دعوا در کلیسا دعا می کردند. در آخر همه مردند و گروه برنده گروهی بود که در پس پرده بود و به اختلافات دامن می زد و ذره ای هم درگیر نشده بود.

Leonardo DiCaprio in Miramax's Gangs of New York

از اون موقع همیشه اون صحنه آتش سوزی من را به فکر می انداخت. در کشور ما دقیقا همین طور شده. دعوا بر سر خدمت کردن !!! ثواب جمع کردن !!! این همه خیریه و NGO و حزب و تشکل داریم ولی فکر اولشان دعوا بر سر این است که کدوم بهتریم. در همایش مهرباران این موضوع را دقیقا درک کردم. هر کدام سازخودشان را می زنند و دیگران را قبول ندارند. همه به هم به چشم رقیب که نه دشمن نگاه می کنند. اولویت اولشان قبول داشتن تشکله و اولویت دوم نوع فعالیت. براشون مهم نیست که هدف چیه . مهم اینه که هدف مال کیه. طرف با جمعیت امام علی مشکل داره نتیجه می گیره که نباید به یک کودک در بند کمک کنه چون طرح جمعیته. دعوای مسخره ایه. هر تشکل می خواد زیرآب اون یکی را بزنه. همه فکر می کنند اولین هستند و تنها. و این وسط طفلان مسلم هستند که ضجه می زنند. برای اون ها فرقی نداره که دیه را کی بده. کی بهش کمک کنه. ولی دعوای تشکل ها فقط سر همینه.

این همه NGO اگر متحد می شدند وضع این طور نبود که هیچ کدومشون زورشون به هیج جا نرسه . ولی مسلما در صورت اتحاد سر اسم و سر این که کی رئیس باشه و سر این که کی طرح داده و کی قدیمی تره و ... دعوا می شه.

و این وسط یکی نیست که بگه باباجون مهم طفل مسلمه . ولی با این رفتارها بیشتر ولگرد های غارتگر فرصت پیدا می کنند.

در صحنه سیاست هم همین طوره ولی بحثش در این مقال نمی گنجه.

پ.ن ۱ : من گاهی تو دلم به نویسنده همچین مطالبی می گم "حرف حق و زبون ناحق " (خود زنی) !

پ.ن ۲: الان "منتقد موافق" می آد می گه اولا چرا برای مهربارن خبرمون نکردین ثانیا اگر می شه فیلم "دار و دسته نیویورکی" را بذارید روی وبلاگ !!!

پ.ن ۳: ناخواسته اشتباهی مرتکب شدم که باعث شد خستگی روی تن چند تا زحمتکش بمونه. نپرسید.

 پ.ن ۴ : حالا که بحث فیلم شد جا  داره تا درگذشت ناگهانی رسول ملاقلی پور را به همه هنردوستان تسلیت بگم.

 

مراسم طرح طفلان مسلم

طرحی از جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع)

مکان : شهر زیبا - کانون اصلاح و تربیت استان تهران - سالن نمایش

زمان : شنبه - ۱۹ اسفند ماه - ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۸

ورود برای عموم آزاد است