من در ميان اصحاب جهان با وفاتر و بهتر از اصحاب خود نمي دانم

  آري براستي اصحاب حسين كيستند ؟ مگر نه آنانكه كه حج ظاهر را نيمه رها كردند و به دور كعبه ديگر طواف نمودند مگر نه آنانند كه به قبله ديگر نماز خواندند و پروانه وار به دور شمع وجود امام زمانشان رقصيدند و در آتش عشق او پر و بال بسوختند ، مگر نه امثال زهيرها بودند هم او كه در شب عاشورا خطاب به امام خويش گفت كه اگر هزار بار در راه تو كشته شوم و دوباره زنده شوم دست از تو بر نمي دارم و مي گويم يا حسين ، آري بايد عابس وار رفت ، لخت عاري از هز تعلقي ، در گودال قتلگاه بايستي و فرياد بزني ، بزن كه از عشق حسين ديوانه شدم ،‌بايد حبيب گونه جان داد كه يك جان خويش را دوبار در راه مولايت فدا كني آري بايد كعبه درونت ، قبله قلبت و امام زمان نقدت را دريابي تا به مقام حلّت بفنائك اصحاب حسین برسي .