می توان پیش از واقعه در سوگ فردای نیامده نشست و در تاسوعا برای رسیدن عاشورای خونین فردا لحظه شماری کرد که وا اسفا که فردا در چه غمی فرو خواهیم رفت، و می توان تاسوعایی ساخت که در پی اش هرگز عاشورای پر دردی در کار نباشد. گویا کوفیان خواهان مرگ حسین(ع) راه اول را بر می گزینند و ما ثابت کردیم که می توان در راه دوم پا نهاد. اگرچه آزادی عده ای از بچه ها آغاز راه پر فراز و نشیبی برای ماست، اما اگر می توان تاسوعا را دگرگون کرد و راه کوفه را برای حسین(ع) باز کرد، می توان در عاشورا نیز به یاری سپاه حسین تاخت تا زنده و همیشه پیروز میدان باشد. و شاید این همان پیامی است که در عاشورا به دنبالش هستیم و این گواهی است بر پایمال نشدن خون حسین.
پیامد طرح طفلان مسلم در روز تاسوعا که حاصل زحمات تمام بچه ها بخصوص خانم حبیبیان بود و به واقع با وجود وقت کم و برنامه ی فشرده موفیت چشمگیری داشت که حاصل نیت پاک همه ی اعضا بود، تنها آزاد سازی عده ای از بچه های کانون اصلاح و تربیت نبود. شاید اثباتی بر این حقیقت بود که انسانیت هنوز زنده است و اگرچه اندکی بی رمق گشته، اما همچنان با سماجت تمام برای دوباره ایستادن در تلاشی وصف ناپذیر است. آیا نابود کردن دنیای پر از نفرت و بی اعتمادی در ذهن کودکی که به قول خودش دنیا بسیار از مدینه ی فاضله ی پر از معرفتش به دور است، و جایگزین کردن آن با دنیای مملو از عشق و نوع دوستی، بزرگترین قدم در راه نجات آینده اش نیست؟ و یا رساندن پیام بودن ما برای سیراب کردن انسانیت تشنه از دلمردگی، به اهل دلانی که در سوگ مرگ انسانیت نشسته اند و در خلوت خویش فریاد انسانم آرزوست سر می دهند و همواره بر این باورند که یافت می نشود، افروختن نور امیدی برای روشن تر ساختن راه فرداهای پربار تر نسیت؟
اینبار بر خلاف هر تاسوعایی که از پیمان شکنی کوفیان در عزا بود ما با حسین بیعت کردیم. اما بیعت با حسین آغاز راهی دشوار و پر مسئولیت است.