از شارمین متشکرم که با این طرحش و با صحبتهایش کمکمان کرد خود را به حسین و راهش نزدیکتر احساس کنیم.از آقای امامی به خاطر سخنان قشنگشان و جهت دهی خوبشان ممنونم.از خانم رحیمی متشکرم که با جادوی صحبتش، یوسف و فریدون را که سرگشته بودند به سمت کانون بکشاند-کاری که بچه ها با تمام تلاش های شبانه روزیشان از آن عاجز بودند و این نشان می دهد که هنوز چقدر از خانم رحیمی عقب هستیم-.از خانم حبیبیان متشکرم که با تلاش های شبانه روزیشان و پیگیری مصرانه شان زمینه را برای ما فراهم کردند که در کانون و در این همایش حضور پیدا کنیم و بعد از مدتها لذت خدمت در راه حسین را بچشیم.از خانم صفاری مشکرم که با زحمت کشیدن های فراوانشان ، با طراحی های زیبایشان و با مدیریت دقیقشان،کمک بزرگی در این طرح کردند و راه هرگونه تعلل و تنبلی را برما بستند.از علیرضا و مجید متشکرم که با قدرت نثرشان و با نظرات قشنگشان تلاش زیادی در راه آگاهی دادن به ما کردند.از خانم ها شه شناس و جوادی به خاطر زحمات بی وقفه شان ممنونم.از مهدی عزیز که باز هم مثل همیشه پرتلاش و بی منت بود متشکرم.از حمیدرضا و علی کاوشی ،سعید و علی، مرتضی و علی زارعان و فرزاد،میثم و محمد رضا و یاسر و رضا،خانم باقری و مقیمی و ابراهیم پور و افتخارزاده وخواهران اسماعیلی و شعبانی و انصاری متشکرم.
از همه،آنهائی که اسمشان را فراموش کردم،آنهائی که غیر مستقیم ما را همراهی کردند، اعضای شورای مردمی جمعیت، تمامی حاضران در سالن، از مسئولین کانون و بچه هایشان،میلاد و مصطفی و پیمان و فرامرز و مهدی،از همه ممنونم.
بچه ها، کارمان تازه شروع شده؛ تا وقتی هیچ کودکی نباشد که به خاطر جهل و بی تفاوتی ما در زندان باشد، و یا مجبور به بیگاری و بدبختی باشد، با یاد حسین و با کمک خدا ادامه می دهیم.
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار