قرار شد که چند تا از بچه های کانون در آماده کردن دکور و اتاق فرمان و .. کمک کنند. همین طوری شد که با مصطفی آشنا شدیم. انگار قسمتش بود که با ما رو به رو بشه. خیلی نکته تو حرفاش داشت ولی برای من اون قسمتش مورد توجه بود که گفت مردم موقع دعوای ما داشتند می خندیدند. صحنه را تصور کن. چند تا بچه دارند دعوا می کنند و بقیه درست مثل دیدن یک سیرک دارند می خندند ولی یک دفعه شوخی شوخی یکی کشته می شه و خنده تموم می شه.

***

مجری کارش عالی بود. سنگ تموم گذاشت. سخنرانی ها هم خیلی خوب بود. بخش آخر مهم بود. در واقع بعد از این که بحث تئاتر منتفی شد این بخش گفتگو یا به قول خودمون تئاتر مستند می تونست پیام ما را به حضار برسونه. گفتن بعضی جمله ها برام خیلی مهم بود. البته تعداد زیاد بچه های روی سن بنا به تصمیم مسئولین کانون صورت گرفت . عده ای موقع شنیدن صحبت ها اشک می ریختند و همگی سراپا گوش شده بودند. امیدوارم بقیه هم راضی باشند. در هر حال گفتگو خوبی انجام شد و انشاا... که به چیزی که می خواستیم برسیم.

ما امسال زمان کمی برای تبلیغات داشتیم ولی به یاری خدا و همت بچه ها که در بحث تبلیغات واقعا از جون مایه گذاشتند استقبال عالی بود. خیرین زیادی با طرح آشنا شدند. برنامه مستقیم رادیویی هم تاثیر فراوانی داشت که از دوستی که این بخش را هماهنگ کرد ممنونیم. در مجموع همه چیز عالی پیش رفت و بلافاصله بعد از مراسم جمع آوری پول و تکمیل فرم و بررسی وضعیت مددجوها (از جمله مصطفی) شروع شد.

بعد مراسم شارمین و امین جداگانه و خصوصی با مصطفی صحبت کردند.

***

واقعا دست همه درد نکنه. خیلی زحمت کشیدین. امروز امام حسین راضی بود . اجرتان با امام حسین.

خسته نباشید.

فایل صوتی بخش گفتگو

من امروز احساس خوبی داشتم که فقط یک نفر می دونه یعنی چی.