با نام خداي بخشنده و مهربان

در ادامه صحبتهاي شجاعانه امين، يك سوال اساسي نيز من دارم. اين سوال البته به تندي و صراحت سخنان امين نيست. اما بالاخره جواب كه بايد داشته باشد!!!

سوال اين است: با فرض اينكه حب و دوشت داشتن حسين و حتي ائمه در نزد اين مداحان و مردم گرداگرد آنها، به يكي درجه واقعي رسيده باشد و با توجه به ندانستن اهداف متعالي واقعه عاشورا از سوي جامعه، فرض كنيم هم اكنون حسين را در زمان حاضر داريم كه قرار است براي جنگ آماده شود، از راه حج جدا شده و به كربلا آمده است. آيا اين دوستداران عاطفي حسين جلوي او را نمي‌گيرند؟ جلوي او را سد نمي‌كنند چون دوستش دارند. البته چون به درجه‌اي از فهم حماسي نرسيده‌اند و با نيات عاشورايي بيگانه بوده‌اند و از مقتل، تنها دست و پا و سرو پاچه حسين را بررسي و تحليل كرده‌اند، نميتوان انتظار داشت كه همراه حسين بجنگند و چون از فكر و انديشه و آموزش حسين دور بوده‌اند، انگيزه و ياراي جنگيدن را ندارند. از اين رو آنها با بازداشتن حسين از اين رويارويي تاريخي حق عليه باطل، قصد نجات دادن جان حسين بن علي را دارند.

اين است انحراف تاريخي. اين بحث، من را تا حدي به ياد رزمندگان اسلام جنگ تحميلي مي‌اندازد كه با مخالفت پدران سنتي و البته مذهبي خود براي رفتن به جنگ روبرو مي‌شدند.

هم اكنون ما چه نقشي را مي‌پذيريم؟ ! لااقل بايد هشدار داد (به زعم حسين) اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد. اگر همراهش نيستند، سد راهش نباشند. جگرش را بيش از اين خون نكنند.