پیش از آنکه واپسین نفس را برآرم
پیش از آنکه پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
برآنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه
نزد کسانیکه نیازمند من اند
کسانیکه نیازمند ایشانم
کسانیکه ستایش انگیزند
تا در یابم
شگفتی کنم
باز شناسم .
پیش از آنکه پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
برآنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه
نزد کسانیکه نیازمند من اند
کسانیکه نیازمند ایشانم
کسانیکه ستایش انگیزند
تا در یابم
شگفتی کنم
باز شناسم .
که ام؟
که می توانم باشم؟
که می خواهم باشم؟
تا روزها بی ثمر نماند
ساعت ها جان یابد
لحظه ها گرانبار شود
مارگوت بیگل-چیدن سپیده دم)ترجمه شاملو(
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 11:42  توسط
|




