تبليغاتX
طفلان مسلم

طفلان مسلم

تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز...

هدف روشن است، آرمان مشخص است

می خواهم ابرام وار بت بشکنم، بت های بدون کاربرد، بت های ضررده، بت های آسیب زن به اجتماع مان

و گاه یک قانون غلط، یک بت شده است، کوچک یا بزرگ، مهم نیست

بت بت است و باید شکسته شود و گرنه مرزهای دین با کفر قاطی خواهد شد

پس همان گونه که ابراهیم بت های بی ارزش و مضر را شکست

امروز باید قدم در راه ابراهیم گذاشت و قانون اشتباه را از کتاب قانون پاک کرد

این یک رسالت است، رسالت من، جمعیت من، امتداد رسالت ابراهیم...

همچون ابراهیم قانون غلط را از کتاب قانون پاک می کنم و آنگاه با همان زیرکی ابراهیم، پاک کن را در کف دست قانون گذار خواهم گذاشت و خواهم گفت: او قانون را پاک کرده!

حقوق کودکان

بر اساس تعریف سازمان ملل، کلمه کودک به هر انسانی اطلاق می شود که دارای سن کمتر از هجده سال باشد، تا پیش از این سن نمی توان قوانین بزرگسالان را بر کودکان جاری کرد و می گوییم کودک هنوز به سن قانونی نرسیده است. بنا بر نظر دانشگاه کرنل آمریکا، این در حالی است که کودک از همه جنبه های دیگر، بجز جاری شدن قوانین، یک انسان کامل است نه بخشی از انسان و کلیه حقوق انسان را باید داشته باشد.

کودکان کار

کودکان کار به کودکان کارگری گفته می‌شود که به صورت مداوم و پایدار به خدمت گرفته می‌شوند. کار کودک نزد بسیاری از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی فعالیتی استثماری تلقی می‌شود. در بسیاری از کشورهای جهان، کار کودکان بسیار معمول است و می‌تواند شامل کار در کارخانه، معدن، روسپی‌گری، کشاورزی، کمک در کسب و کار والدین، داشتن کسب و کار شخصی (مانند فروش غذا) و یا کارهای نامتعارف مانند بنایی باشد. ناپذیرفتنی‌ترین شکل‌های کار کودکان، استفاده نظامی از آنان در جنگ، تن‌فروشی و استفاده از کودکان در تجارت مواد مخدر است.

فرزاد 25/مهرماه/1388

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 1:40  توسط فرزاد حسینی  | 

محمدی را قبول دارم که رسالتش در عاشورا تجلی می یابد.

نبوتی را می پذیرم که پیامش در عاشورا کمال می بخشد.

قرآنم، قرآنی است که به کربلا وصل می شود

ابراهیمم ، ابراهیمی است که به حسین می پیوندد

و اسماعیلم ، اسماعیلی است که به پسر حسین میرسد،

من بی حسین هیچ کسی را و هیچ چیزی را نمی پذیرم

در وارث آدم هم گفته ام

که چون حسین از طواف بیرون می آید

و صف حاجیان را می شکافد و به سوی دیگری می شتابد ،

تو چه را طواف می کنی و بر گرد چه می چرخی؟

و امروز رسالت شیعه چیست ؟

رسالت شناخت است.

طرح واقعه نیست ، تحلیل واقعه است، محبت نیست بلکه معرفت است....

 

                                                                                     " دکتر شریعتی "

به نظرم بد نیست که سعی کنیم به سوال مطرح شده( امروز رسالت شیعه چیست؟) جواب بدهیم  و موضوع بحثمان این باشد به امید اینکه به قول خانم حبیبیان بت خودمان را پیدا کنیم و بشکنیم .

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 14:56  توسط زرین مینوسپهر  | 

با تشکر از تمامی کسانی که مطالب مفید و متناسبی را برگزیده اند  بزودی لیست کتبی که درباره عاشورا و قیام امام حسین است در وبلاگ قرار گرفته خواهد شد.   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 11:2  توسط   | 

مطلب زیر از وب سایت http://www.porsojoo.com بدون هیچ گونه دخل و تصرفی آورده شده است.

فصل دوم:ابعاد و فلسفه‌ی قیام عاشورا

چرا امام حسین(ع) با این که می‎دانست به شهادت می‎رسد، خانواده خود را به همراه برد؟
‎ تکلیف اجتماعی در آیین اسلام، ویژه‎ی مردان نیست، بلکه زنان متعهد و مسلمان نیز در برابر جریان حق و باطل و مسأله ولایت و رهبری، وظیفه دارتد و باید از رهبری حق، دفاع و پیروی کنند و از حکومت و فسادهای مسؤولان نالایق انتقاد نمایند و در صحنه‎های گوناگون اجتماعی حضوری مؤثر داشته باشند.
در تداوم مسیری که حضرت زهرا (س) در حمایت از امام معصوم(ع) و افشاگری علیه رویه ‎های ناسالم زمام‎داران داشت، زنان ـ به خصوص حضرت زینب(س) ـ نیز در نهضت کربلا دوشادوش امام حسین(ع) مشارکت داشتند.

هر قیام و نهضتی عمدتاً از دو بخش خون و پیام تشکیل می‎گردد. مقصود از بخش خون، مبارزات خونین و قیام مسلحانه می‎باشد که مستلزم کشتن و کشته شدن و جانبازی در راه‌ آرمان مقدس است و مقصود از بخش پیام نیز، رساندن و ابلاغ پیام انقلاب و بیان آرمان‎ها و اهداف آن است.
با بررسی قیام مقدس امام حسین(ع) این دو بخش کاملاً در آن به چشم می‎خورد؛ زیرا انقلاب امام حسین(ع) تا عصر عاشورا مظهر بخش اول، یعنی بخش خون و شهادت، بود و رهبری و پرچم‌داری نیز بر عهده‎ی خود ایشان قرار داشت، و پس از آن، بخش دوم به پرچم‎داری امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) آغازید با سخنان آتشین خود، که پیام انقلاب و شهادت سرخ آن حضرت و یارانش را به آگاهی افکار عمومی رسانیدند و طبل رسوایی حکومت پلید اموی را به صدا درآوردند.
با توجه به تبلیغات بسیار گسترده و دامنه‎داری که حکومت اموی از زمان معاویه ضد اهل‎بیت(ع) ـ به ویژه در منطقه‎ی شام ـ به راه انداخته بود، بی‎شک اگر بازماندگان امام حسین(ع)، یعنی زن و بچه‎های ایشان، به افشاگری و بیدارسازی نمی‎پرداختند، دشمنان اسلام و مزدوران قدرت‎های وقت، نهضت بزرگ و جاویدان آن حضرت را در طول تاریخ کم ‎ارزش و چهره‎ی آن را وارونه نشان می‎دادند؛ هم چنان که برخی در تهمتی درباره‎ی امام حسن(ع) گفتند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 8:41  توسط   | 

مطلب زیر از وب سایت http://www.porsojoo.com بدون هیچ گونه دخل و تصرفی آورده شده است. ضمن عذر خواهی به خاطر حجم بالا، بخش دوم این مطلب نیز ان شالله در ادامه خواهد آمد.

فصل اول: پیشینه و فلسفه‌ی عزاداری امام حسین علیه السلام

آیا این مطلب صحّت دارد که امام سجاد(ع) در عزای پدرش امام حسین(ع) خون گریه می‎کرد؟
‎ منظور از «خون گریه کردن» این است که عمق مصیبت و عزاداری امام سجاد(ع) بیان شود و در هر صورت، به چنین لفظی در منابع برخورد نکردیم. اگر چه یکی از القاب آن حضرت «بکّاء» بود؛ البته خون دل خوردن حضرت از فراق پدرش امام حسین می‎تواند توجیه‎گر این اصطلاح باشد.
در زیارت ناحیه‎ ی مقدسه ‎ی منسوب به امام عصر(ع) نیز نزدیک به این معنا دیده می‎شود که حضرت فرموده باشد: «به قدری بر تو گریه می‎کنم که اگر اشکم تمام شد، به جای اشک از چشمانم خون جاری شود.»

امام سجاد(ع) ـ فرزند امام حسین(ع) ـ یکی از حاضران و ناظران صحنه‎ی خونین کربلا در سال 61 هجری بودند. از نزدیک شهادت پدر بزرگوارش، عموی عزیزش حضرت عباس و برادرانش علی‎اکبر و علی‎اصغر(ع) و شهادت تمام یاران امام و برخی از صحابه‌ی رسول خدا و بنی‎هاشم را در کربلا مشاهده نمود و عمق فاجعه‎ی دردناک این حادثه و هتک حرمت اهل‎البیت‎(ع) و اسارت آن‎ها را به خوبی درک کرد، و هر انسانی به جای او بود از شدت غم و اندوه، قالب تهی می‎کرد. امام سجاد(ع) ندای «هل من ناصر ینصرنی» پدرش را می‎شنید و با آن‎که از شدّت بیماری، در بستر افتاده بود، می‎خواست به سوی میدان برود که امام حسین(ع) به خواهرش ام‎ّکلثوم فرمود: «او را نگاه دار، که از نسل پیامبر در زمین باقی بماند.»[1]

امام زین العابدین(ع) به همراه عمّه‎های خود و خواهران و سایر اسیران بنی‎هاشم و غیر آن‎ها، به اسارت برده شد و فشارهای روحی و روانی سختی را متحمّل گردید و در عین حال برای ابلاغ پیام سیدالشهدا(ع) خطبه‎ها ایراد فرمود و در این کار، با موفقیت کامل و پیروزمندانه بر دشمنان و بنی‎امیه فائق آمد و همراه عمه‎اش زینب، انقلاب دیگری در اجتماع آن روز و جامعه غفلت زده اسلامی به پا کردند.

امام(ع) با به یاد آوردن حادثه‎ی عاشورا و خاطرات پدر و یاران و برادرانش گریه می‎کرد و اساساً، چنان که اخبار صحیح گزارش می‎دهند، آسمانها [2]و زمین[3] و حیوانات وحشی و جمادات و نباتات و مجردات، اعم از جنیان [4]و پریان[5] (ملائکه)، در عزای سالار شهیدان(ع) گریستند و مدت‎ها ماتم آن‎ها ادامه داشت. این اخبار از طریق علمای عامه نیز نقل شده است و از لحاظ تکوینی صحیح می‎باشد و هیچ خدشه‎ای بر آن‎ها وارد نیست؛ چرا که بر اساس احادیث فراوانی، امام حجّت خدا است و تمام موجودات، در تکوین وجودشان به وجود او وابسته است و در حقیقت برقراری آسمان‎ها و زمین و حیات موجودات و استمرار آن، از وجود امام و حجت الهی سرچشمه می‎گیرد و سلسله حیات در هستی، متعلق و مشروط به وجود آن‎ها است.[6] پس در این اندیشه اصیل، جای هیچ تردید نیست که مخلوقات هستی در فقدان حجت الهی...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 6:59  توسط   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 6:48  توسط   |