میخواهم از نقطه ای از این ایران صحبت کنم که شاید به فراموشی سپرده شده باشد !
این نقطه پر است از انسانهایی که میتوانستند آینده سازان این ایران باشند ، میتوانستند ابن سینا ، زکریای رازی ، امیر کبیر و یا پوریای ولی باشند ، میتوانستند برافرازنده پرچم ایران باشند ، میتوانستند افتخار ایران و ایرانی باشند ، اما...
اما اکنون در این نقطه از این ایران گرد هم جمع شده اند و نه به اقتضای سن و گناه کبیره اشان که به دلیل غفلت و کم کاری منو تو تقاص شرایطشان را میدهند.
تقاص منو تو که وقتی میتوانستیم جلوی مواد مخدر را بگیریم ، نگرفتیم.
تقاص گناه منو تو که وقتی میتوانستیم آنها را غرق محبت کنیم ، نکردیم.
تقاص گناه منو تو که وقتی میتوانستیم کمکشان کنیم تا مجبور نباشند با سن کمشان کار کنند ، نکردیم.
تقاص گناه منو تو که وقتی میتوانستیم، غرق دنیای کوچک خودمان بودیم و آنها را فراموش کردیم.
حال این کودکان معصوم زیر 18 سال در این نقطه از این ایران یعنی کانون اصلاح و تربیت تقاص کم کاری منو تو را میدهند.
منو تو کم کار بودیم و غافل چون من، من بودم و تو، تو.
اما اکنون وقت آن رسیده که بدور از تمام منیت ها و دنیازدگی ها دست در دست هم نهیم ، ما شویم و دست این کودکان را به گرمی دست رهاشده از منیت بفشاریم.
وعده ما ظهر تاسوعا و اربعین کانون اصلاح و تربیت