بعضی وقت ها نوشتن خیلی سخت می شود ،مخصوصا وقتی در مورد چیزی می نویسی که خود طعم آن را نچشیده ای. من که نه مقتول بوده ام ، نه قاتل نه اولیاء دم . به تحقیق می دانم که باید برای نبودن هر سه تلاش کرد . مقتول که می رود ، اولیاء دم می مانند و دو عذاب ، یکی قبول مرگ فرزندشان، دومی قبول مرگ قاتل فرزندشان . اما قاتل می ماند و یک عذاب و آن هم تمام روزهای پیش رو تا وقت اجرای حکم . آنچه در زیر می نویسم حاصل لحظاتی است که تمام فکرم را بدون ذره ای ترحم متمرکز احساسات قاتل و اولیاء دم کردم .
ادامه مطلب
