تبليغاتX
طفلان مسلم

طفلان مسلم

بارها گفتن و شنيدن و انديشيدن و جلسه و بحث و بررسي كه اهداف طرح چيست و چه مي خواهيم از طرح طفلان مسلم

بارها دور هم جمع شديم، طرح داديم، برنامه ريختيم،‌با اين فرض اصل كه اهدافمان فرهنگي ست، كه هدف بچه آزاد كردن نيست، كه حتي اگر تمام بچه هاي كانون را هم آزاد كنيم ، باز هم بعدي ها سريع تر از قبل مي آيند، و بعدش هم مانده ايم كه با آنچه از پس زمينه ي كانون مي بينيم،‌چه مي توان كرد

و صدها سوال...، جواب صدها سوال كه اين پس زمينه را مي سازد!

چگونه در يك بازداشت، حكم سرقت بيش از سي گوشي موبايل  يا چندين موتور،‌ در عرض مدتي كوتاه مثلا يك يا دوماه ، بر پرونده ي نوجواني نقش بسته؟ چگونه مي شود شخصي در مدتي كوتاه به ناگاه موبايل دزد حرفه اي شده باشد؟

چرا آنچه ما ديديم عموماً‌ نوجوانان مظلوم شهرستاني اند، با حكم هاي سبك و سنگين!، چرا در ميانشان حرفه اي ها و ‌مايه دارها كمتر ديده مي شود؟ ‌چرا اين اصطلاح باب است كه كسي كه كس و كاري داشته باشد،‌اينجا نمي ماند؟

چرا وقتي پولي باشد كه به حساب سازمان زندان ها واريز شود،‌ به ناگاه حكم ها تغيير مي كند؟

داستان رايجي كه از ش.ك.ن.ج.ه   ك.ل.ا.ن.ت.ر.ي ها از اكثر بچه هاي كانون و حتي مددكارها، به روشني مي شنويم، چرا عادي شده؟ چرا بودنش به همان راحتي كه در ميان عموم انكار مي شود، به همان راحتي در محافل مرتبط (مددكاران، وكلا،‌ دانشگاهيان) بيان شده و ناديده گرفته مي شود؟ به راحتي مي گويند: همه مي دانند اما كاري نمي شود كرد

نام اين پديده را چه مي توان گذاشت؟: دو نوجوان به دعوت يك حرفه اي دست به سرقتي مي زنند و نگهبان را دست و پا مي بندند و سر بريدنش را به نظاره مي نشينند

 چرا مسئولين كانون از طرف مسئولين سازمان زندان ها براي آزاد شدن هرچه بيشتر نوجوان تشويق مي شوند و اين تشويق و توجه صرفا بر كميت تعداد آزاد شده هاست،‌ نه نحوه ي آزادي، ‌نحوه ي اصلاح و تربيت صورت گرفته و نحوه ي مراقبت بعد از خروج؟

چرا با وجود اين همه تحقيقات و پروژه هاي دانشگاهي و فارغ التحصيلان پرشمار در زمينه ي علوم اجتماعي، مددكاري، روانشناسي، حقوق و ساير حوزه هاي مرتبط علوم انساني، شمار معضلات كودكان رو به افزايش است و طرح هاي تاثير گذار دانشگاهي طراحي و اجرا نمي شود؟

بحث و بررسي و پيشنهاد و جلسه ...،‌ نظر دوستان برپايي يك سمينار بود با موضوع حقوق كودكان كه وقتي پخته تر شد و گروهي تشكيل شد براي پيگيري كارها، بنا شد سميناري با عنوان كلي معضلات كودكان تشكيل شود. فراخوان مقاله و طرح پرسش توسط دانشجويان و اساتيد و در نهايت دعوت از و مسئولين براي پاسخگويي و انجام اقدامات مناسب.

گروهي تشكيل شد، ‌دعوت از اساتيد مختلف و مسئولين دانشگاهها براي همكاري انجام شد

شروع طرح بازخوردهاي قابل توجهي داشت و از طرف اساتيد و اساتيد هيئت علمي مورد توجه قرار گرفت و قول همكاري داده شد

اما در ادامه كم كم سست شديم، وقتي تنهايي ها بهانه گيرمان كرد در ايام امتحان و گرفتاري و سيل نمي شود ها

 

ماند تا شايد زماني ديگر

هرچند زهرا افتخارزاده ي عزيز سميناري با اهداف مشابه از طرف دانشجويان دانشكده داروسازي دانشگاه تهران برگزار كرد كه الحق و الانصاف كار بزرگي بود: "بخاطر عروسك هاي تو"

 

 

موازي با اين نگرش، هدف و دغدغه ي ديگري هم هميشه همراستا با اين طرح همراهمان بود، از همان زمان كه خطبه امام حسين را خوانديم

اينكه مي شود روزي ، ما و همه ي مردم جديدتر از آنچه هرساله راجع به امام حسين خوانديم و شنيديم، بدانيم و بشنويم؟

آيا مي توان درباب چه بايد كرد اين همه معضلات و گرفتاري ها، چاره اي در عاشورا و آزادگي بيابيم؟

آيا حسين (ع) تنها، نواده اي از پيامبر بود كه براي بازپس گرفتن حق خلافت منصوبي اش به پاخاست و پيروي از او تنها در صبر در سرنگوني حكومت ها معني پيدا مي كند؟

آيا مفاهيمي چون بي تفاوتي مردمان نسبت به حال همديگر،‌ بحث حاجت، ‌شفاعت، انتخاب و...، مابه ازايي در واقعه ي عاشورا و جايي براي بحث و سوال جواب پيرامون مفاهيم عاشورايي ندارد؟

...

و وقتي انديشمند مثل آقاي امامي در طرح همراهمان شدند و سلسله مباحث نويني با محوريت موضوع انتخاب، در مورد جنبه هاي مختلف زندگي و مشكلات اين دوران، از دل درس هاي مكتب عاشورا بيرون كشيدند، و در سه سخنراني روزهاي همايش مطرح كردند، اميد و انگيزه مان به ادامه دادن اين راه صد چندان شد.

اينكه سميناري برپا شود، با سوالاتي به روز و سخنراناني صاحب انديشه ، تا جريان فكري جديدي در ميان مردم به وجود آيد ، جرياني از سر انديشه و تعالي يابنده با مشورت و انتخاب.

 

حالا مانده ايم با كم بودن ها، كه اگر چونان ابراهيم هركدام امتي بوديم،  يا حتي 100 نفر، يا حتي 10 تا، اين كار تا به اكنون كليد خورده و بود و چه بسا پيش از تاسوعا اجرا مي شد

اما كميم و كم مانديم، در انتظار روزي شايد!

شايد غيرت و همتي مضاعف كه زودتر برخيزيم

شايد ياراني عاشق و همراه و تازه نفس، كه آنان بياغازند

شايد ابراهيم واره اي توان مند كه برخيزد و ما به كمكش باشيم

شايدهاي تلنبار شده!

 

اگر هستيد و باشيم زودتر بهتر است كار شروع شود تا در اين فاصله ي مانده تا اربعين دو سمينار مردمي و دانشجويي برپا شود

پيشنهادهايمان را براي موضوعات و سوالات محوري، يا سخنراناني كه مثلا مدت هاست حرف هاي زيادي براي گفتن دارند اما مجال و اجازه اي نمي يابند مطرح كنيم

از سخنرانان انتخاب شده دعوت كنيم و موضاعات منتخبمان را پيشنهادي مطرح كنيم

و در نهايت فاز اجرايي را براي در اختيار گرفتن سالن آمفي تياتر در دانشگاه، و فرهنگسرا و تبليغات و اسم نويسي، شروع كنيم

 

زرين مينوسپهر عزيز مسئول بخش سمينارها شده كه همه ي كاسه كوزه ها را سر او بشكنيم، اگر در مورد طرح مطلب بيشتري خواستيد بدانيد، ‌تلفنش را پيدا كنيد!

 

يا همينجا بگوييد و بپرسيد...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 2:23  توسط معصومه حبیبیان  | 

علی.ع متولد ۱۳۶۷ ساکن شهریار ، نان آور خانه

وی به دلیل تصادف موتور با خانم مسنی که در نهایت منجر به فوت وی شد ،به مدت ۴ سال در زندان بود

که با گرفتن مرخصی جهت کار و جمع آوری دیه مدتی را در خارج از کانون سپری کرد . با گذشت چند

سال بر مبلغ دیه افزوده شد و در نهایت وی می بایست ۲۰۷۰۰۰۰۰ تومان جهت آزادی به خانواده شاکی

می پرداخت .

چند روز دنبال پول جور کردن برای آزادی علی ع بودیم. چیزی حدود 2 میلیون و نیم کم بود. آقای اکرمی 1 تومان جور کرد و آقای کریمی هم 1 تومان از خانم ملکوتی گرفتند و درواقع از حساب طفلان کم شد.  در نهایت در آخرین لحظات دیدیم که 700 تومان کم است که آقای اکرمی جور کرد و با پیک رساند.

کانون هم 1 تومان گذاشت کنار. خیرینی که قرار بود 800 تومان بیاورند 620 تومان آورده بودند که خوشبختانه خود علی  از منزل 200 تومان آورد و کل پول جور شد. علی مورد بسیار خوبی است و مشغول به کار است (انجام کارهای ساختمانی آرماتور بندی). 

برای معالجه پای پدرش  به مشکل بر خورده بودند که قرار شد با حمید عسگری تماس بگیرد تا مشکل حل بشود.

خدا را شکر خوب پیش رفت و علی  از کانون آزاد شد و ماه رمضان به همراه خانواده اش خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 1:36  توسط معصومه حبیبیان  |