تبليغاتX
طفلان مسلم

طفلان مسلم

- صبح که رسیدم داشتند صندلی ها را می چیدند. وحشت کرده بودم. اکبر که اومد دید زل زدم به صندلی های چیده شده. بهش گفتم اکبر این یه استادیومه !!! گفتیم ۳۰ ۴۰ تا صندلی نچینند. قرار بر هزار تا صندلی بود. خانم موسوی وقتی رسید گفت چند شبه از دلشوره خواب نداره. داشتیم کم کاری های خودمون را دوره می کردیم. یه گوشه سالن تنها نشسته بودم و دلشوره داشتم. بعد که خانم مینوسپهر (زرین) اومد بهش گفتم عظمت سالن وحشت زده ام کرده. اون هم گفت که ترس برش داشته. آبرو جمعیت و طرح طفلان به پر شدن این سالن هزار نفری بود که بارها به ما پیشنهاد شد نگیریمش و به همون ۲۰۰ نفره تاسوعا که جا کم آوردیم قانع باشیم. اولین تجربه بود در همچین مقیاسی. خلاصه این که لحظات سختی بود.

- ظهر گذشت. با همون دلشوره داشتم یادداشت برداری می کردم. البته دلشوره کم شده بود. سرم روی کاغذ هام بود. وقتی سرم را بالا کردم دیدم سالن نصفش پر شده. کم کم پر تر شد. جوری که اصلا خالی به نظر نمی رسید. کم کم حسم عوض شد. شاید مجموعه ۵ دقیقه هم ننشستیم هیچ کدوم. استرس بالا بود. بچه های انتظامات و تدارکات و روابط عمومی و ارتباط با خیرین کارشون را شروع کردند. کم کم دیدم که همه دارند تبریک می گن که سالن پر شده. در آخرین لحظات کنداکتور را نوشتم و تحویل دادم.

- از چندین خبرگزاری و نشریه اومده بودند گزارش. از جمله شبکه خبر و رادیو جوان. وقت مصاحبه نداشتم. زحمتش را بقیه کشیدند. در واقع کادر اجرایی هیچ کدوم وقت مصاحبه که هیچ کلا وقت حرف زدن و سر خاروندن نداشتند.

- داشتم لیست مددجوهایی که باید بروند روی سن را آماده می کردم. چون مسئول طرح (خانم حبیبیان) گفته بود شرح وضعیت ها را بدم به آقا شارمین، فهمیدم اسم دو نفر را تو لیست اکسلی که بررسی کامل شده از همون اول جا انداختم. دو دل بودم بگم بیان روی سن یا نه. اسم را گذاشتم تو لیست و گفتم هر چی قسمت باشه. یکی اشان مورد جالبی نبود و خطش زدیم. اون یکی اومد روی سن. نتیجه این که در جا آزاد شد. کسی که کامل اسمش فراموش شده بود و اتفاقی متوجهش شدم. آزاد شد. کسی خبر نداشت از این اشتباه من و این که با شک و دو دلی اسم مجتبی را برای اومدن روی سن رد کردم.

- حمید از وضعیت بدش گفت. حضار منقلب شدند. شارمین هم گریه اش گرفت که فقط چون من چشم تو چشمش بودم متوجه شدم. یک کیسه بین حضار گردونده شد. مدام کمک نقدی می رسید. حمید دیه بالایی داره. ۸۰ میلیون. بی گناه بی گناه. دختر بچه ای اومد و گردنبندش را اهدا کرد و راضی نشد پس بگیره. این دختر معجزه دیشب شد. همه سر غیرت اومدند. با کار یه دختر بچه ۱۰ ساله که با بغض گردنبند را هدیه داد.

- حلقه ازدواجی اهدا شد. صاحبش نمی خواست پس بگیره. یک نفر حلقه را ۱ میلیون تومان خرید. با پرس و جو فهمیدیم کار زوج جوانی بود که باهاشون دوست بودیم. غرق گریه بودند.

- مدام طلا و جواهر و یادداشت می رسید. من روی سن بودم و همه سالن را می دیدم. کسایی که غرق اشک بودند. جو عجیبی بود.

- دو تا ممدجو از گروه ویژه آوردند. یعنی پرسیدم چند تا اونجا داریم؟ گفتند دو تا. همون دو تا را آوردند و هر دو آزاد شدند. یکی اشان صاحب و جای اسکان شد.

- یه نفر به مجتبی یک ساعت مچی هدیه داد. عکاس ها عکس گرفتند.

- خانمی بهم یه حلقه داد و گفت تا نرفتم از سالن بیرون اعلام نکنید. من شوهرم جانبازه. دو تا دستش نداره. همیشه دلم می سوخت که اون حلقه نداره و من دارم... تو گلوم موند و رفتم جلو دوربین عکاسی.

اون قدر از آسمون داشت برکت می ریخت که همه تو شوک بودیم. می دیدم که بچه ها همدیگه را بغل می کنند و گریه می کنند. هنوز هم ادامه داره. هنوز هم داره خبرهای خوب می رسه. یه نفر امروز صبح رفت با شاکی حمید حرف زد و مبلغ از ۸۰ شد ۵۰.

...

- قرار شده برای اون دختر بچه تولد بگیریم. روز ۲۰ اسفند. در کانون. با حضور خیرین. یک گلریزان در یک روز جشن.

...

پ.ن: قبل همایش یک متن طولانی تو ذهنم آماده کرده بودم که بنویسم ولی بعد از  همایش همه چیز عوض شد. می خوام بگم که اگر کمک بچه ها نبود طرح به هیچ وجه جلو نمی رفت. خصوصا افرادی مثل خانم مینوسپهر و موسوی و شریفات و امیر زارعان ... همایش اگر برای خیلی ها همون یکی دو  روز کار مداوم بود، برای تعدادی از بچه ها دو ماه کار شبانه روزی بود.

خسته نباشند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 14:9  توسط علیرضا کریمی  | 

فردا یکشنبه مترو علم و صنعت

فرهنگسرای دختران

غرفه های جمعیت امام علی (ع) و طفلان

وعده ما 

دوشنبه ۲۸ بهمن

 مصادف با اربعین حسینی

کانون اصلاح و تربیت تهران

ساعت ۱۵

آدرس: تهران- انتهای بلوار آیت الله کاشانی- شهر زیبا- خیابان کانون- کانون اصلاح و تربیت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 10:12  توسط علیرضا کریمی  | 

سلام دوستان

لطفا وبلاگ نویس ها لوگو طرح طفلان را در وبلاگشون قرار دهند

برای دریافت کدها به اینجا مراجعه کنید.

با تشکر

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 10:47  توسط علیرضا کریمی  | 

جمعيت دانشجويي امام علي (ع) همانطور كه در ماه مبارك رمضان به رسم مولاي شيعيان آيين كوچه گردان عاشق را بنا نهاد، در تاسوعاي حسيني به رسم سرور و سالار شهيدان، امام حسين (ع) كه براي اقامه ي قسط و عدل و ياري مظلومان به پاخاست، اقدام به برپایی طرحی با عنوان " طرح طفلان مسلم" نمود. این طرح با هدف بررسی و رفع معضلات اجتماعی کودکان در جامعه برگزار شد و برای اولین سال بر روی کودکان کانون اصلاح و تربیت متمرکز گردید، اعضای جمعیت ، بعد از مراجعاتی که به کانون اصلاح و تربیت استان تهران داشتند، با جوی برخلاف آنچه در جامعه از شنیدن نام زندانی های کانون اصلاح و تربیت بر ذهن ها نقش می بندد ، مواجه شدند . کودکان و نوجوانان مظلومی که عمدتا از شهر یا روستایشان برای کار مهاجرت کردند و در غربت و بی کسی ، به دلیل لحظه ای اشتباه به زندان افتاده اند. بعد از مطالعه ی پرونده ها و بررسی وضعیت عده ای از مددجویان و آشنایی با خانواده های آنان ، چند تن از مددجویان انتخاب شدند و تصمیم بر آن شد تا در فاصله ی تاسوعا تا اربعین حسینی برای آزاد سازی این کودکان تلاش شود، از اهداف مهم جمعيت امام علي(ع) در اين طرح اين است كه خيريني كه باني آزادي هر يك از مددجويان كانون اصلاح و تربيت مي شوند، مسئوليت پس از آزادي آنان را نيز تا زماني كه مددجو نيازمند كمكهاي مادي و معنوي است، بر عهده گيرند تا از باز گشت دوباره ي اين نوجوانان به چنين مكان هايي جلوگيري شود.

یکی از برنامه های اجرایی طرح طفلان مسلم تلاش برای آزادسازی کودکان زندانی که به نوعی قربانی معزلات جامعه شده اند و نیز حمایت پس از آزادی این افراد است.

در چند نوبت مراجعه به کانون و کمک گرفتن از منابع مختلف و لیست مددجوها تعدای مددجو جهت تحقیق انتخاب شدند. در مرحله بعد پرونده مددجو به طور کامل مطالعه شده و با خود فرد نیز مصاحبه صورت گرفت. در مرحله نهایی گروه شناسایی خانواده مددجو را نیز مورد شناسایی قرار داد.

بخشی ای از نتایج به شرح زیر است که هنوز هم روند تحقیقات ادامه دارد.

 1-      م.ز

17 ساله

 جرمش درگیری با فروشنده موتوری که پول موتور (دعوا سر 100 هزار تومان بوده) را گرفته ولی موتور را تحویل نداده است. در ابتدا فروشنده در حالت مست حمله می کند. سپس مددجو برای دفاع از خود با چاقویی که گویا از آن شاکی بوده به او ضربه وارد می کند. برای این مددجو میزان 20 میلیون دیه تعیین شده که گویا  شلکی با 15 میلیون راضی می شود.

2-      م.گ

17 ساله

وضعیت خانوادگی سطح پایینی دارد. 1 خواهر دانشجو و 1 برادر سرباز و 2 برادر محصل هستند. پدر نگهبان و مادر (45 ساله) خانه دار است. مددجو قبل از بازداشت محصل بوده است. متولد خوزستان که در شهریار زندگی می کند. مددجو با یک پیرمرد 55 ساله با موتور تصادف می کند که خودش هم در این تصادف، مصدوم می شود و مدتی را در بیمارستان  می گذراند. شاکی مبلغی را به عنوان از کارافتادگی می خواهد. مددجو در کانون در کارگاه برق مشغول به فعالیت است و وضعیت خوبی دارد. در کانون حاضر به تحصیل نیست.

3-      ع.ا

17 ساله

فرزند طلاق. خواهر گرفتار اعتیاد است و شوهر خواهر هم اهل خلاف و حمل مواد مخدر. مددجو مورد تنبیه شدید بدنی قرار می گرفته و تجربه فرار از منزل را نیز دارد. یک سال قبل با وارد کردن چاقو (در حال چاقو فروشی بوده) به پهلوی شاکی موجب آسیب دیدگی کلیه شده که البته مددجو اظهار می دارد که شاید در اثر مصرف مواد بدون آگاهی این کار را انجام داده است. مبلغ دیه 4/13 میلیون تومان می باشد.

4-    م.خ

16 ساله

دعوای منجر به آسیب دیدگی که ملزم به دیه 20 میلیون تومان شده است.

5-    ر.ت

17 ساله

با موتور بدون گواهی نامه با عابر پیاده (پیرمرد) تصادف کرده و از ناحیه دست و پا موجب شکستگی و آسیب شده.  شاکی از کار افتادگی می خواهد و وضعیت مددجو بلاتکلیف است.

6-    ح.غ

17 ساله

در یک میوه فروشی شاگرد بود و کمک خرج خانواده. درآمد خانواده 180 هزار تومان در ماه. در میوه فروشی روزی 6 هزار تومان درآمد داشته.

در راه برگشت از سر کار با یک خانم 65 ساله تصادف کرده منجر به قطع عضو (ضایعه نخاعی) شده است و دیه 80 میلیون است و 1 سال حبس تعزیری

در کانون معرق کاری می کند و در باشگاه هم فعالیت دارد. هوش موتسط، سابقه اقدام به خودکشی. در این مدت دچار افسردگی شدید شده است (مشکل خواب دارد).

وضعیت معیشتی مددجو بسیار وخیم است.

7-    ر.ح

17 ساله

هنگام رانندگی با لودر با دوستش بوده که دوستش از موتور پرت می شود و فوت می کند. مادر متوفی شاکی است و صاحب کار مددجو  که کار غیر قانونی می کرده (اجازه رانندگی بدون گواهی نامه با لودر به مددجو) با سند آزاد شده است. مددجو  به علت نداشتن کارت اقامت و گواهی نامه مقصر اصلی است . شاکی در خواست دیه کرده (40میلیون تومان) ممکن است به 25 میلیون رضایت دهد . پدر بی کار است . مددجو 7 ماه است که در کانون است.

درآمد مددجو 400 هزار تومان

8-    م.پ

17 ساله

زندگی با دوستان (به دلیل فوت پدر و مادر)

به دلیل نداشتن جا و مکان پس از فوت والدین با دوستانش زندگی می کند که برای فراهم کردن درآمد  گاوصندوق را به همراه دوستانش می دزد که گاوصندوق را پس داده ولی شاکی مدعی است که ضبط صوت هم گم شده. 2 دوست دیگر به جرم سرقت 150 هزار تومان دستگیر شدند ولی بقیه ی دزدی ها گردن مددجو  افتاد.

 9-    پ.ر

17 ساله

مادر و خواهر 5 ساله اش در کرمانشاه زندگی می کنند.(از طریق پدر بزرگ تامین می شوند) و خودش به همراه پدرش حدود 3 سال است که در تهران مشغول به کار هستند.

پدر 300 گوسفند را به 3 مال خر داده و صاحب گوسفندها متوجه می شود و شکایت می کند و پ.ر را به دلیل زندگی با پدر دستگیر می کنند. پدرش در حال حاضر در زندان است و هیچ علاقه ای به پیگیری وضعیت پسرش ندارد.

با پدرش رابطه بدی دارد و از کارهای پدرش ناراحت است. خود را بی گناه می داند.

علاقه مند به درس خواندن است.

قبلا در تهران کلاس کامپیوتر می رفته و حقوق هم می گرفته.  پدرش معتاد به تریاک است  مددجو  اول دبیرستان است و علاقه مند به ادامه تحصیل در رشته علوم انسانی است (بسیار مستعد).

شهریار نگهبان و چوپان بوده است.

10-  ف.ح

16 ساله

تصادف با موتور (رفته بود نان بگیرد) با یک پسر بچه 16 ساله (در کماست). خود مددجو هم ضربه ای به سرش خورده است و تعادل روحی اش به هم خورده است.

11-  ح.ا

16 ساله

پدرش جانباز است و مشکل سلامتی دارد. و هر ماه مدتی در بیمارستان ساسان می بستری است و بی کار است.

در راه برگشت از خانه پسرعمو با یک پیر مرد (در ماه ذیحجه) تصادف می کند. مددجو قبل از تصادف کمک خرج خانواده بوده و خانواده توان پرداخت دیه را ندارد. مبلغ دیه 53 میلیون تومان برآورد شده است.

 12- ح.ح

16 ساله

روز حادثه دختر همسایه را که 9 ساله بوده سوار می کند تا به جایی برساند (به درخواست مادر دختر) ولی در راه با یک پراید تصادف می کند و در نهایت منجر به قطع پای دختر (از زانو) می شود . دیه 4/16 میلیون است که البته خانواده شاکی درصورت تهیه پای مصنوعی رضایت می دهد و این پول را هم برای خرید پای مصنوعی می خواهند.

13- ی.ع

16 ساله

با هم جرمش با تعدادی جوان درگیر شده که سر یکی از آن ها شکسته است.

م.ر

15 ساله

جرم : سرقت

14- ح.ی

تصادف با موتور که منجر به صدمات و دیه 5 میلیون تومان شده است.

15- ح.ن

15 ساله

در اتوبان همت با یک زد تصادف می کند. پای شاکی شکسته است.

16- م.ح

16 ساله

کشف مواد مخدر که داخل لباس تنش که مال پسرخاله اش بوده جاسازی شده بود (کراک). درآمد خانواده از مددجو تامین می شده است.

17- م.ع

15 ساله

با موتور برادرش با مردی تصادف کرده و کتف وی شکسته است.

 18- م.ر

تصادف منجر به ایراد صدمه

تجربه فرار از منزل. ترک تحصیل. قبلا به دلیل تصادف در کانون بوده که با وثیقه شوهرخاله آزاد شده . پدرش تمایل داشته که به کانون بر گردد. ارتباط نامناسب با اعضاء خانواده. هوش پایین تر از سطح متوسط.

 شغل، جمع اوری ضایعات با کمک برادر و پدرش

19- خ.ع

18 ساله

شغل،کارگر ساختمانی

در سال سوم راهنمایی مردود شده و ترک تحصیل کرده و علتش را مشکلات خانوادگی می داند.

در شب حادثه با مقتول درگیر شده و مقتول که معتاد به کراک است به پدر خسرو توهین کرده و به همراه دوستانش او را تحریک به ضربه زدن با چاقو کرده که خسرو به وی با چاقو میوه خوری ضربه زده است که فرد هنگام رسیدن به بیمارستان فوت کرده. شب ها مشکل خواب دارد.

در کانون عضو شورای شهر است.

خانواده اش هر هفته به ملاقاتش می آیند.

خانواده شاکی به قصاص اصرار دارد.

20- ب.ق

17 ساله

زندگی با پدر و مادر (1 خواهر و 1 برادر). دارای خانواده سالم. 15 سال است که از میانه به تهران آمده اند

ساعت 21 از سر کار (خیاطی) بر می­گشته که با 3 زورگیر مواجه شده است. البته قبل از آن شب هم، همین 3 نفر زورگیر باز هم مزاحمش شده بودند و از مددجو اخاذی کرده بودند. بعد از مواجهه با آن 3 زورگیر که حدودا 21 ساله بودند و مددجو در آن زمان 13 ساله بوده درگیر شده و سعی کرده که از خود دفاع کند و با تیغ خیاطی که برای تیز کردن به همراه داشته به یکی از زورگیرها ضربه می زند و خود در اثر دعوا بیهوش می شود. بعد از مدتی که به هوش می آید به منزل می رود و استراحت می کند تا این که ساعت 12 شب بدون اینکه از ماجرا اطلاع داشته باشد (به ضربه ای با تیغ به فرد زده) او را دستگیر کرده و به پاسگاه می برند.- شاکی یکی از زورگیرهاست که با پیگیری خانواده مددجو به 10 الی 12 میلیون راضی خواهد شد. صدمه وارده بر مضروب باعث شده که 80 درصد از بینایی اش را از دست بدهد (چشم راست).  از 14 سالگی وارد گروه ویژه شده و بعد از 2 سال انتظار برای حکم دادگاه وارد بخش اصلی شده است.

 وضعیت خانواده: پدر یک بارکش در میدان تره بار است و در منزل که همه ی اعضا فامیل در آن شریک هستند سکونت دارد. درآمد خانواده حدودا 160 هزار تومان در ماه است و پدر خانواده به دلیل درد شدید کمر بر اثر فعالیت زیاد کمی تریاک مصرف می کند.

21- م.گ

20 ساله

تصادف در نیمه شب با موتور با فردی میان سال  که منجر به فوت وی شده است. بعد از تصادف هوشیاری کامل نداشته، به دلیل شب کاری قرص ضد خواب می خورده. دیه کامل یک فرد (40 میلیون تومان) لازم است که البته کانون نیز در تامین بخشی از دیه همکاری خواهد نمود.

مددجو در شرف انتقال به زندان بزرگسال است.

22-ح.آ

18 ساله

ح.آ چند سال است که در خیابان زندگی می کند و کارتون خواب است. پیرمردی که نگهبان یک ساختمان بوده به او اجازه می دهد که شب ها با او بخوابد، ظاهرا مشروب مصرف می کرده که یک بار می خواسته به ح.آ مشروب بدهد و وی  قبول نمی کند و درگیر می شوند و خودش معتقد است ضد و خوردی با او نداشته اما ظاهرا راست نمی گوید. این درگیری منجر به قتل پیرمرد می شود. پسر پیرمرد شاکی پرونده است و گفته اگر 40 میلیون دیه را بدهد رضایت می دهد. پدر و مادر و برادرها هیچ کدام از اعضا خانواده از این ماجرا مطلع نیستند و خبر ندارند که او مرتکب قتل شده و زندانی است.

مددجو در حال حاضر به بزرگسال منتقل شده است. شاید هنوز دیر نشده باشد...

و یاری کنیم که برای بقیه نیز دیر نشود ...

وعده ما:

همایش ثانویه

زمان: اربعین حسینی، ساعت ۱۵

مکان : تهران-انتهای بلوار آیت الله کاشانی- شهر زیبا- کانون اصلاح و تربیت

تلفن دفتر ستاد : ۵۵۱۵۴۱۶۵ (خانه ایرانی)

تلفن رابط اجرایی طرح : ۰۹۱۲۳۱۶۵۰۴۵ (علیرضا کریمی)

آدرس سایت : http://teflane-moslem.com

 

 شماره حساب اختصاصی طرح (جدید):

۱۴۰۷۹۵۲۱۶۲

بانک ملت

حساب جام

به نام جمعیت امام علی (ع)

 پ.ن ۱: انشالله سه شنبه این هفته یکی از مددجوها (ع.م) با مبلغی که یکی از خیرین تقبل کردند آزاد خواهد شد.

پ.ن ۲: سال گذشته در مراسم اربعین م.ش بعد از سه سال سپری کردن در کانون آزاد شد. همچنین خرداد ماه سال ۸۶ م.خ بعد از گذر چند ماه و نیز در شب ماه رمضان ع.ع پس از گذران چند سال از زندان آزاد شدند. ع.ع در هفته آینده به سربازی خواهد رفت. او به محض خروج از کانون مشغول به کار شد. م.ش پس از یک سال ارتباط خودش را با جمعیت امام علی (ع) حفظ نموده و مشغول به کار است.

پ.ن ۳: در سال نخست طرح م.ن در راستا پرداخت مبلغ دیه از اعدام نجات پیدا کرد و هم اکنون با این که هنوز هم در حبس به سر می برد ولی با جمعیت همکاری دارد. س.ح.ح نیز پس از آزادی برای مدتی تحت حمایت جمعیت قرار گرفت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 23:39  توسط علیرضا کریمی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 14:52  توسط علیرضا کریمی  | 

نقش خانواده در بزهکاری نوجوانان:

 1 ـ نداشتن‌ سرپرست‌ و جدا بودن‌ پدر و مادر از يكديگر 2 ـ ناهنجاريهای‌ خانوادگی‌ و وجود اختلاف‌ بين‌ پدر و مادر 3 ـ عدم‌ توجه‌ به‌ تربيت‌ فرزندان‌ و فقدان‌ راهنمايي‌ لازم‌ به‌ آن‌ 4 ـ سخت‌گيری پدر و مادر و بدرفتاری‌ آنان‌ با فرزندان‌ خود 5 ـ ظلم‌ و ستم‌ نا پدری‌ يا نامادری‌

علل‌ و عوامل‌ موثر در برهكاری :

 علت‌ بروز بزهكاری‌ معمولاً علت‌ واحدی‌ نيست‌ بلكه‌ هميشه‌ چندين‌ علت‌ دست‌ به‌ دست‌ يكديگر داده‌ و باعث‌ بروز بزه‌ در افراد می‌ گردند. اينك‌ علل‌ مهمی را كه‌ می ‌توان‌ نسبت‌ به‌ ساير عوامل‌ اساسی ‌تر تشخيص‌ داد در زير اشاره‌ می ‌نمايیم‌.

عوامل‌ اجتماعی‌: جامعه‌ شناسان‌ به‌ عوامل‌ مستقيم‌ و غير مستقيم‌ محيط‌ و تراكم‌ جمعيت‌، وضع‌ سكونت‌، آلودگی هوا و غيره‌ توجه‌ كرده‌اند. نقش‌ شرايط‌ اجتماعی‌ و تعارضاتی كه‌ در چهارچوب‌ آن‌ به‌ وقوع‌ می ‌پيوندد، انكارناپذير است‌. مع‌ ذلك‌ نه‌ می توان‌ بزهكاری‌ را تنها بر اساس‌ عوامل‌ اجتماعی بررسی‌ كرد و نه‌ يافته‌های‌ مستقل‌ اين‌ زمينه‌ قبلی‌ همواره‌ هماهنگ‌ است‌. بررسيی ها نشان‌ می‌ دهد وقتی كه‌ در جامعه‌ای‌ ثبات‌ و پايداری‌ اجتماعی و جود نداشته‌ باشد، جامعه‌ در شرايط‌ دشواری چون‌ شورش‌، جنگ‌ يا انقلاب‌ باشد و يا پاره‌ ای‌ شرايط‌ غير عادی و ناسازگاری‌ عمومی‌ در جامعه‌ رواج‌ داشته‌ باشد، ميزان‌ بزهكاری رو به‌ افزايش‌ می ‌گذارد. و به‌ عكس‌، هر قدر جامعه‌ به‌ سوی‌ پايداری‌ سوق‌ داده‌ شود، ميزان‌ بزهكاری‌ كاهش‌ می يابد. طبقه‌ اقتصادی‌: فقر يكی‌ از عوامل‌ مهم‌ از انواع‌ انحرافات‌ از جمله‌ دزدی‌ و انحراف‌ جنسی در مردم‌، به‌ ويژه‌ اطفال‌ و نوجوانان‌ است‌. فقر بی ‌گمان‌ به‌ وجود آورنده‌ سختی ها و ناملايماتی‌ است‌ كه‌ اگر نتوان‌ با آنها مبارزه‌ كرد، خواه‌ ناخواه‌ انسان‌ را به‌ زانو در می آورد. بيشتر محروميتها و برآورده‌ نشدن‌ تمايلات‌ كه‌ موجب‌ عدم‌ اطمينان‌ اجتماعی‌ می شود، ناشی‌ از عامل‌ فقر است‌ و نمی توان‌ آن‌ را ناديده‌ گرفت‌. بيكاری‌، كمبود مواد غذايی و پوشاكی‌، بی سوادی‌ و عقب‌ افتادگی‌، جهل‌ و خرافات‌، عدم‌ بهداشت‌ كافی‌ و انواع‌ بيماريهای‌ روحی‌ و جسمی و حتی‌ در سطح‌ جهانی‌، جنگها و خونريزيها، ريشه‌ در نيازهای‌ مادی‌ و ترس‌ از فقر دارد. فقدان‌ مسكن‌، زندگی در زاغه‌ها، سوء تغذيه‌ و بهداشت‌ ناكافی‌ نيز كه‌ با فقر، ارتباط‌ دارند. از عوامل‌ مهم‌ بزهكاری به‌ شمار می ‌آيند.

روابط‌ والدين‌ و نوجوان‌:

احتمال‌ می رود مهم‌ترين‌ عامل‌ مؤثر در بزهكاری‌، روش‌ تربيتی‌ نارس‌ يا اختلال‌ در شبكه‌ ارتباطی‌ خانواده‌ باشد. تقريباً تمام‌ پژوهشها نشان‌ داده‌اند. والدين‌ كه‌ با كودكان‌ خود مهربان‌ نيستند بيشتر احتمال‌ دارد كه‌ فرزندانی‌ بزهكار داشته‌ باشند. افزايش‌ احتمال‌ بزهكاری در خانواده‌هايی‌ وجود دارد كه‌ : 1 ـ والدين‌ از روشهای انضباطی‌ بسيار سخت‌ گيرانه‌ يا بسيار بی ‌بند و بار و فريبنده‌ استفاده‌ می ‌كنند. 2 ـ شيوه‌ انضباطی‌ به‌ جای‌ آنكه‌ مبتنی‌ بر استدلال‌ باشند مبتنی‌ بر تنبيه‌ بدنی است‌. 3 ـ والدين‌ نسبت‌ به‌ فرزندان‌ خود به‌ جای آنكه‌ گرم‌ و صميمی و عاطفی‌ باشند، بی ‌توجه‌، غافل‌ و تمسخر كننده‌ هستند

در قسمت هایی که بلد شده اند ، خواستم نقش اجتماع را در این موضوع روشن تر کرده باشم  همین طور که مشاهده شد اینها بخشی از عوامل موثر در بزهاری نوجوانان یم باشد که طبق بررسی ها و آماری که در نتیجه مطالعات پرونده های کانون اصلاح و تربیت به عمل آوردیم  ، شاهد نقش داشتن این عوامل به صورتی خلی ویم تر بودیم به عنوان مثال سابقه اعتیاد در خانواده ، یا اصلا فقدان پدر و مادر و ...


دوستان لطفا در جهت برگزایر سمینار کمک کنید ، موضوع بدهید و اشخاص مورد نظرتان را معرفی کنید ، به شدت به کمکتان نیازمندم .

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 19:18  توسط زرین مینوسپهر  |