وضعش خوبه خدا را شکر.
پ.ن : تقریبا هر روز به خاطر مطلب چهلچراغ و همین طور وبلاگ نویس ها تلفن خور دارم. تا ببینیم در آینده چه پیش بیاد و خدا چی بخواد.
وضعش خوبه خدا را شکر.
پ.ن : تقریبا هر روز به خاطر مطلب چهلچراغ و همین طور وبلاگ نویس ها تلفن خور دارم. تا ببینیم در آینده چه پیش بیاد و خدا چی بخواد.
توزیع هزارسی دی مداحی در بین رانندگان تاکسی
هر کدوم تو ماشین برای ۱۰۰ ها مسافر بگذارند. می شه ۱۰۰ ها هزار نفر. بفرمایید شما چه کار کردید؟ با خود اعضا طرح هستم که حتی زحمت دعوت نامه بردن و رساندن را هم نمی کشند. حتی گاهی زحمت حضور در مراسم را هم نمی کشند.
ادعای زیادی چیز بدیه.
و این که هنوز هم ملت می رن ضریح خالی را زیارت کنند با نه.
از این گزارش می شه حدس زد که هنوز هست.
این هم تصویر زیارت ضریح خالی !!!
مراسم طفلان مسلم دیروز برگزار شد. متفاوت از پارسال.
سالن پر شد. تا جایی که جا بود هم صندلی اضافی آوردیم. باز هم بچه های خودمون همه ایستاده بودند تا جا برای بقیه باشه.
حضور مردم خوب بود. برعکس پارسال که ۷۰ درصد سالن را می شناختم، امسال ۸۰ درصد را نمی شناختم. مراسم اربعین را در یک سالن بزرگ تر خواهیم گرفت.
البته خستگی وقتی از تنمون بیرون می ره که خسرو از پای چوبه دار بیاد پایین و حمید و بهروز برگردند خونه ها شون و ...
و البته آزادی مصطفی ...
که این ها پول می خواد و کمک مردمی را.
سلام
شاید حرف هایی که می نویسم همه از روی احساسات باشد اما این احساسات از تجربه آمده است.
تا حالا شده کودکی رو ببینی که محل زندگی و بازیش آشغالدونیه؟ شده ببینی که وقتی یه آدم بی سر و پا مثل من میره خونشون که با دیدن حقیقت زندگی باز قصد کند وکاش زندگی نکبتبار این بچه رو داشته باشه؟ تا حالا شده برای اینکه یه خونواده رو احیا کنی هزار نقشه داری اما وقتی باهاشون مسقیما" مواجه شدی دیدی این خانه از پای بست ویرانست؟ اگه دیدی که مطمئنم دیدی درکم می کنی و میفهمی چه حالی داشتم اون موقع که اون بچه های بی گناه اسیر در فقر معصومانه نگاهت می کنن و توی نگاهشون یه دنیا حرفه اما تو وقت نداری کلی کار و زندگی داری که باید به اونا برسی.
اون بچه میخواست از فقر و گشنگیشون بگه از بابای معتادش بگه از مامانش که تبدیل شده به یه کسی که ناچاره به هر قیمت شده حتی تن دادن به فساد مواد شوهرش رو تامین کنه تا تو این جامعه یه سایه سر حتی معتاد و مفنگی داشته بشه.
اگه هم ندیدی یه سر به محله بی در و پیکر امامزاده ابوالحسن تو اتوبان شهید رجایی، خاک سفید،دروازه غارو... بزن اونوقت حرفام باورت بشه.
از یه بعد دیگه نگاه کنیم : حال تصور کن این بچه ها بزرگ بشن و به سن بلوغ یا کمتر برسن، دیگه نمیشه با وعده های قشنگ گولشون زد رفع نیازهاشون رو به فردا موکول کرد کافیه حس کنن یه کمبودهایی تو زنگی دارن اونوقت دو تا راه داره که یکی راهیه که شاید من و تو بهش میگیمو انتظار داریم اونم بهش عمل کنه: عزیزم آروم باش، به خدا توکل کن یه وقت دست از پا خطا نکنیا یه وقت نری معتاد شی می دونی مواد مخدر چی کار می کنه باهات؟ بشین درسات رو بخون ما انتظار کمتر از 20 هم ازت نداریم آفرین درس بخون و دکتر مهندس شو اصلا به بابای معتاد و مادر شایدخلافکارت!و وضعیت زندگیت توجه نکن.
یا راه دوم رو میرن میشن یکی مثل بابای معتاد یا یه کم شدیدتر یا خفیف تر، یا برای رفع نیازهایی که برای ما لوس و بی اهمیته اما برای اون عقده شده دست به دزدی و اخازی و باجگیری و هزار خلاف کوچیک و بزرگ یا حتی قتل میزنه. تازه از دید بعضی من و تو ما میشه خلافکار یا شاید حتی جانی ! اونوقت که تصمیم می گیریم اونو طرد کنیم و اینجام تنهاش بذاریم و تا جایی که میشه خودمونو بچه هامونو از این آدم بی گناه دور می کنیم.
بیا ... بیا و برای یکبار هم که شده هرچند دیر پای صحبت اینا بشینیم و به حرفا و دردو دلاشون به چراهاشون گوش بدیم لااقل بعدا" در موردشون قضاوت کنیم بعدا" این بی گناهارو گناهکارو جانی بخونیم. بیا به بچه های کانون اصلاح تربیت بگیم ما با اوناییم و می خوایم غفلتی که در حقشون کردیم رو جبران کنیم بگیم ما اومدیم به حرفاتون که فریاد بود یه موقع مشغله داشتیم و نشنیدیم حالا با اینکه دیر شده اما میشنویم پس هرچه دل تنگت می خواهد بگو که تو الان مشغله و فکر و ذهن منی.
وعده دیدار ما تاسوعا به آدرس: شهر زیبا،انتهای بلوار آیت ا... کاشانی،خیابان کانون،آمفی تئاتر کانون اصلاح و تربیت استان تهران،ساعت15.
اینم یه نوع دعوت بود دیگه امیدوارم کسی رو نیازورده باشم. دوستان امیدوارم همه بتونید حضور یابید.
البته منظورم این نبود بی خیال خودمون شیم و شب تا صبح به این بچه ها فکر کنیم ها!!!!
راستس داریم خونواده هایی که بچه هه حرف گوش کن بوده و فعلا" دست از پا خطا نکرده و با کمک بعضی از ما داره خوب درس می خونه ها خدا رو شکر ... .
می بینمتون.
غزاله مینوسپهر
- م.ونک ، ضلع جنوبی
- ابتدای خ.ولیعصر
- جنت آباد، تقاطع کبیری زاده، ضلع شرقی
- شریعتی، پل سید خندان
- شریعتی، سه راه طالقانی
هچنین فردا در برنامه در برنامه تازه ها بعد از اذان ظهر ویژه برنامه جمعیت با حضور خانم رحیمی در برنامه زنده پخش خواهدشد.
یک شنبه عصر آقای میمندی نژاد در مسجد حجه الابن الحسن (به سرپرستی حاج آقا فرقانی) بعد نماز مغرب و عشا سخنرانی خواهند نمود.

ضلع جنوبی میدان ونک
چگونه مي خواني حديث غربت حسين (ع) و عباس (ع) را در اين زمانه؟
با چه کلامي؟ با چه بياني؟
که حسين (ع) هنوز هم علي اصغر(ع) را بر دستانش گرفته و فرياد ميزند...
که هنوز عباس (ع) دستانش بريده مي شود...

چگونه است که نمي سوزيم
در قتلگاه اين روزگار که ما مي سازيم...
قتلگاهي که هر روز حسين (ع) و يارانش در آن کشته مي شوند و ما را توان شنيدمان نيست
چگونه است؟!....
کدامين حسين را با صدايي بلند مي خوانيم
کدامين حسين را...
حسين (ع) هنوز در کوچه هاي بي عدالتي ما به خاک و خون کشيده مي شود
قيمه و آش رشته و شله زرد مي شود
تا ما نبينيم
کودکاني که هر روز در اعتياد،فحشا، فقر و محروميت مي ميرند
کودکاني که هرروز قرباني مي شوند...
چگونه است که اين فرياد را نمي شنويم
آيا دوست من توان رد شدن از اين بيابانت هست؟
بيابان امروز ما...
که هنوز هم از عدالت و عشق و انصاف و مسلماني
در آن هيچ خبري نيست
آيا دوست من حسين (ع) را در اين بيابان زيارت کرده اي؟
...................
براي طفلان مسلم ديروز ميگرييم آيا براي طفلان مسلم امروز ميكوشيم؟
جمعيت دانشجويي امام علي (ع) همانطور كه در ماه مبارك رمضان به رسم مولاي شيعيان آيين كوچه گردان عاشق را بنا نهاد، در تاسوعاي حسيني به رسم سرور و سالار شهيدان، امام حسين (ع) كه براي اقامه ي قسط و عدل و ياري مظلومان به پاخاست، اقدام به برپایی طرحی با عنوان " طرح طفلان مسلم" نمود.
این طرح با هدف بررسی و رفع معضلات اجتماعی کودکان در جامعه برگزار شد و برای اولین سال بر روی کودکان کانون اصلاح و تربیت متمرکز گردید، اعضای جمعیت ، بعد از مراجعاتی که به کانون اصلاح و تربیت استان تهران داشتند، با جوی برخلاف آنچه در جامعه از شنیدن نام زندانی های کانون اصلاح و تربیت بر ذهن ها نقش می بندد ، مواجه شدند .
کودکان و نوجوانان مظلومی که عمدتا از شهر یا روستایشان برای کار مهاجرت کردند و در غربت و بی کسی ، به دلیل لحظه ای اشتباه به زندان افتاده اند. بعد از مطالعه ی پرونده ها و بررسی وضعیت عده ای از مددجویان و آشنایی با خانواده های آنان ، چند تن از مددجویان انتخاب شدند و تصمیم بر آن شد تا در فاصله ی تاسوعا تا اربعین حسینی برای آزاد سازی این کودکان تلاش شود، از اهداف مهم جمعيت امام علي(ع) در اين طرح اين است كه خيريني كه باني آزادي هر يك از مددجويان كانون اصلاح و تربيت مي شوند، مسئوليت پس از آزادي آنان را نيز تا زماني كه مددجو نيازمند كمكهاي مادي و معنوي است، بر عهده گيرند تا از باز گشت دوباره ي اين نوجوانان به چنين مكان هايي جلوگيري شود.
این طرح امسال نیز برای برای دوم به اجرا در خواهد آمد.

انشاالله روز تاسوعا ،ساعت 3 برنامه همايش طفلان مسلم برگزار خواهد شد. مکان همايش، سالن آمفي تئاتر کانون اصلاح و تربيت واقع در شهر زيبا، شهران، خ کانون مي باشد.
به کمک همه شما در موارد زير نياز است
پخش دعوتنامه. براي اين منظور جهت گرفتن دعوتنامه به خانه ايراني مراجعه کنيد(تلفن :55154165)
تبليغ طرح در بين دوستان و آشنايان
کمک به تکثير نشريه دانشجويي طرح
مشارکت در تکثير و توزيع خطبه امام حسين
در ضمن برنامه آزادسازي تعدادي مددجو نيز در دست اقدام است. لذا تمام سعي خود را جهت حضور و نيز تبليغ همايش داشته باشيد
اميد است با کمک و مشارکت همه دوستان، امسال نيز همايش موفقي را شاهد باشيم
بارها گفتن و شنيدن و انديشيدن و جلسه و بحث و بررسي كه اهداف طرح چيست و چه مي خواهيم از طرح طفلان مسلم
بارها دور هم جمع شديم، طرح داديم، برنامه ريختيم،با اين فرض اصل كه اهدافمان فرهنگي ست، كه هدف بچه آزاد كردن نيست، كه حتي اگر تمام بچه هاي كانون را هم آزاد كنيم ، باز هم بعدي ها سريع تر از قبل مي آيند، و بعدش هم مانده ايم كه با آنچه از پس زمينه ي كانون مي بينيم،چه مي توان كرد
و صدها سوال...، جواب صدها سوال كه اين پس زمينه را مي سازد!
چگونه در يك بازداشت، حكم سرقت بيش از سي گوشي موبايل يا چندين موتور، در عرض مدتي كوتاه مثلا يك يا دوماه ، بر پرونده ي نوجواني نقش بسته؟ چگونه مي شود شخصي در مدتي كوتاه به ناگاه موبايل دزد حرفه اي شده باشد؟
چرا آنچه ما ديديم عموماً نوجوانان مظلوم شهرستاني اند، با حكم هاي سبك و سنگين!، چرا در ميانشان حرفه اي ها و مايه دارها كمتر ديده مي شود؟ چرا اين اصطلاح باب است كه كسي كه كس و كاري داشته باشد،اينجا نمي ماند؟
چرا وقتي پولي باشد كه به حساب سازمان زندان ها واريز شود، به ناگاه حكم ها تغيير مي كند؟
داستان رايجي كه از ش.ك.ن.ج.ه ك.ل.ا.ن.ت.ر.ي ها از اكثر بچه هاي كانون و حتي مددكارها، به روشني مي شنويم، چرا عادي شده؟ چرا بودنش به همان راحتي كه در ميان عموم انكار مي شود، به همان راحتي در محافل مرتبط (مددكاران، وكلا، دانشگاهيان) بيان شده و ناديده گرفته مي شود؟ به راحتي مي گويند: همه مي دانند اما كاري نمي شود كرد
نام اين پديده را چه مي توان گذاشت؟: دو نوجوان به دعوت يك حرفه اي دست به سرقتي مي زنند و نگهبان را دست و پا مي بندند و سر بريدنش را به نظاره مي نشينند
چرا مسئولين كانون از طرف مسئولين سازمان زندان ها براي آزاد شدن هرچه بيشتر نوجوان تشويق مي شوند و اين تشويق و توجه صرفا بر كميت تعداد آزاد شده هاست، نه نحوه ي آزادي، نحوه ي اصلاح و تربيت صورت گرفته و نحوه ي مراقبت بعد از خروج؟
چرا با وجود اين همه تحقيقات و پروژه هاي دانشگاهي و فارغ التحصيلان پرشمار در زمينه ي علوم اجتماعي، مددكاري، روانشناسي، حقوق و ساير حوزه هاي مرتبط علوم انساني، شمار معضلات كودكان رو به افزايش است و طرح هاي تاثير گذار دانشگاهي طراحي و اجرا نمي شود؟
بحث و بررسي و پيشنهاد و جلسه ...، نظر دوستان برپايي يك سمينار بود با موضوع حقوق كودكان كه وقتي پخته تر شد و گروهي تشكيل شد براي پيگيري كارها، بنا شد سميناري با عنوان كلي معضلات كودكان تشكيل شود. فراخوان مقاله و طرح پرسش توسط دانشجويان و اساتيد و در نهايت دعوت از و مسئولين براي پاسخگويي و انجام اقدامات مناسب.
گروهي تشكيل شد، دعوت از اساتيد مختلف و مسئولين دانشگاهها براي همكاري انجام شد
شروع طرح بازخوردهاي قابل توجهي داشت و از طرف اساتيد و اساتيد هيئت علمي مورد توجه قرار گرفت و قول همكاري داده شد
اما در ادامه كم كم سست شديم، وقتي تنهايي ها بهانه گيرمان كرد در ايام امتحان و گرفتاري و سيل نمي شود ها
ماند تا شايد زماني ديگر
هرچند زهرا افتخارزاده ي عزيز سميناري با اهداف مشابه از طرف دانشجويان دانشكده داروسازي دانشگاه تهران برگزار كرد كه الحق و الانصاف كار بزرگي بود: "بخاطر عروسك هاي تو"
موازي با اين نگرش، هدف و دغدغه ي ديگري هم هميشه همراستا با اين طرح همراهمان بود، از همان زمان كه خطبه امام حسين را خوانديم
اينكه مي شود روزي ، ما و همه ي مردم جديدتر از آنچه هرساله راجع به امام حسين خوانديم و شنيديم، بدانيم و بشنويم؟
آيا مي توان درباب چه بايد كرد اين همه معضلات و گرفتاري ها، چاره اي در عاشورا و آزادگي بيابيم؟
آيا حسين (ع) تنها، نواده اي از پيامبر بود كه براي بازپس گرفتن حق خلافت منصوبي اش به پاخاست و پيروي از او تنها در صبر در سرنگوني حكومت ها معني پيدا مي كند؟
آيا مفاهيمي چون بي تفاوتي مردمان نسبت به حال همديگر، بحث حاجت، شفاعت، انتخاب و...، مابه ازايي در واقعه ي عاشورا و جايي براي بحث و سوال جواب پيرامون مفاهيم عاشورايي ندارد؟
...
و وقتي انديشمند مثل آقاي امامي در طرح همراهمان شدند و سلسله مباحث نويني با محوريت موضوع انتخاب، در مورد جنبه هاي مختلف زندگي و مشكلات اين دوران، از دل درس هاي مكتب عاشورا بيرون كشيدند، و در سه سخنراني روزهاي همايش مطرح كردند، اميد و انگيزه مان به ادامه دادن اين راه صد چندان شد.
اينكه سميناري برپا شود، با سوالاتي به روز و سخنراناني صاحب انديشه ، تا جريان فكري جديدي در ميان مردم به وجود آيد ، جرياني از سر انديشه و تعالي يابنده با مشورت و انتخاب.
حالا مانده ايم با كم بودن ها، كه اگر چونان ابراهيم هركدام امتي بوديم، يا حتي 100 نفر، يا حتي 10 تا، اين كار تا به اكنون كليد خورده و بود و چه بسا پيش از تاسوعا اجرا مي شد
اما كميم و كم مانديم، در انتظار روزي شايد!
شايد غيرت و همتي مضاعف كه زودتر برخيزيم
شايد ياراني عاشق و همراه و تازه نفس، كه آنان بياغازند
شايد ابراهيم واره اي توان مند كه برخيزد و ما به كمكش باشيم
شايدهاي تلنبار شده!
اگر هستيد و باشيم زودتر بهتر است كار شروع شود تا در اين فاصله ي مانده تا اربعين دو سمينار مردمي و دانشجويي برپا شود
پيشنهادهايمان را براي موضوعات و سوالات محوري، يا سخنراناني كه مثلا مدت هاست حرف هاي زيادي براي گفتن دارند اما مجال و اجازه اي نمي يابند مطرح كنيم
از سخنرانان انتخاب شده دعوت كنيم و موضاعات منتخبمان را پيشنهادي مطرح كنيم
و در نهايت فاز اجرايي را براي در اختيار گرفتن سالن آمفي تياتر در دانشگاه، و فرهنگسرا و تبليغات و اسم نويسي، شروع كنيم
زرين مينوسپهر عزيز مسئول بخش سمينارها شده كه همه ي كاسه كوزه ها را سر او بشكنيم، اگر در مورد طرح مطلب بيشتري خواستيد بدانيد، تلفنش را پيدا كنيد!
يا همينجا بگوييد و بپرسيد...

جمعیت امداد دانش آموزی،دانشجویی، مردمی امام علی (ع) در نظر دارد در پی جنایات غیر انسانی در غزه و کشتار بی رحمانه مردم بی دفاع خصوصا زنان و کودکان همنوع، ضمن محکومیت این حرکت غیر انسانی بیانیه ای نیز به زبان فارسی و انگلیسی صادر نماید.
لازم به ذکر است که صدور بیانیه حداقل کار لازم در این جهت می باشد. در همین راستا دوستانی که هر گونه خبر در مورد غزه را بدست می آورند به ایمیل اینجانب ارسال نمایند. همچنین طرح خود را جهت محکومیت این جنایات نیز پیشنهاد دهید.
هر جنایتی مقصری دارد ولی قربانیان این جنگ بی گناهند.
پ.ن : کلیه دستاوردها به صورت پراکنده در وبلاگ غزه از جمعیت امام علی (ع) قرار خواهد گرفت.
خوش تر آن باشد که سر دلبران . . . گفته آید در حدیث دیگران
* چارلز دیکنز (نویسنده انگلیسی)
اگر منظور حســــین جنگ در راه خواسته های دنیایی بود من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند ؟ پس عقل حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد.
واشنگتن ایروینگ(مورخ آمریکایی)
برای امام حســـین ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن به اراده یزید نجات بخشد،لیکن مسوولیت پیشوایی مسلمین اجازه نمی داد که او یزید را به عنوان خلیفه بشناسد. او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیه آماده ساخت، در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگهای تفتیده... روح حســـین فنا ناپذیر است؛ای پهلوان من و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من، حســـــین!
* موریس دوکبری (اندیشمند فرانسوی)
حســـین برای شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام مرتبه اسلام از جان و مال و فرزندان گذشت و زیر بار استعمار و ماجرا جویی یزید نرفت، پس بیایید ما هم شیوه او را سر مشق قرار داده از زیر دستی یزیدیان نوعی رهایی یابیم و مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دهیم، زیرا مرگ با عزت و شرافت بهتر از زندگی با ذلت است.
* توماس کارلایل (فیلسوف و مورخ انگلیسی)
بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم این است که حســین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق با باطل روبرو می شود اهمیت ندارد و پیروزی حســــین با وجود اقلیتی که داشت باعث شگفتی من است.
*پرسی سایکس (خاور شناس انگلیسی)
حقیقتا آن شجاعت و و دلاوری که این عده قلیل از خود بروز دادند به درجه ای بوده است که در تمام قرون متمادی هر کسی که آن را شنید بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود. این عده مردم دلیر غیرتمند، نامی بلند و غیر قابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند.
* کورت فریشلر (مورخ مشهور آلمانی و نویسنده کتاب امام حسین و ایران )
تصمیم ثابت حســـین برای فداکاری مطلق نه ناشی از لجاجت بود، نه معلول هوی و هوس؛ او با پیروی از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاری کند تا مجبور نشود بر خلاف عقیده و آرمان والای خود با سازش کاری با یزید بن معاویه به زندگی ادامه دهد.
- مجله چهلچراغ طی دو صفحه مطلب همایش طفلان مسلم را معرفی نمود.
- سه شنبه گذشته فیلمبردار شبکه ۱ در خانه ایرانی از فعالیت های طرح طفلان فیلم گرفت.
- یک شنبه هفته جاری ویژه برنامه جمعیت امام علی(ع) و طفلان مسلم به همراه حضور زنده نماینده جمعیت در برنامه تازه ها پخش خواهد شد.
- تا کنون ۲۴ مددجو شناسایی شده و پرونده آن ها مرود بررسی قرار گرفته و با خودشان نیز صحبت شده. یک شنبه هفته جاری نیز در حدود ۶ مددجو به این تعداد اضافه خواهند شد و در همان روز طی جلسه ای ۳۰ مددجو شناسایی شده مورد ارزیابی و اولویت بندی قرار خواهند گرفت.
- شناسایی خانواده کلیه مددجوها به صورت همزمان توسط تیم شناسایی در حال انجام است.
- انشالله سه شنبه ساعت ۳ در کانون اصلاح و تربیت همایش تاسوعایی طفلان مسلم برگزار خواهد شد.
پ.ن : گفتوگو با محکوم به قصاص در یک قدمی مجازات
بنام خدای بزرگ،بنام خدای خودم و بنام خدای تو
محرم کربلا عاشورا حسین و......
حسین یاریم کن جهل مردم از تو بتی ساخته است زمانی که به آنها گفته میشود مرا کافر میخوانند حسین یاریم کن....
حسین یعنی بنام مقدس انسان بتها و تمام خدایان دیگر را شکستن حتی شکستن خدای واحدی که عدلش فراموش مردمان شده است......
قدرمندترین نیرویی که خدا به انسان داده نیروی تفکر و تعقل است چیزی که در اسلام به آن تاکید فراوان شده است.
بزارید یه جور دیگه شروع کنم فرض کنید که در محرم هر مداح روزی 20 هزارتومان می گیرد و مداحی میکند( حال از این بگذریم که مداحهای مشهور میلیونی برای یک شب میگیرند.) پس 10 شب محرم میشه 200 هزارتومان. حالا فرض کنیم که در تهران حدود 5000 تکیه، هیئت و مسجد وجود دارد این مبلغ در تهران حدود 1 میلیارد میشه که در کل ایران به مبلغی بالاتر از 10 میلیارد میرسه.(جدا از هزینه هایی که صرف خریدن تجهیزاتی از قبیل طبل، پرچم و ... میشه)
حالا یه جور دیگه به مسئله نگاه می کنیم ساختن یک مدرسه شبانه روزی برای کودکان مناطق محروم حدود 5 میلیارد و ساختن یک بیمارستان در مناطق محروم حدود 7 میلیارد هزینه داره.
حالا چند تا سوال.....
آیا گریه کردن برای حسین سودی برای او دارد یا برای کسانی که با گریه انداختن مردم بدنبال کسب درآمد هستند؟
آیا حسین شهید شد که برایش گریه کنیم یا راه بزرگی که او با خون رنگینش به ثبت رسانید را ادامه دهیم؟
کدام بهتر است گریه کردن برای حسین یا کمک به همنوع و خدمت رسانی به خلق خدا؟
آیا حسین راضی میشود که بچه ای 11 ساله معتاد به مواد کراک شود و جوانی 16 ساله به خاطر غفلتی چند به زندان بیافتد و ما همچنان برای او اشک بریزیم؟
آیا حسین شهید شد که خون سرخش پرچم رنگینی باشد که ما بر سر ظالم بکوبیم یا آنرا پرچم سیاهی بکنیم و بر سر خود بزنیم؟
ثواب آخرت در چیست: نجان دادن زنی که بخاطر فرزندش مجبور به تن فروشی میشود یا ضربه زدن به جسم مبارکی که خداوند آنرا در این دنیا به انسان امانت داده است؟
تو دوست عزیز، تو هستی و من و خدای ما، اندکی فکر کن، تعقل کن ببین به چه میرسی آنگاه نظرت را بگو ولی این را به تو بگویم که پاسخت هر چه باشد باز دوستت دارم چون تو منی و من توام و تو نور خدای من هستی و همینو بس......
نقل از وبلاگ اکبر فکری
غزه در آتش/ غزه بمباران
کربلا آماج حمله/ کربلا: دشت بی یاران
راهها در غزه تنگ و بسته و دل ها کجا؟!
آب ها گم می شوند تا کربلا، دل ها کجا؟!
کربلا، آرامگاه خفتگان جان نثار
غزه، شهر خون و آتش/ شهر عزم و انتظار
کربلا در لحظه های پایداری و حضور
غزه با ایمان مردان، همچنانش پر ز نور
غزه، تکرار حجیم حجره ی تاریخ
کربلا، آغاز تاریخ...
غزه، تمدید وجود...
محمدی را قبول دارم که رسالتش در عاشورا تجلی می یابد.
نبوتی را می پذیرم که پیامش در عاشورا کمال می بخشد.
قرآنم، قرآنی است که به کربلا وصل می شود
ابراهیمم ، ابراهیمی است که به حسین می پیوندد
و اسماعیلم ، اسماعیلی است که به پسر حسین میرسد،
من بی حسین هیچ کسی را و هیچ چیزی را نمی پذیرم
در وارث آدم هم گفته ام
که چون حسین از طواف بیرون می آید
و صف حاجیان را می شکافد و به سوی دیگری می شتابد ،
تو چه را طواف می کنی و بر گرد چه می چرخی؟
و امروز رسالت شیعه چیست ؟
رسالت شناخت است.
طرح واقعه نیست ، تحلیل واقعه است، محبت نیست بلکه معرفت است....
" دکتر شریعتی "
به نظرم بد نیست که سعی کنیم به سوال مطرح شده( امروز رسالت شیعه چیست؟) جواب بدهیم و موضوع بحثمان این باشد به امید اینکه به قول خانم حبیبیان بت خودمان را پیدا کنیم و بشکنیم .
| تابوت نمادين حضرت علي (ع) در بروجرد تشييع شد |
|
به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان لرستان : حجتالاسلام محمدباقر محمديپيام، سرپرست سازمان تبليغات اسلامي بروجرد گفت: تشييع تابوت نمادين حضرت علي (ع) همه ساله در روز ۲۱رمضان در اين شهرستان برگزار ميشود. حجتالاسلام محمدباقر محمديپيام افزود: آنچه علي را براي همه علي (ع) كرد، رزمآوري او نبود كه اين تنها يكي از خصائل او بود بلكه آنچه كه در كنار ايمان ، دلاوري ، معرفت و صفاي علي (ع) او را بزرگ جلوه داد، روح زلال و جوانمردي ايشان بود. گفتني است در اين آيين معنوي،هزاران نفر از شهروندان عزادار بروجردياز مقابل مسجد امام (ره) تا امام زاده جعفر (ع) به ياد تشييع غريبانه پيكر پاك و مطهر حضرت امير مومنان علي (ع) به عزاداري و مرثيهسرايي پرداختند. در كنار اين آيين معنوي، برخي هياتهاي سينه و زنجيرزن نيز با عبور از خيابانهاي مختلف شهر بروجرد به مرثيهسرايي و عزاداري در سوگ نخستين امام شيعيان پرداختند. قابل ذكر است كه هياتهاي عزادار به نيابت زيارت مزار مطهر حضرت علي (ع) بر مقبره امام زاده قاسم(ع) و امام زاده جعفر(ع) و گلزار شهداي بروجرد حاضر شدند و به شهيدان گلگون كفن اداي احترام كردند. منبع : اینجا *** نظرتون چیه دوستان ؟ یه لینک مربوط به مطالب قبلی : کلیک کنید
|
قضات شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان با این استدلال که رضایت شفاهی، درحضور عده ای از گواهان تعرفه شده، منجز نمی باشد پرونده اتهامی موکل را برای اجرا به دایره اجرای احکام ارسال نمود. پیش تر نیز دادستان تهران مقرر نموده بودند که حکم قصاص بهنود شجاعی که در سن ۱۷ سالگی مرتکب جرم شده بود تا تاریخ ۴/۱۰/۱۳۸۷ اجرا گردد. با این احتساب و تفاصیل متاسفانه حکم به مرحله اجرا در آمده است و تا این تاریخ بهنود اعدام خواهد شد مگر آنکه اولیاءدم رضایت کتبی خود را اعلام کنند هر چند از نظر وکلای این پرونده رضایت به صورت شفاهی اخذ شده است.
همانطور که می دانید بهنود شجاعی در ماههای گذشته، چندین بار پای چوبه دار رفته و بنا به درخواست بسیاری از افراد خیر با دستور توقف عملیات اجرایی، اجرای حکم صادره توسط ریاست محترم قوه قضاییه متوقف می گردد تا رضایت اولیاءدم اخذ و این نوجوان از مرگ رهایی یابد. تا اینکه به دفعات تعدادی از افراد - چه مشهور و چه غیر مشهور - به نزد اولیاء محترم دم رفته تا بتوانند با مذاکره رضایت آنها را جلب کنند پس از بحث و تبادل نظر مفصل، در نهایت افرادی ازجمله عزت الله انتظامی، پرویز پرستویی، سید محمد مجابی، دکتر محمود گلزاری و رضویان در تاریخ ۱۷/۴/۸۷ به منزل اولیاء دم رفتند در این جلسه مذاکرات مفصلی در خصوص موضوع صورت پذیرفت؛ در پایان این جلسه اولیاء محترم دم ( مادر و پدر مقتول ) صراحتآ گذشت خود را از قصاص و به دار آویختن بهنود شجاعی اعلام داشته و صراحتآ عفو از قصاص نمودند؛ بر این اساس آقایان عزت الله انتظامی، پرویز پرستویی و پور احمد برای آنکه مبلغی بعنوان دیه به اولیاء دم پرداخت کنند تا تقدیر و تشکری بر این گذشت باشد، به صورت مشترک حسابی افتتاح و از مردم درخواست شد تا کمکهای خود را به این حساب واریز نمایند. این امر در حال انجام بود تا اینکه بازپرس شعبه اول دادسرای امور جنایی تهران جناب آقای شاملو گویا با شکایت اولیاء دم، دستور مسدود نمودن حساب مشترک را داده و مقرر می نمایند تا این هنرمندان احضار شوند؛ احضار هنرمندان بعنوان متهم، باعث ایجاد جو متشنجی در کشور می گردد به گونه ای که پرونده به دستور دادستان تهران از ید بازپرس شاملو خارج و با رسیدگی در دادسرای کارکنان دولت قرار منع تعقیب صادر می شود؛ چرا که افتتاح حساب بانکی صرفآ در راستای رضایت اعلامی بوده است.
در این خصوص ماده ۲۲۹ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می نماید:« در مواردی که دلیل اثبات دعوا یا موثر در اثبات آن، گواهی گواهان باشد برابر مواد زیر (منظور ماده ۲۳۰ ) عمل می شود در بند الف صراحتآ موضوع « عفو از قصاص » ذکر شده و حد نصاب اثبات عفو از قصاص را با گواهی دو مرد اعلام نموده است برخلاف نظر دادیار اجرای احکام جناب آقای جابری در هیچ جایی از این مقرره ذکری از این که این بند از ماده قانونی ناظر به مواردی است که مجنی علیه قبل از مرگ جانی را از قصاص نفس عفو نماید یعنی موردی که در ماده ۲۶۸ قانون مجازات اسلامی به آن تصریح دارد، نشده است این بند از قانون عام بوده و تمامی مواردی که در نهایت منجر به قصاص عضو یا نفس می شود را شامل می گردد، اینکه دادیار محترم اجرای احکام بر خلاف موازین قضایی در جایگاه قاضی تصمیم گیرنده حکم قرار گرفته و رفع ابهام می کند و در نهایت اظهار نظر به زیان محکوم علیه می نماید، صرفنظر از اینکه بر خلاف رویه و عدالت قضایی وآیین دادرسی اجرای احکام است در ماهیت فاقد وجاهت قانونی می باشد. ولی به هر حال تنها مرجع صالح برای رسیدگی به این موضوع مهم را که جان آدمی در میان است، دادگاه صادرکننده حکم رای بدوی می باشد؛ لذا در راستای رسیدن به واقعیت طی لایحه ای از قضات شعبه ۷۴ استدعا نمودم تا مقرر نمایند با تعیین وقت از حاضرین جلسه صلح وسازش دعوت گردد تا شهادت آنان را استماع نمایند. چرا که تصریح بند قانونی فوق الذکر مشخصآ به موارد کیفری بوده و بدیهی است که در امور حقوقی موضوعی تحت عنوان قصاص وجود ندارد که عفو از قصاص را بدان بار نمایید و بگوییم این عنوان مندرج در باب ادله اثبات، صرفا به امور حقوقی تصریح دارد و ارتباطی به مواردی کیفری نخواهد داشت. قصاص طبق بند ۲ ماده ۱۲ قانون مجازات اسلامی از جمله اقسام پنجگانه مجازاتهاست که صرفا به امور کیفری اختصاص دارد لذا ادعای مطروحه قابلیت استماع و رسیدگی دارد لیکن دادگاه این ادعا را قابل استماع ندانست و رد نمود.
هر چند عقیده دارم حکم صادره به هیچ عنوان عادلانه نیست این درخواست کاملا قانونی بوده و لازم است تا قضات شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان از شهود دعوت بعمل آورده و در خصوص گذشت یا عدم گذشت اولیاءدم تحقیق بیشتری نماید.
اینجانب در تاریخ ۷/۲/۱۳۸۷ به زندان رجایی شهر کرج رفته و وکالت آقای بهنود شجاعی را که توسط قضات شعبه ۷۴ کیفری استان تهران طی دادنامه شماره ۶۲ مورخ ۱۰/۷/۱۳۸۵ محکوم به قصاص نفس شده را پذیرفتم. در تاریخ ۸/۲/۱۳۸۷ به دایره اجرای احکام دادسرای ناحیه ۲۷ تهران ویژه امور جنایی مراجعه و توانستم پرونده اتهامی موکلم را مطالعه کنم. ضمن آنکه ایراداتی و ابهامات بسیاری در اجرای حکم صادره وجود دارد تمام مراحل و تشریفات اجرا طی شده و با استیذان از آن مقام معظم وقت اجرای حکم به تاریخ ۱۸/۲/۱۳۸۷ ساعت ۵ صبح در محل زندان اوین تعیین شده است این حکم با دستور ریاست قوه قضاییه متوقف گردید بعد از آنهم وقت اجرا تعیین شده بود که باز هم به دلیل حساسیت موضوع اجرای حکم متوقف شد اینجانب به همراه آقای اولیایی فر اقدامات فراوانی نمودیم تا پرونده مجددا مورد بررسی قرار کیرد ولی متاسفانه به اظهارات قانونی مان توجهی نشد به هر حال شرحی از پرونده از نظر گرامیتان می گذارد.
۱- چون موکلم در زندان بازداشت بوده و دسترسی به امکانات خارج از زندان به خصوص وکیل مدافع نداشت به ناچار تقاضای اعمال ماده ۱۸ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب خود، مبنی بر رسیدگی مجدد به پرونده و اعاده دادرسی، را در تاریخ ۱۰/۵/۱۳۸۷ مرقوم و از همان محل به شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان ارسال می نماید ریاست محترم شعبه در ذیل درخواست موکل دستور می دهند که اعمال ماده ۱۸ اقدام گردد به عبارت دیگر دستور ریاست شعبه حاکی از آن بود که طبق ماده ۱۸ قانون یادشده، پرونده به مرجع ذیصلاح که همان دادستان کل کشور می باشد ارسال شود ولی متاسفانه به این خواسته قانونی موکل ترتیب اثر داده نشد.اجرای حکم قصاص نفس موکل از این لحاظ که حق وی مبنی بر اعاده دادرسی و درخواست رسیدگی مجدد معلق مانده، جای تردید دارد چه بسا امکان نقض دادنامه صادره از این طریق وجود دارد.
۲- در تاریخ ۲۸/۵/۱۳۸۴ زمانی که موکل ۱۷ سال بیشتر نداشت به این طریق نزاعی در ونک پارک تهران رخ می دهد که یکی از دوستان موکل به نام حسام با وی تماس می گیرد و موضوع اختلاف خود با فردی به نام امید را مطرح می کند موکل برای حل و فصل اختلاف آنان وارد ماجرا می شود موکل به محل وقوع جنایت می رود و می بیند مقتول با دوستش در حال جر و بحث می باشد موکل آنها را جدا می کند و در حین برگشت مقتول به موکل ناسزا می گوید درگیری بین این دو آغاز می شود موکل ادعا می کند که در دست مقتول چاقو بوده است وی برای دفاع از خود تکه شیشه ای تهیه و در شدت درگیری با شیشه ای که در دست داشت یک بریدگی بر روی سینه مقتول ایجاد می کند و متواری می شود. پرونده ای در این رابطه تشکیل و تحقیقات مقدماتی آغاز می گردد و در نهایت موکل بنا به درخواست اولیاءدم محکوم به مرگ می گردد.
۳- موکل به دادنامه صادره از شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان اعتراض می کند و اعلام می دارد که تنها یک ضربه چاقو به مقتول زده و بیش این ضربه ای وارد نکرده و بارها منکر ارتکاب جرم قتل عمد شده است لیکن قضات شعبه ۳۳ دیوانعالی کشور نیز ترتیب اثر نداده و حکم صادره را طبق دادنامه شماره ۱۳۴ در مورخه ۹/۴/۱۳۸۶ تایید می نمایند تایید این دادنامه در حالی است که ایرادات بسیاری در پرونده وجود دارد که تعدادی از آنها را به اختصار بر می شمارم:
اولا- در گواهی پزشکی قانونی جراحتهای وارد به مقتول ذکر شده و علت تامه مرگ نیز عنوان شده است لیکن ادعای موکل که عنوان نموده، تنها یک ضربه به مقتول زده است ترتیب اثر داده نشده است در این مورد لازم و ضروری بود تا مرجع رسیدگی کننده به پرونده، از پزشکی قانونی استعلام می نمود که آیا بریدگیهای وارد شده به مقتول هر دو بر اثر اصابت یک جسم برنده می باشد یا از دو جسم تیز و برنده استفاده شده است. مطمئنا در صورتی که پزشکی قانونی گواهی می نمود یا نماید که از دو جسم برنده استفاده شده است نشان می دهد شخص دیگری نیز در هنگام درگیری سلاح سرد در دست داشته است و این موضوع تاثیر بسزایی در مسئولیت کیفری موکل دارد.
ثانیا- موکل از بدو دستگیری و در مراحل دادرسی، اذعان داشته که با شیشه به مقتول آنهم تنها یک ضربه وارد نموده است. برخی از شهود نیز اظهارات موکل را گواهی نموده اند این موضوع می بایست توسط پزشکان پزشکی قانونی مورد بررسی قرار می گرفت که بریدگی ایجاد شده توسط چه نوع جسم برنده ای، ایجاد شده است که متاسفانه تحقیقات در این زمینه تنها در چارچوب بازجویی از شهود صورت گرفته، شهودی که اظهارات متعارضشان، شهادت را از عداد دلایل خارج می کند.
ثالثا- یکی از مواردی که رافع مسئولیت کیفری متهمین یا مجرمین می باشد موضوع دفاع مشروع است متاسفانه مرجع رسیدگی کننده به پرونده در این خصوص نیز هیچگونه تحقیقی به عمل نیاورده است بر مرجع قضایی است که هم دلایل به نفع متهم و هم دلایل به ضرر او را جمع آوری کند در این پرونده دلایل بسیاری وجود دارد که نشان می دهد موکل در مقام دفاع مشروع حتی آن یک ضربه چاقوی مورد ادعای خود را وارد نموده است هر چند او از کرده خویش پشیمان بوده و تقاضای عفو و بخشش از اولیاء دم را دارد.
رابعا- طبق ماده ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک که مقرر می نماید :« … مجازات مرگ و یا حبس ابد را بدون امکان بخشودگی نمی توان در مورد کودکان که در سن زیر ۱۸ سالگی مرتکب جرم شده اند اعمال نمود.» و با تصویب مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۲ و عدم مغایرت این ماده قانونی با موازین شرعی طبق نظر شورای نگهبان، حکم صادره، مخدوش می باشد.
محمد مصطفایی وکیل بهنود شجاعی
منبع : خبرنامه امیر کبیر
پ.ن : طبق اخبار جدید رسیده، حکم موقتا متوقف شد.
سوره ای تا ابد بی تحریف !
تورات را می خواندم . چه قدر عجیب بود ! انگار همه چیز به هم ریخته . هیچ کس در جای خودش نیست ! داوود و سلیمان کلکسیون گناهان کبیره اند ! باید بخوانی و حیرت کنی . . .
می گذارم به حساب شرایط آن زمان که لابد اقتضا می کرده چنان رفتارهایی را
می گذارم به حساب کاتبانی که ناخواسته در بازنویسی هاشان تغییرات روزگار را جاری ساخته اند
می گذارم به حساب تحریفات کاهنان مزور و بیش از همه همین !
. . . و حساب ها که پر می شوند هنوز نا آرامم .
بنگر که درباره قرآن و رسول و امامان چه می گویند ! ببین چگونه آیاتی خاص را می خوانند و تعبیری می کنند که بسیار قانعت می سازد که خوبانی که دل بسته شان بودی نیز از قماش دادوودها و سلیمان های بی قید و غیرت و قدرت طلب توراتند !
هر چه داشتم سوزاندی نویسنده ؛ مرحبا !
امید به خیر و روشنی را در من کشتی ؛ تبریک !
روزی به حیرانی گذشت . . .
***
گام بردار ای آیه !
بر بال های جبرئیل فرود آمدی گویا . . . که این چنین راستی از بودنت می تراود ! دردت را گفتی که مظلومانند . عزمت را گفتی که آبادی شهرهاست و انذار کردی دانایان خاموش بی رسالت را !
اینک گام بردار و پیش آ . . . ای آیه ی تحریف ناپذیر عشق ! ای سوره ی بی تغییر ایمان ! ای قرآنی که نفس می کشد ، در بازارها قدم برمی دارد ، مانند ما غذا می خورد و از گوشت و پوست و استخوان است : ای قرآن مجید ! ای قرآن کریم . . . ! :
ای حسین !
به منش تو ایمان دارم ، حتی اگر لاینقطع در وصف زندگانیت و زندگانی پدر و جدت به بحث های بی هوده قدرت و ثروت و زن بپردازند ! آن کوته بین ناقدانی که مردان روزگار را چون خود بی همت و حمیتشان ، دریوزه قدرت و ثروت و زن می پندارند و ملاکشان همه جا و همه وقت از نوک بینی ها شان ، شکم و زیرشکمشان فراتر نمی رود ! . . . ای وای که چه بد می اندیشند ؛ دریغا که چه کریه ! افسوسا که چه زشت !
ای آیه خداوندی ! سپاس باد وجودت را !
آن جا که دار و ندارت را ، قبیله خوبان را به قربانگاه بردی روایت انحراف انبیا را باطل ساختی و چشم فتنه را درآوردی و نخستین و آخرین اصول تمامی ادیان را در گوش زمانه فریاد کردی :
عدل و عشق !
با یقین قیام کردی تا شک ها را بسوزانی ؛ چه عظمتی دارد یقینی که شک را می سوزاند و تردید را می شکند !
ای فرزند علی ! ای سوره ی تا باد بی تحریف !
زین پس با تورات و انجیل و قرآن مردمان را قضاوت نمی کنم ؛ بلکه این کتب را ، تمامی مکاتب را و همه ی آدمیان را به مردانی می سنجم که عدل و عشق را از خاندانشان بیش تر دوست می دارند !
رسول حقی تو و گواهی بر این که در همه ادوار ، در تاریخ بشریت :
حقیقت وجود داشته ،
حقیقت وجود دارد
. . . و حقیقت وجود خواهد داشت !