تبليغاتX
طفلان مسلم

طفلان مسلم

 

حضور با سعادت و عاليقدر ریاست محترم شعبه سوم تشخيص ديوان عالي كشور

 

با سلام

احتراما بدينوسيله اعضاي جمعيت امداد دانشجويي مردمي امام علي(عليه السلام)- برگزار كنندگان مراسم كوچه گردان عاشق در شب هاي ماه مبارك رمضان- و خيرين مرتبط با اين جمعيت و تمامي اشخاص حقيقي و حقوقي كه به نحوي با اين جمعيت مستقل همكاري دارند، به اطلاع مي­رساند:

 

این جمعیت دانشجوئی در ایام سوگواری تاسوعا تا اربعین سال 85 با برپائی مراسم طفلان مسلم با هدف اشاعه­ي سيره­ي عملي امام حسين(ع) در آزادي و آزادگي روح و جان انسان­ها و متمرکز نمودن فعالیت خود بر کانون اصلاح و تربیت(علاوه بر فعاليت مستمر خود در زمينه هاي عام المنفعه ي ديگر كه همانا وظيفه­ي خود دانسته و مي­داند)، اقدام به آزاد سازی و حمایت از مددجویان محروم و بی­بضاعت کانون نمود و با کمک هموطنان خیر، این مراسم در طی دو همایش در سالن اجتماعات کانون اصلاح و تربیت به اجرا درآمد.

در این میان بر حسب حكمت الهي پرونده یکی از مددجویان کانون توجه دست اندرکاران این طرح را به خود جلب نمود و این تقاضانامه نيز مبنی بر رسیدگی در خصوص آن پرونده به شماره كلاسه­ي  می­باشد که به جهت يادآوري به استحضار عالي مي­رساند:

پرونده­ي مذكور متعلق به نوجوانی به نام مصطفی ... است که سه سال پیش قربانی حادثه تلخی گشته که سرنوشت کنونی وی را برایش رقم زده است. مصطفی به همراه خواهر و برادر و مادرشان که پس از متارکه از پدر معتاد خانواده به تنهائی سرپرستي خانواده را به عهده دارد، در خيابان شهيد رجايي محله سیزده آبان زندگی می کند. مادري که چندين سال بار مسئوليت خانواده را به تنهايي به دوش کشيده است برای پسر بزرگش مصطفي يک موتور سیکلت مي خرد که اميدوار است از اين پس این موتور برای مصطفی و خانواده اش منبع درآمدي بوده و اندکی از سختي­هاي زندگيشان بکاهد و وقتی مصطفی موتورش را که برای او تنها یک موتور نیست بلكه امیدها و آرزوهای یک خانواده و حاصل سالها تلاش مادرش است، در معرض سرقت می بیند می باید از حق تمام خانواده دفاع کند. وقتی شخصي كه قصد سرقت موتور را داشته برخورد و مقاوت مصطفی را می بیند با به راه انداختن سر و صدا از هم محلي هايش كمك مي­خواهد و تعداد زيادي از دانش آموزان 15 تا 18 ساله ي دبيرستاني كه در آن مكان حضور داشتند به صورت دسته جمعي به مصطفي حمله مي كنند؛ موتور وی را به زمین انداخته و به آن خسارت وارد می­کنند و خود مصطفی را مورد ضرب و جرح قرار می­دهند كه آثار ضرب و جرح نيز بر بدن وي مشهود بوده و به تائيد دادگاه مي­رسد، در این میان ناظرین نه تنها به یاری مصطفی نمی­شتابند، که او را در میان جنگی که تنها برای حفظ تمام موجودیتش بدان قدم گذاشته تنها می گذارند و همچون مشاهده صحنه­ي یک بازی دو طرف را تشویق می­کنند. اما اين دعوا برای مصطفی در زير ضربات پي در پي ضاربين و چاقويي كه ضارب خارج نموده و به سوي او حمله ور شده است نه تنها بازی نبود بلكه دفاع از مظلومیت مادر و خانواده و و دفاع از جان خويش تلقي مي گرديد و نمي توانست خود را بدون هيچ عكس العملي در اختيار شخص حمله كننده قرار دهد و به ناچار از خود دفاع نموده و حين درگيري و كشمكش فيزيكي، علي الظاهر در اثر فشارهاي طرفين به يكديگر چاقويي كه در اختيار ضارب بوده به بدن خودش فرو می­رود.

علی هذا با توجه به سن مصطفی در آن زمان (5/15 سالگی) كه با احتساب ايام ماه هاي قمري و اينكه هيچ گونه نشانه و آثار ظهور بلوغ در وي مشاهده نشده و تقاضاي معرفي وي به پزشكي قانوني جهت احراز اين واقعيت نيز مورد اجابت دادگاه بدوي قرار نگرفته و مصطفي مظلوم عليرغم صغر سن در دادگاه بزرگسالان و تنها یک شاهد بالغ(فراش مدرسه) و یک شاهد 13 ساله که نه تنها سن شاهد اخير به لحاظ نرسيدن به سن بلوغ از موجبات فقدان شرايط شاهد قانوني مي باشد, بلكه اظهارات ضد و نقيض وي من جمله رنگ لباس مصطفي و از همه مهمتر سوابق سوء نامبرده (علي الظاهر روابط نا مشروع) از موجبات بطلان و عدم پذيرش شهادت وي بوده، ولي مع الاسف مصطفي ملزم به ديدن دو صحنه ي اعدام مي گردد كه به زعم عوامل بازجويي درس عبرتي براي وي گردد!! و مصطفی هر بار با دیدن هر صحنه­ی اعدام و تصور طناب دار بر گردن خود بارها مرگ را با تمام وجود تجربه می­کند.

علي الحال قطع نظر از موارد مذكور، شاكي پرونده و پدر مقتول به عنوان ولي دم طي صورت جلسه اي در اجراي احكام كه كپي آن به پيوست تقديم مي گردد ضمن عدول از حق قصاص خويش مطالبه­ي ديه ظرف شش ماه را نموده است و از آنجا كه در خواست قصاص و يا مطالبه ي ديه مطابق قواعد شرعي و مقررات قانوني حق اولياي دم مي باشد و همچنان كه استحضار دارید حق قابل اسقاط و عدول نمي­باشد، در موضوع فوق نيز با اسقاط حق قصاص ديگر موجبي براي در خواست چنين حقي موجود نمي باشد.

لذا اين جمعيت در راستاي اجراي هدف هاي ارزشمند خود و با استناد به اینكه مسئولین کانون اصلاح و تربيت مصطفی را در طول اين سه سال همواره نوجوانی با اخلاق و مورد اعتماد و داراي ارزشهاي شخصيتي معرفی نموده­اند, با تلاش هاي فراوان موفق به تهيه­ي مبلغ كامل ديه و واريز به حساب مرجع مربوطه نموده­اند به اين اميد كه اين اقدام بتواند نوجواني را كه همواره مورد تاييد مسئولين كانون اصلاح و تربيت بوده و ناخواسته و بدون آنكه قصد وارد نمودن ضربه اي راداشته باشد صرفا به لحاظ اينكه در درگيري به صورت ناخواسته چاقويي كه در دست طرف ديگر دعوا بوده به خود شخص وارد شده است را نجات داده و وارد زندگي اجتماعي نمايند كه علاوه بر نجات مصطفي كه همانا مطابق با آيات قرآني نجات شخص برابر نجات جامعه است، ،موجبات سرپرستي مصطفي و خانواده اش و كمك به امرار معاش مادر، برادر و خواهر مظلومش نيز فراهم آيد.

مع الوصف با توجه به عرايض مذكور و تاكيد دوباره­ي اينكه مصطفي در هنگام درگيري چاقويي به همراه نداشته و هيچ شناختي از مرحوم مقتول نداشته و اين نشان از عدم وجود قصد قبلي براي درگيري مي­باشد و با عنايت به عدول پدر مرحوم مقتول از حق قصاص، استدعاي صدور تصميم شايسته در خصوص پرداخت ديه از محضر عالي رادارد.

پیشاپیش از عنایتی که در این زمینه مبذول خواهید داشت سپاسگزاریم.                  

 

 

 

 

                                                                      با سپاس فراوان

جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 16:21  توسط   |