تبليغاتX
طفلان مسلم

طفلان مسلم

بعد از اولین جلسه ای که با مسئولان کانون داشتیم،نکاتی به نظرم آمد که خواستم با شما هم در میان بگذارم:

اولین اینکه آقای محسنی اشاره کرد که مذهبییون چندان از اینجاها استقبال نمی کنند؛به قول او آنها بیشتر ترجیح می دهند به بچه یتیم ها و سید ها و خانواده های محروم سر بزنند(به تعبیر من مواردی که در آنها از امامان الگو داریم).از طرف دیگر، افرادی که برای خودشان مسئولیت اجتمایی قائلند بیشتر در اینجا حضور دارند.جالب اینجا بود که در جواب در خواست ما مبنی بر ملاقات با بقیه مددکاران افتخاری می گفت اگر بعضی از آنها را ببینیم ،وحشت می کنیم.

نکته دیگری که از حرفهای ایشان براشت کردم این بود که به علت کمبودها، پیگیری درستی از وضعیت بچه ها بعد از ترخیص به عمل نمی آید؛همین امر باعث می شود که پای ۳۰ درصد از آنها دوباره به زندان باز بشود.

فکر می کنم یکی از زمینه هائی که در آن باید کار کنیم،دنبال کردن همین قضیه باشد.ضمن اینکه در اکثر موارد،اوضاع خانواده هاست که زمینه ساز انحرافات می شود؛به همین خاطر باید در طول گذراندن دوران محرومیت ، با خانواده هایشات در ارتباط باشیم تا بعد از در آمدن از کانون،به خاطر شرایط خانواده ها،مجبور به تکرار اشتباهاتشان نشوند.

مطلب دیگری نیز به نظرم آمد که بیشتر جنبه پژوهشی دارد و متأسفانه مغفول مانده،و آن هم بحث ریشه یابی و یافتن علت هاست؛چرا که به گفته آقای محسنی آنها آنقدر سرشان شلوغ است و کار سرشان ریخته که فرصت این کارها را ندارند و به همین خاطر چیز به این مهمی روی زمین مانده.اینجاست که نقش دانشجویان پررنگ می شود.به نظرم ترکیب این تحقیقات با نتایجی که از پیگیری وضعیت آنها بعد از رهائی بدست می آوریم ،میتواند بسیار مفید باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 14:17  توسط   | 

خدایا تو خود آگاهی که آنچه از ناحیه ما صورت گرفت، رقابت در کسب قدرت یا خواهش فزون طلبی نبود.بلکه برای این بود که سنن تو را که نشانه های راه تو اند،باز گردانیم و اصلاح آشکار و چشمگیری در شهرهای تو به عمل آوریم؛که بندگان مظلوم  و محرومت امان یابند و مقررات به زمین مانده تو،از نو بپا داشته شوند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 12:42  توسط   | 

اگر سه چیز نبود، فرزند آدم هرگز سر تسلیم فرو نمی آورد. فقر، بیماری و مرگ.

 

 

جز به یكى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد.

 

 

احتیاج و مراجعه مردم به شما از نعمتهای خداست. پس از این روزی و نعمت خسته نشوید.

 

 

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.

 

 

بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 2:20  توسط   | 

 

این جلسه روز دوشنبه با حضور مدیر و معاون مجموعه اقایان محسنی و رستمی برگزار شد

طبق صحبت های آقای محسنی این مرکز شامل حدود 400 کودک و نوجوان در دو قسمت دختران و پسران میباشد و تنها کانون اصلاح و تربیت در استان  تهران است...لطفا ادامه مطلب را بخوانید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 10:1  توسط   | 

امام حسين عليه السلام هنگام حرکت از مدينه به سوي مکه اين وصيت نامه را نوشت و با مهر خويش ممهور ساخت و به برادرش محمد حنفيه تحويل داد.

بسم الله الرحمن الرحيم. هذا ما أوصي به الحسين بن علي إلي أخيه محمد بن الحنفية إن الحسين يشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريک له و أن محمداً عبده و رسوله جاء بالحق من عنده و أن الجنة حق و النار حق و الساعة آتية لاريب فيها و أن الله يبعث من في القبور و أني لم أخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و إنما خرجت لطلب الإصلاح في امة جدي(صلي الله عليه و آله ) أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنکر و أسير بسيرة جدي و أبي علي بن أبي طالب فمن قبلني يقبول الحق فالله أولي بالحق و من رد علي هذا أصبر حتي يقضي الله بيني و بين القوم و هو خيرالحاکمين، و هذه وصيتي إليک يا أخي! و ما توفيقي إلا بالله، عليه توکلت و إليه أنيب.
امام حسين عليه السلام هنگام حرکت از مدينه به سوي مکه اين وصيت نامه را نوشت و با مهر خويش ممهور ساخت و به برادرش محمد حنفيه تحويل داد:
\" بسم الله الرحمن الرحيم...؛ اين وصيت حسين بن علي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي مي دهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد(ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق( اسلام) را از سوي خدا( براي جهانيان) آورده است و شهادت مي دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسان ها را در چنين روزي زنده خواهد نمود.\"
امام در وصيت نامه اش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود:
\" من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدم، رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم، علي بن ابي طالب(ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد( و از من پيروي کند) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند( و از من پيروي نکند) من با صبر و استقامت( راه خود را) در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بني اميه حکم کند که او بهترين حاکم است. و برادر! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست، بر او توکل مي کنم و برگشتم به سوي اوست.\"

انگيزه هاي قيام حسين(ع)

امام(ع) در سخنان خود در پاسخ وليد و مروان اولين انگيزه قيام و مبارزه و علت مخالفت خود با يزيد بن معاويه را بيان کرد و اکنون به هنگام حرکت از مدينه در وصيت نامه خود به انگيزه ديگر يا به علت اصلي قيام خود، يعني امر به معروف و نهي از منکر و مبارزه با مفاسد وسيع و مسائل ضداسلامي و ضدانساني حکومت يزيدي و اموي، اشاره مي کند و مي فرمايد:
اگر آنان از من تقاضاي بيعت هم نکنند من باز هم آرام و ساکت نخواهم نشست؛ زيرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر سر بيعت با يزيد نيست که با سکوت آنان در موضوع بيعت، من نيز سکوت اختيار کنم؛ بلکه وجود يزيد و خاندان وي موجب پيدايش ستم و گسترش فساد گشته است . و من براي امربه معروف و نهي از منکر و احياي قانون جدم رسول خدا(ص) و زنده کردن راه و رسم پدرم علي(ع) و بسط عدل و داد به پاخيزم و ريشه اين نابه ساماني ها، يعني خاندان بني اميه را قلع و قمع نمايم و همه جهانيان بدانند که حسين جاه طلب، طالب مقام و ثروت، شرور، مفسد و اخلالگر نبود و اين حالت از روز اول تا ساعت آخر و تا لحظه آخر در روح حسين(ع) متجلي و متبلور بود.


منبع : سخنان حسين بن علي عليه لسلام از مدينه تا کربلا ، محمد صادق نجمي ، ص 54

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 14:31  توسط   | 

با تشکر از تمامی کسانی که مطالب مفید و متناسبی را برگزیده اند  بزودی لیست کتبی که درباره عاشورا و قیام امام حسین است در وبلاگ قرار گرفته خواهد شد.   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 11:2  توسط   | 

مطلب زیر از وب سایت http://www.porsojoo.com بدون هیچ گونه دخل و تصرفی آورده شده است.

فصل دوم:ابعاد و فلسفه‌ی قیام عاشورا

چرا امام حسین(ع) با این که می‎دانست به شهادت می‎رسد، خانواده خود را به همراه برد؟
‎ تکلیف اجتماعی در آیین اسلام، ویژه‎ی مردان نیست، بلکه زنان متعهد و مسلمان نیز در برابر جریان حق و باطل و مسأله ولایت و رهبری، وظیفه دارتد و باید از رهبری حق، دفاع و پیروی کنند و از حکومت و فسادهای مسؤولان نالایق انتقاد نمایند و در صحنه‎های گوناگون اجتماعی حضوری مؤثر داشته باشند.
در تداوم مسیری که حضرت زهرا (س) در حمایت از امام معصوم(ع) و افشاگری علیه رویه ‎های ناسالم زمام‎داران داشت، زنان ـ به خصوص حضرت زینب(س) ـ نیز در نهضت کربلا دوشادوش امام حسین(ع) مشارکت داشتند.

هر قیام و نهضتی عمدتاً از دو بخش خون و پیام تشکیل می‎گردد. مقصود از بخش خون، مبارزات خونین و قیام مسلحانه می‎باشد که مستلزم کشتن و کشته شدن و جانبازی در راه‌ آرمان مقدس است و مقصود از بخش پیام نیز، رساندن و ابلاغ پیام انقلاب و بیان آرمان‎ها و اهداف آن است.
با بررسی قیام مقدس امام حسین(ع) این دو بخش کاملاً در آن به چشم می‎خورد؛ زیرا انقلاب امام حسین(ع) تا عصر عاشورا مظهر بخش اول، یعنی بخش خون و شهادت، بود و رهبری و پرچم‌داری نیز بر عهده‎ی خود ایشان قرار داشت، و پس از آن، بخش دوم به پرچم‎داری امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) آغازید با سخنان آتشین خود، که پیام انقلاب و شهادت سرخ آن حضرت و یارانش را به آگاهی افکار عمومی رسانیدند و طبل رسوایی حکومت پلید اموی را به صدا درآوردند.
با توجه به تبلیغات بسیار گسترده و دامنه‎داری که حکومت اموی از زمان معاویه ضد اهل‎بیت(ع) ـ به ویژه در منطقه‎ی شام ـ به راه انداخته بود، بی‎شک اگر بازماندگان امام حسین(ع)، یعنی زن و بچه‎های ایشان، به افشاگری و بیدارسازی نمی‎پرداختند، دشمنان اسلام و مزدوران قدرت‎های وقت، نهضت بزرگ و جاویدان آن حضرت را در طول تاریخ کم ‎ارزش و چهره‎ی آن را وارونه نشان می‎دادند؛ هم چنان که برخی در تهمتی درباره‎ی امام حسن(ع) گفتند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 8:41  توسط   | 

این جمع میخواهد کربلایش را پیدا کند ، عاشورایش را پیدا کند، بداند که امام حسین (علیه السلام ) برای چه شهید شده است. ما برای شهید 1400 سال پیش گریه نمی کنیم ، برای کسی می گرییم که باید بیاید و نیامده است. « کل یومٍ عاشورا و کل ارضٍ کربلا » ، آیا فقط باید سینه زد؟ یا به زیاد رفت؟ چه باید کرد؟ عاشورا کجاست؟ کربلا کجاست؟ رفتن به هیئت ها و سینه زدن ها و شام خوردن ها ، رفتن به زیارت ، اشک ریختن و گریه کردن ها ، دیگر چه...؟

بچه های فاسد، خواب جامعه، جامعه آلوده، ...، آیا قیام لازم ندارد؟ برای ریشه کن کردن فقر، اعتیاد، فساد، آیا همه مسئول نیستیم؟ آهای توئی که نماز میخوانی! روزه می گیری! در عزای ائمه به سر و سینه می زنی! در شادی ائمه دست می زنی و شاذی می کنی! زیارت میروی و گریه میکنی! کربلایت کجاست؟ عاشورایت کدامین ساعت و روز است؟ مگر نه اینکه کل ارضٍ کربلا کل یومٍ عاشورا؟ تو! تو برای عاشورا و کربلا چه میکنی؟ چرا کاری نمی کنی؟ چرا پس هیچ حرکتی نمی کنی؟ فقط زندگیت را میکنی؟ آه... دلم به درد آمده است، بس است دیگر! بس است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 4:13  توسط   | 

«كعبه در تسخير بني‌اميه بود، حجي كه گرداننده‌اش يزيد باشد، براي مسلمين فايده‌اي نخواهد داشت. اين پشت كردن به كعبه و اعمال حج در چنين روزي و اينكه بعد بگويد من براي رضاي خدا رو به جهاد مي‌كنم و پشت به حج، رو به امر به معروف مي‌كنم و پشت به حج، اين يك دنيا معني داشت.» شهيد مطهري (حماسه حسيني)

اكنون نيز حجهاي زيادي بر گردن ما است، حجهاي لوكس و نوراني، اما جهاد و انفاق چه مي‌شود؟ كدام را انتخاب مي‌كنيم؟!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 21:31  توسط   | 

مطلب زیر از وب سایت http://www.porsojoo.com بدون هیچ گونه دخل و تصرفی آورده شده است. ضمن عذر خواهی به خاطر حجم بالا، بخش دوم این مطلب نیز ان شالله در ادامه خواهد آمد.

فصل اول: پیشینه و فلسفه‌ی عزاداری امام حسین علیه السلام

آیا این مطلب صحّت دارد که امام سجاد(ع) در عزای پدرش امام حسین(ع) خون گریه می‎کرد؟
‎ منظور از «خون گریه کردن» این است که عمق مصیبت و عزاداری امام سجاد(ع) بیان شود و در هر صورت، به چنین لفظی در منابع برخورد نکردیم. اگر چه یکی از القاب آن حضرت «بکّاء» بود؛ البته خون دل خوردن حضرت از فراق پدرش امام حسین می‎تواند توجیه‎گر این اصطلاح باشد.
در زیارت ناحیه‎ ی مقدسه ‎ی منسوب به امام عصر(ع) نیز نزدیک به این معنا دیده می‎شود که حضرت فرموده باشد: «به قدری بر تو گریه می‎کنم که اگر اشکم تمام شد، به جای اشک از چشمانم خون جاری شود.»

امام سجاد(ع) ـ فرزند امام حسین(ع) ـ یکی از حاضران و ناظران صحنه‎ی خونین کربلا در سال 61 هجری بودند. از نزدیک شهادت پدر بزرگوارش، عموی عزیزش حضرت عباس و برادرانش علی‎اکبر و علی‎اصغر(ع) و شهادت تمام یاران امام و برخی از صحابه‌ی رسول خدا و بنی‎هاشم را در کربلا مشاهده نمود و عمق فاجعه‎ی دردناک این حادثه و هتک حرمت اهل‎البیت‎(ع) و اسارت آن‎ها را به خوبی درک کرد، و هر انسانی به جای او بود از شدت غم و اندوه، قالب تهی می‎کرد. امام سجاد(ع) ندای «هل من ناصر ینصرنی» پدرش را می‎شنید و با آن‎که از شدّت بیماری، در بستر افتاده بود، می‎خواست به سوی میدان برود که امام حسین(ع) به خواهرش ام‎ّکلثوم فرمود: «او را نگاه دار، که از نسل پیامبر در زمین باقی بماند.»[1]

امام زین العابدین(ع) به همراه عمّه‎های خود و خواهران و سایر اسیران بنی‎هاشم و غیر آن‎ها، به اسارت برده شد و فشارهای روحی و روانی سختی را متحمّل گردید و در عین حال برای ابلاغ پیام سیدالشهدا(ع) خطبه‎ها ایراد فرمود و در این کار، با موفقیت کامل و پیروزمندانه بر دشمنان و بنی‎امیه فائق آمد و همراه عمه‎اش زینب، انقلاب دیگری در اجتماع آن روز و جامعه غفلت زده اسلامی به پا کردند.

امام(ع) با به یاد آوردن حادثه‎ی عاشورا و خاطرات پدر و یاران و برادرانش گریه می‎کرد و اساساً، چنان که اخبار صحیح گزارش می‎دهند، آسمانها [2]و زمین[3] و حیوانات وحشی و جمادات و نباتات و مجردات، اعم از جنیان [4]و پریان[5] (ملائکه)، در عزای سالار شهیدان(ع) گریستند و مدت‎ها ماتم آن‎ها ادامه داشت. این اخبار از طریق علمای عامه نیز نقل شده است و از لحاظ تکوینی صحیح می‎باشد و هیچ خدشه‎ای بر آن‎ها وارد نیست؛ چرا که بر اساس احادیث فراوانی، امام حجّت خدا است و تمام موجودات، در تکوین وجودشان به وجود او وابسته است و در حقیقت برقراری آسمان‎ها و زمین و حیات موجودات و استمرار آن، از وجود امام و حجت الهی سرچشمه می‎گیرد و سلسله حیات در هستی، متعلق و مشروط به وجود آن‎ها است.[6] پس در این اندیشه اصیل، جای هیچ تردید نیست که مخلوقات هستی در فقدان حجت الهی...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 6:59  توسط   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 6:48  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 14:25  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 22:56  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 13:7  توسط   | 

هیچ قومی با یکدیگر مشورت نکردند مگر آنکه به پیشرفت خود رهنمون شدند.

حضرت امام حسین (علیه السلام)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 10:21  توسط   | 

 

و برخي گويند : « در قرآن آمده: « ولا تلقوا بايديکم الي التهلکه » (خود را به دست خويش در مهلکه نيندازيد) و امر به معروف و نهي از منکر شرايطي دارد و امام حسين (عليه السلام) که مي دانستند شهيد ميشوند نبايد خود و خانواده خود را در مهلکه مي انداختند »

اما آيه معنايش اين نيست که در را ه خدا جهاد نکنيد که چنانکه کشته شديد خود را به دست خويش در مهلکه انداخته ايد ، آيه در موردي نازل شد که مسلمين در هنگام اقدام به دفاع ، مامور بودند که هر کس به قدر وسع خويش سازوبرگ  و زاد ورحله بياورد وظاهرا بعضي در اين امر تعلل ميکردند و حاضر نميشدند که آنچه لازم است از مال انفاق کنند ، آيه آمد که « انفقوا في سبيل الله و لا تلقوا بايديکم الي التهلکه » ( در راه خدا انفاق کنيد و خود را [در اثر تسامح و يا بخل در انفاق] در مهلکه ميندازيد. )

دليل بر اين مطلب روايت حذيقه بن اليمان است از اصحاب پيامبر اکرم که ميفرمايد: «نزلت في النفقه» (در باره ي انفاق نازل شد) و اين روايت را ابن ابي حاتم و بخاري از حذيقه و اعمش و سيوطي از ابن عباس و مجاهد و عکرمه و سعيد حبيبر و عطاء و ضحاک و حسن بصري و قتاده و سدي و مقاتل بن حيان که همگي از صحابه يا تابعين مي باشند نقل نموده اند.

بر گرفته از کتاب : «بررسي تاريخ عاشورا » ص27و28

 نوشته ي: دکتر محمد ابراهيم آيتي و علي اکبر غفاري

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 0:41  توسط   |